✨ طریقه توسل به حضرت ابوالفضل (عليهالسلام)
🔵 در کتاب منتخب التواریخ آمده است که برای توسل به حضرت عباس برابر با عدد اسم ابجد عباس که ۱۳۳ می باشد این ذکر را بگویید :
🌕 یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ علیه السلام
🔹 عدد ابجد نام اباصالح هم ۱۳۳ می باشد
🔴 خوشا به حال منتظرانی که این ذکر را با حاجت تعجیل در امر فرج می خوانند.
🕊
🥀🕯
اَلٰا بِـذِڪْرِٱݪلّٰـهِ تَـطْـمَـئِـنُّ ٱلْـقُـلُـوبُ
http://eitaa.com/amirkiaei1
﷽
#ختم_یس_چهارشنبه_ها
#حـــــاجت_گرفتن_از_شیــخ_نخـودکی_رحمه_الله
#فقط_چهارشنبه_ها
🍃ابتدا برای فرج آقا صاحب الزمان(عج) دعا کنید🔅الهی عظم البلاء...🍃
✨ نذر ۷ یاسین برای برآورده شدن همه حوائج مخصوصا برای گشایش بخت بسیار مجرب است✨
🔰👈همچنین بسیار مجرب است که برای برآورده شدن حاجات:
✨هفت چهارشنبه سوره یس نذر کنید به این صورت که :
✨تا شش چهارشنبه سوره یس را (یک مرتبه) بخوانید و یس هفتم را نگه دارید برای بعد از حاجت روا شدن تا بر سر مزار مرحوم نخودکی یس هفتم را هر وقت مشهد مشرف شدین بخوانید.
🔑 #مخصوصا_برای_گشایش_بخت_بسیار_تاثیر_دارد 🔑
✍نکته ( در دوران عذر شرعی خواندن سوره یس باتوجه به اینکه برای حاجت گرفتن هست خواندش بلامانع است⁉️
✅جواب :خواندنش مانعی ندارد، ولی ثوابش کمتر است)
🔅(اگر یک هفته از ختم یس انجام نشه باید از اول ختم رو شروع کرد)
🔅(این ختم یس فقط در روزهای چهارشنبه انجام شود و ساعت و وقت مشخصی ندارد)
http://eitaa.com/amirkiaei1
فصل دهم:نشسته خاک مرده ای به این بهار زار من
#قسمت_دویست_و_شصت_و_هفت
🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕⚫️
زنده است خواهش می کنم حمید رو داخل قبر نذارید، می خواستم تلاش های آخر خودم را بکنم که به خودم بقبولانم حمید هنوز نفس می کشد ولی انگار کسی صدای من را نمی شنید.
خواهرها و مادر حمید حالشان بد شده بود به عقب رفته بودند از خانم ها فقط من بودم که از اول تا آخر بالای سرش ایستادم، دلم می خواست تا لحظه آخر چشمم به صورت و چشم های حمیدباشد طاقت دوری حمید را نداشتم،چهره اش را که می دیدم فکر می کردم هنوز هست خاک ها را بوسیدم و روی پیکرحمیدریختم گفتم::«تا ابد به جای من با حمید باشید».
وقتی خاک ها را ریختندخردشدن احساسم، عشقم،امیدم،آینده ام و همه چیزم را با تمام وجود حس کردم،بلندبلند گریه کردم مسئول تدفین گفت:«خانم مرادی آروم باشید،ببینیدحميدحتى داخل قبر داره می خنده»،چهره اش را نگاه کردم تبسم بر لب داشت،این خنده دلم را بیشتر سوزاند، می دانستم الآن چیزهایی را می بیند که من نمی توانم ببینم،چیزی را حس می کند که من نمی فهمم، دلم بیشتر شکست از این جا ماندگی!
یک طرف بابا بود یک طرف عمو نقی، من را گرفته بودند که داخل قبر نیفتم سنگ های لحد را چیدند وقتی سنگ ها را می گذارند یعنی همه چیز تمام شد یعنی دیگر حتی نمی توانستم چهره حمید را ببینم.
