🔰 آمریکا در پی جنگ فرسایشی بدون جنگ است
🔸محافل غربی و آمریکایی در گزارشهای مختلف، ناتوانی آمریکا در مقابل اقتدار ایران را و توسل به عملیات فریب را بررسی کردند.
🔸سرهنگ داگلاس مکگرگور، مشاور ارشد پیشین وزیر دفاع آمریکا تصریح کرد: رئیسجمهور ترامپ احتمالاً به دنبال یک عملیات سریع «بزن و در رو» است؛ اما در مورد ایران چیزی به نام عملیات سریع وجود ندارد. نیروی دریایی ما با محدودیتهای شدیدی روبهروست؛ ما تنها برای ۱۰ روز تا ۲ هفته ذخیره موشکی داریم و فاقد ظرفیت تولید انبوه سریع هستیم. نیروی هوائی نیز پس از چند روز، از نفس خواهد افتاد. ورود به این درگیری نه تنها دستاوردی نخواهد داشت، بلکه با تخریب میز مذاکره، ایران و سایر کشورها را به تقویت توان بازدارندگی هستهای سوق میدهد.
🔸اسکات ریتر افسر اطلاعاتی سابق پنتاگون هم تاکید کرد: ما امروز ظرفیت نظامی لازم برای حمله به ایران را نداریم. داریم درباره ایرانی صحبت میکنیم که هزاران سکوی پرتاب موشک و دهها هزار موشک دارد؛ ما نمیتوانیم این را مهار کنیم. هر حملهای یعنی نابودی اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه.
🔸در همین حال، خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی نوشت: سامانه دفاعی پاتریوت در حالی در پایگاه العدید قطر مستقر شده که قبلا هم حریف ایران نشده و پیشینه شکست در برابر موشکهای ایرانی را دارد. در جنگ ۱۲روزه، موشک فاتح-۳۱۳ با عبور از این سپر گرانقیمت، رادوم ۱۵ میلیون دلاری نیروی هوائی آمریکا را منهدم کرد و ثابت کرد که زرادخانه رو به پایان پاتریوت، دیگر ضامن امنیت پایگاههای حیاتی واشنگتن نیست.
🔸از سوی دیگر، ابراهیم ماجد، تحلیلگر عرب و چهره نزدیک به حزبالله در تحلیلی خاطرنشان کرد: آمریکا به دنبال «جنگ بدون جنگ» با ایران است و آنچه جریان دارد، استراتژی «فرسایش مدیریت شده» است. واشنگتن به جای ورود به یک تقابل مستقیم، راهبرد «فرسایش مدیریت شده» را در پیش گرفته است؛ راهبردی مبتنی بر جنگ ترکیبی که مرزهای ایران را به میدان فشارهای امنیتی، اقتصادی و فناورانه تبدیل کرده، در حالی که از عبور از خط قرمز خلیجفارس و شوک به بازار جهانی انرژی پرهیز میکند. هدف استراتژیک نیز اشغال سرزمین نیست، بلکه «فرسایش» است؛ تضعیف تدریجی کنترل دولت در حاشیه، تحلیل بردن منابع دفاعی و افزایش فشارهای داخلی و خارجی بدون ورود به جنگی تمامعیار. پاسخ ایران نشان میدهد بقا در چنین محیطی نه به پیروزی قاطع، بلکه به «تابآوری» وابسته است.
🔸همچنین، نشریه آمریکایی آتلانتیک تاکید کرد: آمریکا محاسبات غلط و کمبود قوا در مقابل ایران رو به رو است. برخلاف اولتیماتومهای آتشین دونالد ترامپ برای «نابودی هستهای» یا تسلیم تهران، واقعیتهای میدانی پنتاگون را به ترمز اضطراری واداشته است. مقامات نظامی دریافتهاند که ناوگروه فعلی «آبراهام لینکلن» برای اجرای یک عملیات هفتههای متوالی کافی نیست و اعزام ناوگروه دوم دستکم دو هفته زمان میبرد. این خلأ لجستیکی، همراه با فقدان بانک اهداف شفاف، کاخ سفید را مجبور کرد تا جنگ را به عقب براند؛ چرا که «آرمادای عظیم» وعده داده شده، هنوز روی کاغذ باقی مانده است. این، پارادوکس ضعف و بازدارندگی است. ماشین نظامی ایران، دستنخورده باقی مانده است. شکافی در بدنه سپاه پاسداران ایجاد نشده و زرادخانه موشکهای بالستیک و پهپادی ایران، حتی پس از ضربات محدود تابستان، همچنان قادر است تمام خاورمیانه را هدف قرار دهد. آغاز گفتوگوها در عمان با حضور دریادار «براد کوپر»، نشانگر تغییر فاز از جنگ قریبالوقوع به دیپلماسی اجبار است. متحدان آمریکا، بهویژه عربستان و امارات، از ترس حملات تلافیجویانه به زیرساختهای حیاتی و احتمال بسته شدن تنگه هرمز که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، از حمایت جنگ سر باز زدهاند.
🔸اواخر ماه گذشته، رئیسجمهور ترامپ در شبکههای اجتماعی تهدیدی کاملاً آشکار به حاکمان ایران صادر کرد: به میز مذاکره بیایید و با «بدون سلاح هستهای» موافقت کنید، یا خطر پاسخ سریع و خشنی را بپذیرید که رئیسجمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو و همسرش را در نیمهشب از کاراکاس بیرون کشید. «زمان در حال اتمام است، این واقعاً حیاتی است!»
🔸دو هفته بعد، ناگهان اینطور نیست. اکنون «عجلهای» برای انجام توافق وجود ندارد.
🔸مقامات دریافتند که ایالات متحده نمیتواند حملهای بزرگ را به سرعتی که انتظار داشت انجام دهد بدون اینکه خطرات واقعی برای نیروهای آمریکایی، حمایت از متحدان و ثبات منطقهای وجود داشته باشد، دو مقام آمریکایی به ما گفتند. حتی با وجود اینکه ترامپ از «ناوگان عظیمی» که به سمت ایران میرود، صحبت کرده است، ایالات متحده به اندازه کافی کشتی و هواپیما در منطقه ندارد تا هفتهها حمله انجام دهد.
#خبر_ویژه
@amniatemeli
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 سواد رسانهای؛ قدرت تشخیص حقیقت در دنیای پر از خبر و فریب...
@amniatemeli
🔰 پیامدهای بینالمللی یک حمله از پیش شکستخورده(۱)
👤 #دکتر_علیرضا_معشوری
🔸تحلیل احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا-اسرائیل مستلزم بررسی همزمان ساختارهای قدرت در نظام بینالملل، دکترین بازدارندگی، اقتصاد انرژی و همچنین گفتمانهای ایدئولوژیک و هویتی در سطح منطقهای و جهانی است. تقابل میان ایران و آمریکا- اسرائیل را میتوان به عنوان یکی از کانونهای تنش در مسیر گذار از نظم تکقطبی به نظم چندقطبی تحلیل کرد؛ نظمی که در آن قدرتهای نوظهور منطقهای و جهانی در حال بازتعریف حوزه نفوذ و نقش راهبردی خود هستند. سیاستهای جمهوری اسلامی ایران همواره در تعارض ساختاری با سیاستهای هژمونیک ایالات متحده و متحدان آن در منطقه قرار داشته است. در این چارچوب تهدیدهای مکرر نظامی علیه ایران فقط نتیجه یک اختلاف دوجانبه نیست و باید آن را در بستر رقابت گستردهتر بر سر کنترل ژئوپلیتیک انرژی، مسیرهای انتقال منابع و همچنین شکلدهی به نظم امنیتی منطقه غرب آسیا مورد تحلیل قرار داد.
