رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
کلا منو تو همدیگرو توی دوست داشتن حساب نمیکنیم دقت نمودی؟ عادی شده
حساب میکنم من هنیشه تو ذهنم تبصره ی تو وجود داره
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
من واقعااااا وجود این استاد و دوست دارم
منی ک ازش متنفرم؟
حالا ی مشت دخترو خاطرخاش کرده نمیشه اصن حرف زد جلو شاگرداش بخام بیشتر برم جلو
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
حضرت عباسی چقدر زر زدین
... عفت کلامت کجا رفته