دوست دارم امشب برم کتابای خواهر زادم و بخونم و بخوابم
اصن اونا بهترن
خیلی دوست دارم ی بار دیگ پنج شنبه باشه و برم خونه مامانبزرگم و ببینمش
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
خیلی دوست دارم ی بار دیگ پنج شنبه باشه و برم خونه مامانبزرگم و ببینمش
تا باغ رضوان راه زیاده کنسله
تنها کسی ک کنار خیابون باهاش نون داغ و شربت گلاب و زعفرون میخورم دختر خالمه
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
تنها کسی ک کنار خیابون باهاش نون داغ و شربت گلاب و زعفرون میخورم دختر خالمه
تنها کسی که برام گل آفتابگردون میخره چون میدونه دوسش دارم دختر خالمه