🔸در بسیاری از تحلیلهای رایج، تمرکز اصلی بر سناریوی بسته شدن تنگه هرمز قرار دارد، زیرا این آبراه یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی در جهان محسوب میشود و بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند. اما باید توجه داشت که محدود کردن پیامدهای جنگ احتمالی صرفا به انسداد تنگه هرمز، نوعی سادهسازی واقعیت ژئوپلیتیک پیچیده منطقه است. در صورت گسترش جنگ به منطقه، زیرساختهای حیاتی انرژی در کل منطقه خلیجفارس از جمله تأسیسات استخراج نفت، پالایشگاهها، خطوط انتقال، پایانههای صادراتی و اسکلههای بارگیری نفتکشها در معرض تهدید و آسیب جدی قرار خواهند گرفت. اهمیت این مسئله در این است که بسته شدن تنگه هرمز هرچند شوک بزرگی به بازار جهانی انرژی وارد میکند اما در صورت پایان جنگ یا حصول توافق، امکان بازگشایی سریع مسیر انتقال نفت وجود دارد و جریان صادرات انرژی میتواند در مدت نسبتا کوتاهی از سر گرفته شود. اما تخریب پالایشگاهها و زیرساختهای استخراج و انتقال نفت ماهیتی کاملا متفاوت دارد، زیرا بازسازی چنین تأسیساتی مستلزم سرمایهگذاریهای عظیم و صرف زمان طولانی است و ممکن است چندین سال به طول انجامد. به بیان دیگر در صورت آسیب رسیدن به این تاسیسات، تا مدتها دیگر نفتی وجود نخواهد داشت که به بازار جهانی صادر شود، حتی اگر مسیر تنگه هرمز باز باشد و جنگ به پایان رسیده باشد. کاهش شدید عرضه نفت به بازارهای جهانی در این مدت طولانی میتواند منجر به افزایش بیسابقه قیمت انرژی شود، آن هم برای یک دوره چند ساله و نه فقط برای چند روز یا چند هفته، و این مسئله اقتصاد کشورهای صنعتی و حتی فراتر از آن اقتصاد جهان را با بحرانهای عمیق مواجه خواهد کرد.
🔸امنیت انرژی یکی از ستونهای اصلی ثبات نظام سرمایهداری جهانی محسوب میشود. وابستگی ساختاری اقتصاد جهانی به منابع انرژی فسیلی موجب شده است که هرگونه اختلال طولانیمدت در عرضه نفت، آثار زنجیرهای گستردهای بر تولید، صنعت، حملونقل و حتی ثبات نظام مالی جهانی داشته باشد. افزایش شدید قیمت نفت میتواند موجب تورم گسترده و رکود اقتصادی در بسیاری از کشورها شود و این امر ممکن است بیثباتی اقتصادی و سیاسی در مناطق مختلف جهان را نیز تشدید کند. به همین دلیل جنگ احتمالی علیه ایران فراتر از یک بحران منطقهای یک بحران جهانی است، زیرا اقتصاد جهان در شرایطی قرار دارد که حتی وقفههای محدود در زنجیرههای تأمین نیز میتواند پیامدهای گستردهای ایجاد کند. از این جهت در صورت تخریب زیرساختهای انرژی منطقه، این وقفهها طولانیتر و درنتیجه بحرانها به مراتب شدیدتر خواهد بود. چنین وضعیتی نشاندهنده شکنندگی نظام سرمایهداری جهانی است که بقای آن به کنترل منابع انرژی در مناطق پیرامونی وابسته است و هرگونه چالش طولانیمدت در این مناطق میتواند ساختار کلی این نظام را تحت فشار قرار دهد. این مسئله سبب میشود که بسیاری از بازیگران بینالمللی حتی در صورت اختلاف سیاسی با ایران، نسبت به وقوع جنگ گسترده در منطقه نگرانی جدی داشته باشند.
🔸گسترش جنگ به منطقه میتواند موازنه قدرت را به طور بنیادین تغییر دهد. حضور بازیگران غیردولتی، گروههای مقاومت و ائتلافهای منطقهای باعث میشود که جنگ از حالت کلاسیک میان دولتها خارج شده و به یک درگیری چندلایه تبدیل شود که کنترل آن برای آمریکا و غرب بسیار دشوار خواهد بود. جنگهای اخیر در عراق و افغانستان و حتی غزه نشان داده است که برتری نظامی لزوما به معنای پیروزی راهبردی نیست و در بسیاری از موارد، جنگهای طولانی و فرسایشی میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی بر مهاجم تحمیل کند. از این رو حمله به ایران موجب تقویت گفتمان مقاومت و افزایش همگرایی میان بازیگران مخالف هژمونی غرب در منطقه خواهد شد.
🔻ادامه دارد...
