رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
و تجمع ناگت ها "
من هوس ناگت کردم
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
بقیه : قورمه سبزی بار گذاشتم من :ناگت سرخ میکنم •.•
من امروز لازانیا درست کردم
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
بمیری
حالا اینقد خشن لازم نیست بیا خونمون برات میپزم
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
من امروز لازانیا درست کردم
... بزرگ شدیا
رِمبِراری [بر وزن بلوبری ] -
حالا اینقد خشن لازم نیست بیا خونمون برات میپزم
حالا من بیام خونه شمااا