eitaa logo
کانال امیرکیایی
1.2هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.8هزار ویدیو
69 فایل
مداح وسخنران اهلبیت دارای تحصیلات دانشگاهی وحوزوی بابیش از ۴۰سال خدمت درخانه اهلبیت (ع)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔭🔮🔭🔮🔭🔮🔭🔮 🔮🔭 🔭 💎 تقویم نجومی 💎  ✴️ دوشنبه 👈29 آبان / عقرب 1402 👈6 جمادی الاول 1445👈20 نوامبر 2023 🕌 مناسبت های دینی و اسلامی. 💠اغاز جنگ موته و شهادت جعفر بن ابیطالب علیهما السلام. 🌙⭐️ امور دینی و اسلامی. ❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است: ✅امور زراعی و کشاورزی. ✅غرس اشجار. ✅امور و اقدامات قضایی. ✅قرض و وام دادن و گرفتن. ✅دیدار روسا و مسئولین. ✅و خوستگاری و عقد ازدواج خوب است. 🚘 سفر: مسافرت همراه صدقه باشد. 🤕 مریض مراقبت بیشتری نیاز دارد.(منظوری مریضی است که امروز مریضیش شروع شود). 👶زایمان مناسب و نوزاد خوب تربیت شود. 🔭 احکام و اختیارات نجومی. 🌓 امروز قمر در برج دلو و از نظر نجومی  مناسب برای امور زیر است: ✳️ختنه نوزاد و نام گذاری. ✳️شراکت و امور شراکتی. ✳️آغاز بنایی و خشت بنا نهادن. ✳️تعمیرات ساختمان. ✳️امور زراعی و کشاورزی. ✳️و درختکاری نیک است. 🟣 امور مربوط به نوشتن ادعیه و حرز و نماز و بستن آن خوب است. 👩‍❤️‍👨 مباشرت و مجامعت: مباشرت امشب:فرزند دهانی خوشبو دارد و بسیار مهربان است و مباشرت برای سلامتی مفید است. 💇‍♂ اصلاح سر و صورت: طبق روایات، (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ،باعث بلای ناگهانی می شود. 🔴 حجامت: یا در این روز از ماه قمری ، باعث رعشه اعضا می شود. 🔵ناخن گرفتن: دوشنبه برای ، روز مناسبی است و برکات خوبی از جمله قاری و حافظ قران گردد. 👕دوخت و دوز لباس: دوشنبه برای بریدن و دوختن روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت میشود. ✴️️ استخاره: وقت در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن). ✳️ ذکر روز دوشنبه : یا قاضی الحاجات ۱۰۰ مرتبه. ✳️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد. 💠 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به و . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. 😴😴 تعبیر خواب تعبیر خوابی که امشب شبِ سه شنبه دیده شود طبق ایه ی 7 سوره مبارکه "اعراف" است. الوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه... و از معنای آن استفاده می شود که خواب بیننده انجام کاری از کارهای خود را به افرادی واگذارد برخی در انجام ان تلاش کنند و برخی سستی کنند و از چشم وی بیفتند. و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید 🌸زندگیتون مهدوی 🌸 🌸به امید پرورش نسلی مهدوی ان شاءالله🌸 🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿 🌸زندگیتون مهدوی 📚 منابع مطالب کتاب تقویم همسران نوشته ی حبیب الله تقیان @taghvimehamsaran با این دعا روز خود را شروع کنید 🌟بسم الله الرحمن الرحیم🌟 ✨ *اللّهُمَّ اِنّی اَسأَلُکَ یا قَریبَ الفَتحِ وَ الفَرَجَ یا رَبَّ الفَتحِ وَ الفَرَج یا اِلهَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ عَجِّلِ الفَتحَ وَ الفَرَجَ سَهِّلِ الفَتحَ وَ الفَرَجَ یا فَتّاحَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا مِفتاحَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا* *فارِجَ الفَتحِ وَالفَرَجِ یا صانِعَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا غافِرَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا رازِقَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا خالِقَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا صابِرَالفَتحِ وَ الفَرَجِ یا ساتِرَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ وَاجعَل لَنا مِن اُمُورِنا فَرَجاً* *وَمَخرَجاً اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینَ بِرحمتک یا اَرحَمَ الرّاحمینَ✨ 🔭 🔮🔭 🔭🔮🔭🔮🔭🔮🔭🔮
🔴 توصیه عجل الله تعالی فرجه به خواندن سوره یس بعد از نماز صبح 🔵 امام زمان ارواحنا فداه در تشرف آیت الله مرعشی نجفی (ره)خواندن سوره یس را بعد از نماز صبح به ایشان سفارش نمودند.(۱) 🌕 همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر کس سوره «یس» را برای رضای خداوند بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند ۱۲ ختم قرآن به او خواهد داد.(۲) 📚 (۱) تشرفات مرعشیه ص ۲۹ 📚 (۲) مجمع البیان، ج ۸ ص ۲۵۴ 🌹🌾🌸🍃🌻🍃🌸🌾🌹 أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ 💠http://eitaa.com/amirkiaei1
💠بین الطلوعین 👤: 💌»علمای اخلاق دستور میدهند بین الطلوعین (از اذان صبح تا طلوع آفتاب ) بیدار باشید، اثر بسزایی دارد، هم برای جنبه های روحانی و هم برای جنبه های جسمانی و هم برای توسعه رزق . 🌹🌾🌸🍃🌻🍃🌸🌾🌹 أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ 💠http://eitaa.com/amirkiaei1 ┅┅❀🍃🌼🍃❀┅┅
مداحی_آنلاین_ارزش_مجالس_حضرت_زهرا.mp3
5.28M
🏴 ♨️ارزش مجالس حضرت زهرا(س) 👌 بسیار شنیدنی 🎙حجت الاسلام 📡حداقل برای☝️نفر ارسال کنید. http://eitaa.com/amirkiaei1
☀️ امروز: شمسی: دوشنبه - ۲۹ آبان ۱۴۰۲ میلادی: Monday - 20 November 2023 قمری: الإثنين، 6 جماد أول 1445 🌹 امروز متعلق است به: 🔸سبط النبي حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام 🔸سیدالشهدا و سفينة النجاة حضرت امام حسین علیهما السّلام ❇️ وقایع مهم شیعه: 🔹جنگ موته، 7یا8ه-ق 🔹شهادت جعفر بن ابیطالب علیه السلام در جنگ موته 📆 روزشمار: ▪️7 روز تا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها (روایت 75روز) ▪️27 روز تا شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (روایت 95روز) ▪️37 روز تا وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها ▪️44 روز تا ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ▪️53 روز تا وفات حضرت ام کلثوم علیها السلام
برداشت های نادرست از احکام نیاز اموات آنچه برای اموات مفید است، قضای نماز و روزه آنان، ادای دِین (خمس، زکات، مهریه، بدهی‌ها و...)، رد مظالم، طلب حلالیت از مردم و احسان خالصانه است. اما بسیاری از مردم بدین گونه نیازها کمتر توجه می‌کنند و به بستن حجله و خرید دسته گل، مراسم های تشریفاتی بی محتوا همچون شب سوم، هفتم و چهلم و تزئین قبر با سنگ‌های گران قیمت می‌پردازند، که ممکن است نیازهای اموات را تأمین نکند! ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ احکام آنلاین📚 ╭┅────────┅╮ @ahkam_onlinee ╰┅────────┅╯