@amniatemeli
🔰 پیامدهای بینالمللی یک حمله از پیش شکستخورده(۲)
👤 #دکتر_علیرضا_معشوری
🔸ایران با بهرهگیری از راهبرد جنگ ترکیبی توانایی استفاده همزمان از ابزارهای نظامی، سایبری و اقتصادی را دارد. همچنین شبکههای همسو با ایران در منطقه میتوانند دامنه درگیری را به نقاط مختلف گسترش داده و هزینههای جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهند. وقوع یک جنگ گسترده میتواند روندهای موجود را دگرگون کند. بیثباتی ناشی از جنگ ممکن است باعث فروپاشی برخی ساختارهای سیاسی شکننده در منطقه شود و زمینه را برای شکلگیری بحرانهای جدید انسانی و امنیتی فراهم کند. چنین وضعیتی هم برای کشورهای منطقه و هم برای اروپا و سایر مناطق جهان نیز پیامدهای امنیتی مانند افزایش موج مهاجرت و گسترش افراطگرایی خواهد داشت.
🔸علاوه بر این باید به پیامدهای گستردهتر ژئوپلیتیکی چنین جنگی توجه کرد. قدرتهای جهانی که منافع راهبردی و اقتصادی قابل توجهی در منطقه دارند، نمیتوانند نسبت به بیثباتی گسترده در منطقه بیتفاوت باشند و این امر ممکن است رقابت قدرتهای بزرگ را تشدید کند و خطر تبدیل شدن جنگ منطقهای به یک بحران جهانی را افزایش دهد. از طرفی کشورهای صادرکننده نفت در منطقه نیز با تهدید جدی مواجه خواهند شد، زیرا تخریب زیرساختهای انرژی میتواند منابع اصلی درآمد آنها را از بین ببرد و ثبات داخلی این کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. چنین سناریویی نشان میدهد که جنگ احتمالی علیه ایران برای کل منطقه و حتی برای متحدان آمریکا و غرب نیز پیامدهای زیانباری خواهد داشت.
🔸تأکید بر اینکه حمله به ایران میتواند به تخریب گسترده زیرساختهای انرژی منجر شود، در واقع نوعی بازدارندگی چندبعدی محسوب میشود که بر هزینههای وارد شده به اقتصاد جهانی در اثر وقوع این جنگ تأکید میکند. در نظریههای بازدارندگی، افزایش هزینههای بالقوه جنگ برای طرف مقابل یکی از مهمترین ابزارهای جلوگیری از درگیری است و در اینجا، وابستگی اقتصاد جهانی به نفت منطقه به شکل یک عامل بازدارنده عمل میکند. این مسئله به ویژه در شرایطی اهمیت دارد که اقتصاد جهانی با چالشهایی مانند بحرانهای مالی و رقابتهای ژئوپلیتیکی مواجه است و وقوع یک جنگ گسترده میتواند این چالشها را تشدید کند.
🔸در مجموع باید گفت که چنین جنگی پیامدهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران خواهد داشت و میتواند ساختار اقتصاد جهانی، موازنه قدرت منطقهای و حتی نظم بینالملل را تحت تأثیر قرار دهد. تأکید بر اینکه تخریب زیرساختهای انرژی منطقه میتواند عرضه جهانی نفت را برای سالها مختل کند، نشاندهنده این واقعیت است که جنگ در خاورمیانه فراتر از یک مسئله امنیتی یک بحران تمدنی و اقتصادی برای کل جهان خواهد بود. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که گسترش جنگ به منطقه حتی به نفع قدرتهای جهانی نیز نمیباشد، زیرا پیامدهای آن میتواند به گونهای باشد که کنترل و مدیریت آن از توان هر بازیگری خارج شود و اقتصاد جهانی را با شوکهای بیسابقهای مواجه سازد.
@amniatemeli
📍چرا نام حساب بانکی جفری اپستین «بعل» بود؟/ از گوساله سامری تا مولوخ؛ ردپای آیینهای شیطانی در تاریخ و سیاست معاصر آمریکا+عکس و فیلم
🔺انتشار ابعاد جدیدی از پرونده جفری اپستین، گردانندهی بزرگترین شبکهی بردگی جنسی کودکان و آلودهسازی و اخاذی از چهرههای معروف و ذینفوذ، یک سونامی در آمریکا به راه انداخته است.