به سنگ سوم که رسیدند جا نشد،مجبور شدند دوباره سنگ ها
🌕🌑🌕⚫️🟡⚫️🟡⚫️
#رمان_شهدایی
#هر_روز_با_یاد_شهداء
#شادی_روح_شهدا_صلوات
_._._._._🌷♡🌷_._._._._
فصل دهم:نشسته خاک مرده ای به این بهار زار من
#قسمت_دویست_و_شصت_و_هشت
🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕⚫️
بردارند تا جابجا کنند، دوباره چشمم به چهره حمید افتاد، همچنان داشت می خندید نمی دانستم که حمید چه چیزی می بیند که این همه خوشحال است.
تمام شد! خاک ها را ریختند! دیدار ما ماند برای قیامت، همین که خاک ها را ریختند صدای الله اکبر اذان ظهر بلند شد این بار هم بله را زمان اذان دادم،بله به جهاد همسرم ،بله به امتحان خدا، یاد حرف حمید افتادم که می گفت:«حتماً حكمتيه من دو بار شناسنامه رو جا گذاشتم تا تو دقیقاً موقع اذان بله رو بدی».
انگار زمان برای من در همان روز «پنجم آذر نودوچهار» متوقف شده است گاهی اوقات کسی از من تاریخ را می پرسد می مانم چه بگویم، مکث می کنم زمان برایم بی معنا شده است نه عقب می رود که بگویم حمید هست نه جلو می رود که دیگر این انتظار تمام بشود و باور کنم دیگر حمید تماس نمی گیرد دل تنگی های چهارده روزی که حمید سوریه بود برای همیشه روی دلم آوار شد دوست داشتم حالاکه رفتنی
شده حداقل یک ساعت زنده می شدحرف می زد بعدمی رفت.
شب اول بعد از تدفین کنار مزارش ماندم، به قولی که داده بودیم وفا کردم قرار بود هر کداممان زودتر از این دنیا رفتیم آن دیگری شب اول قبرتنهایش نگذارد مادرم گفت:«هوا سرد شده،بریم خانه،یا حداقل چنددقیقه ای بریم داخل ماشین گرم بشیم»،گفتم:«نه من به حمید قول
🌕🌑🌕⚫️🟡⚫️🟡⚫️
#رمان_شهدایی
#هر_روز_با_یاد_شهداء
#شادی_روح_شهدا_صلوات
_._._._._🌷♡🌷_._._._._
فصل دهم:نشسته خاک مرده ای به این بهار زار من
#قسمت_دویست_و_شصت_و_نه
🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕⚫️
دادم که شب اول قبر تنهاش نذارم».
همه تعجب می کردند،می گفتندمگر شما چند سال با هم بودیدکه به همچنین شبی هم فکر کردید و همچنین قولی به هم دادید»،ساعت های اول که دلم نمی آمد قرآن بخوانم می گفتم:«حمید که زنده است برای چی باید براش قرآن بخونم؟»، ولی آن شب تا صبح قرآن خواندم، خیلی هوا سرد بود، بقیه می رفتند و می آمدند ولی من تا خود صبح سر مزار ماندم هشت آذر ماه پاییزی ترین روز من، بهاری ترین روز حمید بود.
تا چند روز کارم این شده بود که خاک های مزارش را به آغوش می کشیدم احساسش می کردم خوب می فهمیدم که به فاصله کمی از من دراز کشیده انگاردارد با گریه های من گریه می کندحضورش در عین نبودن برای من آرامش بخش ترین حضور دنیا بود.
یکی از سخت ترین روزها بعد از شهادت حمید روزی بود که دوستانش ساکش را از سوریه برایم آوردند، درست سی آذر ،شب یلدا بود که ساک حمید به دستم رسید،اول که پدرم ممانعت می کرد به خواهش من ساک را به من دادند نمی خواستم پیش پدر و مادرم گریه کنم آن روز فقط بغض کردم شب که شد دور از چشم بقیه به حیاط رفتم ساک را بغل کردم، به یاد همه شب های یلدایی که حمید کنارم بود ولی حالا فقط ساک وسایلش را داشتم تا صبح گریه کردم این همان ساکی بود که با کلی بحث خودم برای حمید چیده بودم با دست لرزانم زیپ سمت راست را باز کردم، نایلون مشکی که برای مواقع لزوم
🌕🌑🌕⚫️🟡⚫️🟡⚫️
#رمان_شهدایی
#هر_روز_با_یاد_شهداء
#شادی_روح_شهدا_صلوات
_._._._._🌷♡🌷_._._._._
فصل دهم:نشسته خاک مرده ای به این بهار زار من
#قسمت_دویست_و_هفتاد
🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕⚫️
گذاشته
بودم همان جا بود جوراب و دستکش ها دست نخورده مانده
بود برایش باند کشی گذاشته بودم که مچ دست هایش را ببندد.
