عباس بن علی ع
سردار شجاع کربلا
یکی یکی داغ عزیزان دید. ولی اذن میدان ندارد.
امین | یک سیاسی خوانده
عباس بن علی ع سردار شجاع کربلا یکی یکی داغ عزیزان دید. ولی اذن میدان ندارد.
اما صدای عطش طفلان بالا رفته است.
ابیعبدالله از ساقی کربلا آب طلب کردند.
از القاب قمر منیر بنیهاشم، أب القربة است. پدر مشکها...😭
عباس دستها را پر از مشک کرد و راهی فُرات شد.
امین | یک سیاسی خوانده
اما صدای عطش طفلان بالا رفته است. ابیعبدالله از ساقی کربلا آب طلب کردند. از القاب قمر منیر بنیهاش
مشکها را یک به یک پر از آب کرد اما عباس لب به آب نزد.
حسین و طفلان حرم، تشنه هستند.
کوه وفاست عباس...
رود را تا به ابد، تشنهی مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت
امین | یک سیاسی خوانده
مشکها را یک به یک پر از آب کرد اما عباس لب به آب نزد. حسین و طفلان حرم، تشنه هستند. کوه وفاست عباس.
عباس با #امید به طرف خیمهها حرکت کرد.
در بین نخلستان اما گروهی از دشمن کمین کرده بودند.
وقتی چند مشک همراه داشته باشی جنگ کردن سخت است. مخصوصا اگر گروهی از هر طرف حمله کنند.
اما عباس تا امید داشت کسی را توانایی جنگیدن با فخر عرب نبود.
از پشت نامردی دست راست ابوالفضل را قطع کرد
بعد هم دست چپ
اما عباس باز به طرف خیمه میرفت. با #امید.
اما وقتی باران تیرهای دشمن به مشکها خورد، امید اباالفضل هم ناامید شد.
امین | یک سیاسی خوانده
عباس با #امید به طرف خیمهها حرکت کرد. در بین نخلستان اما گروهی از دشمن کمین کرده بودند. وقتی چند مش
اینجا مقاتل مینویسند:
فَوَقَفَ العباسُ مُتَحيرا...
عباس در تحیر ماند.
بگذریم.
تا آمدم بنویسم رسیدیم به ساعات قتال خود امام حسین
از شهادت عباس بن علی
از شهادت عبدالله رضیع [علی اصغر]
از شهادت عبدالله بن حسن و...
بگذریم.
امین | یک سیاسی خوانده
بگذریم. تا آمدم بنویسم رسیدیم به ساعات قتال خود امام حسین از شهادت عباس بن علی از شهادت عبدالله رضی
اباعبدالله الحسین پس از وداع با اهل حرم وارد میدان شد.
مقاتل دشمن میگویند:
به خدا سوگند ندیدیم مردى را که فرزندان و اهل بیت و یارانش کشته شده باشند و با این همه درد، اینگونه دلیرانه در صحنه نبرد حاضر شود و اینقدر از دشمنانش بکشد.
امام پس از هر قتال، با لبان تشنه ذکر
"و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظیم" را با صدای بلند میگفتند.
این ذکر اهل خیام را آرام میکرد.
امین | یک سیاسی خوانده
اباعبدالله الحسین پس از وداع با اهل حرم وارد میدان شد. مقاتل دشمن میگویند: به خدا سوگند ندیدیم مردى
لشگر یزید عادت کرده بود وقتی یارای جنگ تن به تن را با سپاه امام حسین نداشت، گروهی فرد را دوره میکردند. اگر دوره کردن گروهی هم جواب نمیداد باران تیر و سنگ به فرد پرت میکردند.
در هنگامهی نبرد دشمن سنگی را به پیشانی مبارک سیدالشهداء علیهالسّلام زدند😭
آقا خواستند با دامن عربی خون را از سر و صورت خود پاک کنند که حرملهی ملعون تیری را به سمت قلب حضرت نشانه گرفتند.😭
آقا از بالای اسب به زیر افتادند. 😭
برای بار دوم در کربلا
امین | یک سیاسی خوانده
لشگر یزید عادت کرده بود وقتی یارای جنگ تن به تن را با سپاه امام حسین نداشت، گروهی فرد را دوره میکرد
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
امام علیه السّلام فرمودند:
"بسم اللَّه و باللَّه و على ملّة رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله"
و آنگاه سر به آسمان برداشتند و گفتند: خداوندا تو میدانى که اینان مردى را مىیکشند که بر گستره زمین جز او فرزند دختر پیامبر نیست.
😭😭😭
امین | یک سیاسی خوانده
امام علیه السّلام فرمودند: "بسم اللَّه و باللَّه و على ملّة رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله" و آ
دشمن امام را احاطه کرد اما به سوی ایشان هجوم نبردند.
همه ایستاده بودند به نظارهی حسین ع 😭
امین | یک سیاسی خوانده
دشمن امام را احاطه کرد اما به سوی ایشان هجوم نبردند. همه ایستاده بودند به نظارهی حسین ع 😭
گروهی به امام هجوم بردند
عبدالله پسر امام حسن به یاری عمو آمد. دشمن، عبدالله را بر روی سینهی امام شهید کرد.
دو نفر بر روی سینهی سیدالشهداء شهید شدند. یکی علی اصغر و دیگری عبدالله بن حسن