🔺مردم آمریکا تازه انگار با ضربهای مجکم به صورت از خواب پریدهاند و مشاهده می کنند که حاکمان آنها و بسیاری از چهرههای «معروف»، مشتی جنایتکار، ان هم نه از نوع عادی، بلکه از نوع سیاه و شیطانی هستند که در خلوت خود، مرتکب شنیعترین و غیرقابلباورترین جنایات و مناسک شیطانی می شوند. جنایاتی از قبیل تجاوز به کودکان، قربانی کودکان، خوردن گوشت و فضولات انسانی، شرکت در مناسک اهریمنی و...
🔺اما جدای از همهی ابعاد پروندهی اپستین، که بررسی آنها محتاج صدها مقاله و دهها کتاب است، در روزهای اخیر سندی منتشر شده که نشان می دهد یکی از حسابهای بانکی اصلی اپستین(که به عنوان پوشش یک سرمایهدار و سرمایهگذار مشهور هم بود)، «بعل»(Baal) نام دارد.
🔺از قضا، طبق نظر بسیاری از دانشمندان کتاب مقدس و اساطیر کهن، نام شماری از خدایان با صورت «گوساله» و پیکر انسانی است که قدیمیترین پرستندگان آن در منطقه فنیقیه در غرب آسیا بودند، اما پرستش آن قبل و بعد از ظهور ادیان ابراهیمی در نقاط مختلف غرب آسیا و آسیای صغیر رواج داشت. شاخصترین خدایان بعل، اهریمنی به نام «مولوخ» یا «مولِک» بود که گوسالهی معروف سامری در عهد عتیق، به احتمال قوی نمادی از همو بوده است که در میان عبرانیان به نام «رِمفان» شناخته می شد. مولوخ به دو صورت گاو شاخدار و بالدار و همچنین جغد در آثار تمدن فنیقی ثبت شده است.
🔺پرستندگان مولوخ، مجسمهی عظیم او را می ساختند و مشهورترین آیین تقدیم به مولوخ، قربانی و تقدیم «نوزاد» به او بود. به این مفهوم که در زیر این مجسمه و درون پیکره خالی او، آتشی بزرگ می افروختند، تا زمانی که کل مجسمه از گداختگی به صورت سرخ در می آمد. بعد کودک نوزاد بیگناه را در دستان مجسمه می گذاشتند تا جزغاله شود و بوی گوشت آن به مشام مولوخ برسد!
🔺امروزه دیگر تردیدی نیست که مولوخ، به مانند «خدایان» مصر باستان از قبیل آمون و رع، جنهایی بودند که در زمان پیوستگی عوالم، به واسطهی قدرتهایی که داشتند مردمان را به پرستش خود وا می داشتند و مشخصه آنها نیز، علاقه شدید به قربانی انسانی، گوشت سوختهی انسان و خون انسان بوده است.
💢ادامه #گزارش_مشرق را اینجا بخوانید:
mshrgh.ir/1782667
@amniatemeli
🔴 فرماندهی چیست؟
▪️۴ تعریف مشهور فرماندهی که در آثار صاحبنظرانی مانند تانن بام، هامپ شن و ... آمده است:
🔹 به کارگیری فرآیند ارتباطات در موقعیتی خاص جهت اعمال نفوذ در افراد به منظور جهت دادن آنها در مسیر اهداف معین.
🔹 نفوذ در مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنان جهت تحقق اهداف سازمان.
🔹توانایی نفوذ در افراد تا آنجا که علاقهمندانه، هدفها را تحقق بخشند و حس وفاداری و همکاری همراه با احترام در آنها به وجود آید.
🔹 توانایی اعمال نفوذ موثر بر دیگران با بهرهگیری از دانش و مهارت و بصیرت.
