برای بار ۱۲۹۳۸۹۲۹۳ میگم
هیچ وقت به هیچ عنوان
شب های امتحانی
با خودتون نگید که خب
دراز میکشم و میخونم ...
چون همین ک دراز کشیدید دوثانیه بعدش
شما دارید خواب هفت پادشاهو میبینید
یکی پرسید لایوات درباره چیه ...
هیچی . پوچیه محض فقط تو راه برگشت از مدرسه میخام حوصلم سر نره
و برای همین اصن نبینید چیزی قرار نیست بگم توش
شاید حالا بعدا یه چیزی به ذهنم رسید دربارش حرف زدیم
امروز حقیقتا برگام ریخت
داشتم زنگ تفریح همینجوری یهو اومد تو ذهنم
به شهدای محراب فکر میکردم
بعد اومدیم سر کلاس و یه تیکه درس شهدای محراب بودن
حس فرا طبیعی بودن داشتم .
قبلا همیشه یه دلیلی بود که برم مدرسه
مثلا
برم دوستمو بببینم
امروز با فلان دبیر کلاس داریم که دوسش دارم
وای برم یه چیزیو برا دوستام تعریف کنم
درس امروز قشنگه برم
هر روز یه دلیلی داشتم برا رفتنم و خب زیادم بد نمیگذشت
ولی چند روزه متنفرم از مدرسه رفتن هیچ دلیلی ندارم دیگه که برم هیچی