فصل هشتم : عشق یعنی آشنایی با خدا مهدی صاحب زمان از ما رضا 🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕 حداقل بابای من این وسط میانه میدون رو بگیره و صحبت کنه این دو تا گوش کنن واقعیت رفتارحمیدهمین بود، برعکس زمانی که بین رفقا و همکارهایش بود و تیریپ شیطنت بر می داشت اما در جمع فامیل به ویژه وقتی که بزرگترها بودند می شد یک حمید کم حرف گوشه نشین! به همراه خانواده خودم و حمید شام منزل خاله بودیم، سفره شام را تازه جمع کرده بودیم که گوشی حمید زنگ خورد، بعد از سلام و احوال پرسی برای اینکه بتواند راحت تر صحبت کند رفت داخل راهرو، چند دقیقه ای صحبت هایش طول کشید، وقتی برگشت خوشحالی را می شد از چهره اش فهمید از داخل آشپزخانه با سر پرسیدم:«جور شد؟» لبخندی زد و زیر لب گفت: «الهی شکر!». از چند روز قبل دنبال این بود که مرخصی بگیرد ولی جور نمی شد دوست داشت تا اردوهای راهیان نور تمام نشده مثل سال قبل برای خادمی با هم به جنوب برویم از خانه خاله که در آمدیم پرسیدم: «چی شد حمید؟ مرخصی جور شد؟»گفت:«به نیت شهیدحسین پور نذر کردم جور بشه الآن فرماندمون زنگ زد گفت میتونیم یه هفته بریم»،گفتم:« زمان حرکتمون چه روزیه؟» گفت:«تو حاضرباشی همین فردا میریم!». هجدهم فروردین بود که ساعت ده شب رسیدیم اهواز، حاج آقای صباغیان گفته بود که حميد خادم معراج الشهدا باشد و من به کمک 🌕🌑🌕🌑🌕⚫️🟡 _._._._._🌷♡🌷_._._._._
فصل هشتم : عشق یعنی آشنایی با خدا مهدی صاحب زمان از ما رضا 🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕 خادمان پادگان شهید مسعودیان بروم، حمید من را تا پادگان رساند هماهنگی ها را انجام داد و بعد هم رفت سمت معراج الشهدا، این چند روز تقریباً با هم در تماس بودیم ولی همدیگر را ندیدیم، روز سوم ساعت یازده شب بود که تماس گرفت و گفت: «الآن هویزه هستیم توی راه برگشت به سمت ،معراج یه سر میام ببینمت»، از خوشحالی پر در آورده بودم فلاکس چای تازه دم را برداشتم و چند متر جلوتر از درب حسینیه حضرت زهرا(س) که اتاق خادم ها کنارش بود روی جدول ها منتظر شدم تا بیاید. اردوگاه شهید مسعودیان فضای عجیبی داشت هر سوله مختص یک استان که زمان جنگ از این سوله ها به عنوان محل مداوا و غسالخانه استفاده می کردند خدا می داند چند رزمنده در همین اردوگاه لحظات سخت جراحت را تحمل کرده و بعد هم به شهادت رسیده بودند روبروی محوطه اردوگاه یک تپه بلند دیده می شد که پرچم های سبزرنگ زیادی از آن بالا خودنمایی می کرد. دل تنگی هایم موج چشم های حمید را کم داشت ،دوست داشتم زودتر بیاید بنشیند و بنشینم و فقط حمید صحبت کند، بعد از خستگی های این چند روز ،دیدن حمید می توانست مرا به آرامش برساند ساعت از یک نصفه شب هم گذشته ،بود پیش خودم گفتم لابد مثل سری قبل که قرار بود بیاید ولی کار پیش آمد امشب هم نتوانسته بیاید، فلاکس چای را برداشتم و سمت اتاق راه افتادم چند قدمی برنداشته بودم که 🌕🌑🌕🌑🌕⚫️🟡 _._._._._🌷♡🌷_._._._._