@amniatemeli
تنظیم نظم قفقازی در مدار امریکا (نگاهی به نتایج سفر معاون رئیس جمهور امریکا به قفقاز )
همزمان با تشدید رقابت قدرت های جهانی و منطقه ای که همزمان با تشدید فروپاشی نظم حقوقیِ – سیاسیِ بین المللی صورت می گیرد، سفر جی دی ونس معاون رئیس جمهور امریکا به ارمنستان و جمهوری آذربایجان، حاکی از شتاب گرفتن مجموعه اقدامات واشنگتن برای تحمیل نظم امریکایی – ساکسونی به قفقاز می باشد؛ پس از سفر دو ساعته جرج بوش به گرجستان در اردیبهشت ۱۳۸۴ و سفر نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا به ارمنستان در شهریور ۱۴۰۱ ، ونس بلندپایه ترین مقام امریکا است که در دو دهه اخیر به قفقاز سفر می کند؛ این موضوع حاکی از اهمیت این سفر می باشد. سفر ونس و مذاکرات و توافقات صورت گرفته با باکو و ایروان شامل طیف گسترده ای از مسایل سیاسی، نظامی ، انرژی ، هسته ای، ترانزیتی، تجاری، هوش مصنوعی و امنیتی بوده است؛ با نگاهی به طیف توافقات صورت گرفته و اسناد امضاء شده مانند «منشور مشارکت استراتژیک بین دولت جمهوری آذربایجان و دولت آمریکا» ، هدف سفر ونس به قفقاز را در یک جمله کلیدی می توان خلاصه کرد: «فاز جدید اقدامات واشنگتن برای اخراج همه جانبه ایران و روسیه از قفقاز و تنظیم نظم قفقازی در مدار امریکا»؛
از این منظر در باره نتایج سفر ونس به قفقاز شش نکته تبیینی قایل طرح است:
اول؛ توافقات صورت گرفته ونس با رئیس جمهوری آذربایجان و نخست وزیر ارمنستان صرفا حاصل مذاکرات ماههای اخیر نیست بلکه نتیجه فرایندی است که جبهه آنگلوساکسونی از سال ۲۰۲۰ و در پوشش جنگ دوم قراباغ در قفقاز آغاز کرده است؛ شاهکار امنیتی امریکا و انگلستان در این خصوص، قراردادن رهبران هر دو کشور (علی اف و پاشینیان) در مَدار حرکت در مسیر منافع امریکا ولو به بهای زیان منافع ملی آنها می باشد که خود ریشه در مهندسی تحولات منطقه بویژه فرایند تضمین حکومت موروثی در جمهوری آذربایجان و انقلاب رنگین ۲۰۱۸ در ارمنستان می باشد. به همان دلیل نیز مشخص بود که از همان ۲۰۲۰ آنچه به عنوان کریدور ارتباطی جمهوری آذربایجان به نخجوان نامیده می شد نه یک ایده روسی بلکه یک کریدور امریکایی، ناتویی ، تورانی و عبری بود که امروز در قالب مسیر ترامپ ابعاد آن آشکار شده است.
دوم؛ مهمترین هدف امریکا در ارمنستان، تضعیف زیرساخت های حضور روسیه و ایران در این کشور است. این موضوع در سالهای اخیر بیشتر در بعد زیرساخت های سیاسی نمود داشته است که مهمترین آن اقدام ارمنستان در تعلیق همکاری با سازمان پیمان امنیت دسته جمعی ، اولویت دادن به همکاری با اتحادیه اروپا در مقایسه با اتحادیه گمرکی اوراسیا بود. اکنون تلاش امریکا تضعیف زیرساخت های حضور روسیه در قفقاز بویژه در حوزه نظامی و انرژی است از اینرو نیز در کنار بحث فروش پهپادهای شناسایی V-BAT آمریکا به ارمنستان، با توجه به لزوم توقف فعالیت نیروگاه هسته ای متسامور در آینده نزدیک، در خصوص احداث نیروگاه های هسته ای کوچک توسط امریکا در ارمنستان توافق شده است. در این فرایند اصلی ترین طرح امریکا، تحقق مسیر ترامپ می باشد که طی آن نفت ، گاز ، سوخت و حتی برق ارمنستان به جمهوری آذربایجان و شرکت های امریکایی وابسته شده و متعاقب آن همکاری انرژی ارمنستان با روسیه و ایران بویژه در حوزه گاز و برق در یک شیب ملایم به طور کامل قطع خواهد شد .