زیپ وسط را که باز کردم فهمیدم خودش وسایل را چیده است مدل تا کردن حمید را می دانستم به جز لباس های نظامیش همه چیز همان طور دست نخورده مانده بود لباسهایی که روز آخر با آنها از من خداحافظی کرد همه داخل ساک بود، در جیب پیراهنش پانزده هزار تومان پول بود که با خودش برده ،بود یک اتیکت یا زهرا(س) که از طرف حرم حضرت زینب (س) به حمید داده بودند، نمک هواپیما، داخل جیب کاپشنش بود و یک کتاب آموزش زبان عربی همین این ها آخرین چیزهایی بود که دست حمید من به آنها خورده بود و حالا من چون یعقوبی که یوسفش را گم کرده باشد با سرانگشتانی لرزان و دلی پر از غم آنها را بو می کردم و به چشم می کشیدم. سه چهار روز بعد از مراسم چهلم به خانه مشترکمان رفتم بالاخره ما مستأجر بودیم درست نبود وسایل ما آنجا بماند،باید وسایل زندگی را جمع می کردیم و خانه را تحویل می دادیم به خواهرها و مادر حمید و مادر و خواهر خودم گفتم که همراهم باشند ولی هیچ کدامشان دل آمدن نداشتند، دیدن خانه بی حضور حمید دل سنگ را آب می کرد و تحملش واقعاً سخت بود تا آنجا که وقتی قبل مراسم چهلم با خواهرم به دنبال یک وسیله رفته بودیم چشمش که به کلاه حمید افتاد حالش خیلی بدشد.
🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕⚫️
#رمان_شهدایی
#هر_روز_با_یاد_شهداء
#شادی_روح_شهدا_صلوات
_._._._._🌷♡🌷_._._._._
🔭🔮🔭🔮🔭🔮🔭🔮
🔮🔭
🔭
💎 تقویم نجومی 💎
✴️ پنجشنبه 👈 23 آذر / قوس 1402
👈30 جمادی الاول 1445 👈14 دسامبر 2023
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️ امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅امور ازدواجی خواستگاری عقد و عروسی.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅درختکاری.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅شراکت و امور مشارکتی.
✅آغاز درمان و معالجات.
✅و جابجایی و نقل و انتقال خوب است.
🚘مسافرت: مسافرت همراه صدقه باشد.
👶 زایمان مناسب و نوزاد راستگو و صبور و خوش قدم است.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج جدی و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است:
✳️برداشت محصولات کشاورزی.
✳️از شیر گرفتن کودک.
✳️وام و قرض، دادن و گرفتن.
✳️تاسیس شرکت.
✳️صید و شکار و دام گذاری.
✳️کندن چاه و کانال آب.
✳️و لباس نو پوشیدن نیک است.
📛و از مباشرت به قصد فرزند آوری اجتناب شود.
🟣نگارش ادعیه و حرز و برای نماز حرز و بستن آن خوب است.
👩❤️👨 انعقاد نطفه و مباشرت.
مباشرت امشب و فردا: مباشرت مکروه و ممکن است فرزند جن زده باشد.
💇💇♂ اصلاح سر و صورت.
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ،باعث ایمنی از بلیات می شود.
💉💉 حجامت.
فصد زالو انداختن یا #حجامت در این روز از ماه قمری ،حکمی ندارد.
😴😴 تعبیر خواب امشب:
خواب و رویایی که شب جمعه دیده شود تعبیرش از ایه ی 1 سوره مبارکه "حمد" است.
