گفت خواب در چشم هآیت بود اما تو بیدار نشسته بودی چرا ؟!
گفتم من سعی می کردم بخوابم اما …
هی یادم افتاد …
هی یادم افتاد …
هی یادم افتاد …
🙂✨🤍
خنده هایم دیدو گفتا فارغی گویا ز غم گفتمش؛ ما درد را با خنده کتمان میکنیم:)️ 🫠✨🤍
گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!
ریزدم خون، کاش چون رنجید از من خاطرش؛
ترسم از یادش رود، چون روزگاری بگذرد!
آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را
خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد
شادم از باد صبا، گر با سگان آستان
عرض حال من کند، چون از دیاری بگذرد
حلقه حلقه کرده یی مشکین کمند زلف را
تا کشی در دام خود هر سو شکاری بگذرد
دیدی آذر، عاقبت گلچین این گلشن نداد
آن قدر فرصت، که بر بلبل بهاری بگذرد :)
🫠✨🤍
با ما ک نمک گیر غزل بود چنین کرد ؛
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد :)!
✨🫠
کاش اونقدر شهر کوچیک بود که در خونه رو باز میکردیمو هرکی رو که این روزا زیادی دلتگشیمو مقابل چشم هامون میدیدیمش :)! 🙂✨🤍