لینک متن کامل یادداشت:
https://ahmadkazemi.com/?p=10757
@amniatemeli
🔻#مهم| نگاهی به سناریوهای پیشروی ایران و آمریکا
🔹آمریکا نیروهایش را با پژواک بلند به منطقه گسیل کرده و میکند. هدف آنها نیز ایجاد دوگانه تسلیم یا جنگ است. طبعا این حجم نیرو نیز نمیتواند در بلندمدت مستقر باشد و باید دستاوردی شامل تسلیم ایران یا جنگ را کسب کند زیرا عقب نشینی این نیرو بدون کسب دستاورد خاصی، شکست بزرگی برای ترامپ محسوب میشود.
🔹در جنگ، آنها طرح سنگینی را روی میز خود قرار دادهاند که حداقل ۴ مشکل و پیامد اساسی دارد که باید تعیین تکلیف و برطرف شود و اجرای آن صرفاً پس از چراغ سبز سرویسهای اطلاعاتی خواهد بود، از این روست که آنها نیز ترجیح دادهاند تا گزینه مذاکره را امتحان کنند تا یا ایران بدون شلیک تسلیم گردد و یا در غیر این صورت، در پوشش مذاکرات سیاسی، مشکلات فوق را حل کنند.
🔹اکنون در حوزه گزینه اول یعنی مذاکره دستکم سه طرح وجود دارد:
۱. طرح آمریکایی-صهیونیستی: در این طرح دشمن خواستار تحویل اورانیومهای ۶۰ درصد، بازرسی فوری از تاسیسات و غنیسازی صفر است. مشخصاً کاهش تعداد و برد موشکها و همچنین قطع حمایت از مقاومت نیز همانطور که مکرر شنیدهاید وجود دارد. آمریکاییها در برخی پیامهای خود گفته بودند که اینها نیز پیش شرط است زیرا ما میتوانیم همه این ها را در یک جنگ نابود کنیم و شما باید در موضوعات سیاست داخلی خود نیز امتیاز دهید که قلم کوتاه آنها آزادی اغتشاشگران است که قبلاً اشاره کردیم. مکمل این طرح، افزایش دائمی فشار با گسیل نیرو و محاصره است.
۲. طرح میانجیها: این طرح بر یک معامله در حوزه هستهای و اقتصادی، صدور پیمان عدم تعرض و جملات شفاهی یا کتبی در حوزه موشکی و منطقهای استوار است.
۳. طرح ایران: جمهوری اسلامی ایران نیز با هدف بستن راه بهانهجوییهای داخلی و خارجی و متقابلاً تکمیل آمادگیها در مذاکرات حاضر شده است. البته این دو دلیل باعث نشده که عملگرایی وجود نداشته باشد زیرا ایران حتما به دنبال جلوگیری از جنگ خانمان سوز و البته رفع تحریم است. بنابراین موضع ایران این است که چارچوب مذاکرات باید صرفاً هستهای بوده، برای سه مرحله یعنی رقیقسازی ۶۰٪، انتقال ۲۰٪ و تعیین تکلیف آینده پرونده هستهای کشور مانند کنسرسیوم با تاکید بر حفظ حق غنی سازی در داخل خاک ایران، سه امتیاز متناسب دریافت کنیم. ضمن اینکه فضای تخاصم و تهدید در منطقه نیز باید رفع شده و البته به برخی ویژگیهای شخصیتی ترامپ توجه شده، از آنها بهره برداری و مدیریت گردد تا راه عقبنشینی آمریکا نیز باز شود.
🔹بنابراین در این زمینه رژیم صهیونیستی دو نگرانی تاکتیکی دارد:
۱. بر سر هر طرحی به جز طرح اول توافق گردد. بنابراین تاکید مجدد نتانیاهو بر اجرای تسلیم کامل است.
۲. در صورت عدم توافق و رفتن همه به سمت جنگ، ترامپ طرحی به جز حمله گسترده را اجرایی کند. در این مرحله، نتانیاهو در تلاش است تا هر طور شده با مدیریت و حل ۴ مسئله عملیاتی جنگ گسترده، طرح فوق اجرایی گردد. در غیر این صورت باید پلن B فشار، چه در حالت توافق و چه عدم توافق که شامل تشدید محاصره پیرامون ایران، ارتقای جنگ ترکیبی و تهاجم به گروههای مقاومت است، تدوین و اجرایی گردد.