بسم الله الرحمن الرحیم...
الحمدالله رب العالمین..
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که نامه یا حکمی از جانب بزرگی به خواب بیننده برسد و سبب خوشحالی او می گردد ان شاءالله. و شما مطلب خود را بر آن قیاس کنید.
💅 ناخن گرفتن:
🔵 پنجشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز خیلی خوبیست و موجب رفع درد چشم، صحت جسم و شفای درد است.
👕👚 دوخت و دوز:
پنجشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز خوبیست و باعث میشود ، شخص، عالم و اهل دانش و علم گردد.
✴️️ وقت استخاره :
در روز پنجشنبه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعد از ساعت ۱۲ ظهر تا عشاء آخر ( وقت خوابیدن)
❇️️ ذکر روز پنجشنبه نیز: لا اله الا الله الملک الحق المبین
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۳۰۸ مرتبه #یارزاق موجب رزق فراوان میگردد.
💠 ️روز پنجشنبه طبق روایات متعلق است به #امام_حسن_عسکری_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد
🌸زندگیتون مهدوی 🌸
🌸به امید پرورش نسلی مهدوی ان شاءالله🌸
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
🌸زندگیتون مهدوی
📚 منابع مطالب
کتاب تقویم همسران
نوشته ی حبیب الله تقیان
@taghvimehamsaran
با این دعا روز خود را شروع کنید
🌟بسم الله الرحمن الرحیم🌟
✨ *اللّهُمَّ اِنّی اَسأَلُکَ یا قَریبَ الفَتحِ وَ الفَرَجَ یا رَبَّ الفَتحِ وَ الفَرَج یا اِلهَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ عَجِّلِ الفَتحَ وَ الفَرَجَ سَهِّلِ الفَتحَ وَ الفَرَجَ یا فَتّاحَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا مِفتاحَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا* *فارِجَ الفَتحِ وَالفَرَجِ یا صانِعَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا غافِرَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا رازِقَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا خالِقَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا صابِرَالفَتحِ وَ الفَرَجِ یا ساتِرَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ وَاجعَل لَنا مِن اُمُورِنا فَرَجاً* *وَمَخرَجاً اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینَ بِرحمتک یا اَرحَمَ الرّاحمینَ✨
🔭
🔮🔭
🔭🔮🔭🔮🔭🔮🔭🔮
46.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶 حدیث کسا
«نگارش آسان» - Hadith Kisa - حدیث الکساء
(#نگارش_آسان
#Easy_Reading # کتابة_سهلة)
صوت: میثم مطیعی
ترجمه فارسی: مهدی الهی قمشهای
خط: ابوالحسن مظفری
همراه با ترجمه انگلیسی
الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
🥀🏴🕊🕯🕊🏴🥀
أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ
💠http://eitaa.com/amirkiaei1
┅┅❀🍃🌼🍃❀┅┅
@zekrroozane ذڪـر روزانہ - حدیث کساء . (علی فانی).mp3
7.52M
صوتی حدیث کساء🌹
متن حدیث کساء
▪️➖▪️➖▪️➖▪️
✅ لطفا کلیک کنید👇👇
👈متن حدیث کساء 👉
▪️➖▪️➖▪️➖▪️
⏰Time=15:33
این صوت حدیث کساء را در خانه با صدای بلند پخش کنید تا ملائک در خانه هایتان مهمان شوند.....
🔰آیت الله #بهاالدینی:
بهترین راه برای رهایـی از مشکلات و رسیدن به حاجات چهار چیز است:
✨نذرکردن گوسفند
♦️برای فقراء
✨خواندن حدیث کساء
♦️بطور پی در پی
✨پرداخت صدقه
✨ختم صلوات
🌸🍃🌺🍃🌸
حدیث شریف کساء یکی از فضائل اهل بیت علیهم السّلام و افتخار تشیّع است.
🕊
🥀🕯
اَلٰا بِـذِڪْرِٱݪلّٰـهِ تَـطْـمَـئِـنُّ ٱلْـقُـلُـوبُ
💠 http://eitaa.com/amirkiaei1