فصل هشتم : عشق یعنی آشنایی با خدا مهدی صاحب زمان از ما رضا 🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕 صدای کشیده شدن دمپایی روی آسفالت توجهم را جلب کرد، بی آنکه برگردم یقین کردم حمید است وقت هایی که خسته بود همین شکلی دمپایی هایش را روی آسفالت می کشید و راه می رفت وقتی برگشتم حمید را ،دیدم با همان لباس قشنگ خادمی،کلاه سبزمدل عمادمغنیه، شلوار شش جیب ،چهره ای خسته ولی لبی خندان و چهره ای متبسم،به حدی از وجود حمید انرژی گرفته بودم که دوست داشتم کل اردوگاه را با پای پیاده قدم به قدم تا صبح دور بزنیم. آن شب یک ساعتی پیش هم بودیم و کلی صحبت کردیم، سری بعد من برای دیدن حمید به معراج الشهدارفتم ،به حدی سرگرم کارهایش بود که متوجه حضور من نشد، موقعی که لباس خادمی به تن داشت فقط و فقط به خادمی و خدمت به زائران شهدا فکر می کرد، حیاط معراج الشهدا منتظر بودم شاید حمید بین کارهایش چند دقیقه ای وقت خالی پیدا کند که بلندگوی معراج اعلام کرد یکی از همسران شهدا چند دقیقه ای می خواهد صحبت کند همان موقع حمید من را دید ولی بلافاصله غیبش زد بعد از مراسم که نیم ساعتی با هم بودیم علت غیب شدنش را جویا شدم گفت: نمی خواستم جایی که به همسر شهیددلشکسته حضور داره ما کنارهم باشیم!». بین ماه های سال ،اردیبهشت برایم دوست داشتنی ترین و متفاوت ترین ماه سال شده بود ماهی که در چهارمین روز حمید به دنیا آمده بود 🌕🌑🌕🌑🌕⚫️🟡 _._._._._🌷♡🌷_._._._._
فصل هشتم : عشق یعنی آشنایی با خدا مهدی صاحب زمان از ما رضا 🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕 جشن تولد مختصری گرفتیم از صبح درگیر درست کردن کیک بودم از علاقه زیاد حمید به بستنی خبر داشتم برای همین با ثعلب و شیر تازه برایش کلی بستنی درست کرده بودم هر چند خوشحالی و شوخی های وقت فوت کردن شمع ها زیاد به درازا نکشید! چند روز بعد منتظر بودم حمید از سر کار بیاید با هم غذا بخوریم هوا بارانی بود ساعت از سه هم گذشته بود ولی از حمید خبری نبود پیش خودم فکر کردم حتماً باز جایی دستش بند شده و دارد گره کاری را باز می کند وقتی زنگ در را زد طبق معمول به استقبالش رفتم تا ریخت و قیافه اش را دیدم از ترس خشکم زد سر تا پایش خاکی و کثیف بود، فهمیدم باز تصادف کرده زانوهای شلوارش پاره شده بود و رد کشیده شدن روی آسفالت پشت آستین کاپشنش مشخص بود رنگ به صورتم نمانده بود همانجا جلوی در بیحال شدم ،طاقت نداشتم حمید را این مدلی ببینم دلداریم داد و گفت :«نگران نباش باور کن چیزی نشده، ببین خودم با پای خودم اومدم خونه، همه چیز به خیر گذشت»، ولی من باور نمی کردم سوال پیچش کردم تا بفهمم چه اتفاقی رخ داده پرسیدم:«کجا تصادف کردی حمید؟ درست بگو ببینم چی شده؟ باید بریم بیمارستان از سر و پاهات عکس بگیریم». حمید در حالی که لیوان آب را سر می کشیدگفت: «با آقا میثم و آقا نبی الله سوار موتور می آمدیم که وسط غیاث آباد یک ماشین به ما زد سه نفری پرت شدیم وسط خیابون شانس آوردیم من کلاه داشتم »،زخم های 🌕🌑🌕🌑🌕⚫️🟡 _._._._._🌷♡🌷_._._._._
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا