من هم از قول امام به مسئولین تشکیلات قضایی، به مسئولین اوین و جاهای دیگر گفتم دختران این منافقین را اعدام نکنید؛ به قضات هم گفتم دیگر حق ندارید برای دختران حکم اعدام بنویسید؛ این حرفی بود که من گفتم؛ بعد آمدند این طرف و آن طرف اینطور وانمود کردند که فلانی گفته دخترها را اعدام نکنید اول آنها را صیغه کنید بعد اعدام کنید! اینها در خارج از کشور هم منافقین این را دست گرفته بودند؛ اصل جریان همین بود که من عرض کردم.
ما تلاش داشتیم که زنان و دختران غیر از آنان که مرتکب قتل شدهاند اعدام نشوند؛ نشدند، من در همان زمان هم این دروغ تبلیغاتی مجاهدین خلق را تکذیب کردم، اما خوب آنها به تأیید یا تکذیب من کاری نداشتند، حرف خودشان را میخواستند بزنند؛ و بالاخره نظر من این بود که زنان اعدام نشوند و چون نوعاً در رابطه با مجاهدین دختران در زندان بودند تعبیر به دختران کردم، ولی شیاطین کلام مرا تحریف کردند.[۱]
اینکه بعد از گذشت حدود ۴٠ سال هنوز این شبهه نسل به نسل در حال چرخیدنه و بازخورد میگیره جای نگرانی و تاسف داره، هم برای مردم هم برای دستگاههای جهاد تبیینگر!
📙منابع:
۱. خاطرات حسینعلی منتظری| جلد ۱ | فصل دهم | صفحهی ۶۲۲
https://t.me/Ghalomaghal/16511
آمین..؛
اینکه بعد از گذشت حدود ۴٠ سال هنوز این شبهه نسل به نسل در حال چرخیدنه و بازخورد میگیره جای نگرانی
تو بچه شیعه ای؛
سلاح تو بصیرته! 💡🌱
امروز سحر یهو به خودم اومدم و دیدم این آخرین ماه رمضانیه که مامانم میاد منو بیدار میکنه برای سحری. آخرین ماه رمضانیه که برام سحری درست میکنه و من دست و صورتم و میشورم و سریع میشینم پای سفره. آخرین ماه رمضانیه که خونه ی بابام زندگی میکنم و میتونم با این حال و احوال و ضعف بدنم راحت بخوابم و استراحت کنم.
هر وقت احتیاج داشتم بتونم کلا زندگیو بذارم کنار و یکروز کامل خودمو تو اتاق حبس کنم و کسی کاری به کارم نداشته باشه. غمگینم؛)