🔹همانطور که گفته شد در گزینه مذاکره، مطلوب ایران، توافقی بر مبنای طرح کشور و سپس در حالت بد، میانجیها است اما طرح تسلیم دشمن را نمیپذیریم. در خصوص جنگ نیز حالت مطلوب مدیریت میدان جنگ توسط ایران در هر سناریویی است و در غیر این حالت، آمادهسازی برای بدترین سناریو./ محلل
@amniatemeli
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽ببینید:
🕵♂جاسوسان مشهور
🔎 این قسمت: رودولف ایوانوویچ آبل
@amniatemeli
العربی الجدید:
🔰 ایران بهتنهائی پروژه صهیونیسم را متوقف کرده است
🔸یک رسانه قطری بر لزوم حمایت اعراب از ایران تأکید و اعلام کرد تهران بهتنهائی پروژه صهیونیسم را متوقف کرده است.
🔸وبسایت قطری «العربی الجدید» در مقالهای بهقلم وائل قندیل، نویسنده مصری به بررسی نقش ایران و قدرت آن در مبارزه با پروژه صهیونیستی پرداخت.
🔸در این مقاله آمده است: آنچه آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایران میخواهند، همان چیزی است که از حماس و مقاومت فلسطین خواسته میشود؛ یعنی خلعسلاح فوری و کامل، اتفاقی که اگر رخ دهد منطقه به مزرعه اسرائیل تبدیل خواهد شد، جایی که این رژیم هر روز یک نفر را برای ذبح انتخاب خواهد کرد.
🔸نویسنده مصری در ادامه اشاره کرد: ایران تنها طرفی در منطقه است که همچنان موضع خود را برای مبارزه با پروژه استعماریِ صهیونیستی حفظ کرده و عقبنشینی نکرده است. بهخلاف آنچه صهیونیستها و حامیان آنها بهدروغ ادعا میکنند، ارتباط میان ایران و گروههای مقاومت عربی در منطقه نه ساختگی است و نه مصنوعی، و رابطهای میان مافوق با زیردست خود نیست و گروههای مقاومت بههیچوجه نیروهای نیابتی ایران محسوب نمیشوند.
🔸وائل قندیل همچنین عنوان کرد: در این زمینه، موضع بیطرفانه در قبال اقدامات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به نوعی تسلیم شدن در برابر منطق مزرعه خاورمیانهای تبدیل میشود که توسط اسرائیل طراحی و برنامهریزی شده است. ایران همواره یک قدرت تمدنی و نظامی قابل توجه در منطقه بوده است که راه را بهروی پروژههای آمریکا و اسرائیل که بهدنبال مسلط شدن بر منطقه و کشورهای عربی هستند، بسته است.
🔸این نویسنده مصری در وبسایت قطری العربی الجدید نوشت: امروز ما با یکی از حساسترین لحظات تاریخ تقابل با پروژه صهیونیستی در منطقه مواجهیم؛ پروژهای که تنها توسط ایران بهعنوان یک قدرت بزرگ منطقهای که مقابل استکبار امپریالیستی مقاومت میکند، متوقف شده است. همانطور که گروههای مقاومت فلسطین هم امروز در برابر از دست دادن کامل آرمان و آنچه از سرزمین فلسطین باقی مانده است، مقاومت میکنند. امروز بار دیگر شاهد توحش آمریکایی ـ صهیونیستی در منطقه و توطئههای آنها علیه ایران و توانمندی نظامی این کشور هستیم و هدف این است که منطقه تبدیل به یک مزرعه برای اسرائیل شود.
@amniatemeli
✅رفتارشناسی دونالد ترامپ
✍ شناخت رفتار ترامپ جنایتکار بهعنوان یکی از مهمترین دشمنان جمهوری اسلامی اهمیت دارد چون تصمیمهای او صرفاً محصول سیاست کلاسیک نیست، بلکه بخشی از یک الگوی هدفمند برای فشار، فریب و امتیازگیری است.
بدون فهم این الگو، تحلیلها سطحی میماند و واکنشها ناخواسته در زمین طراحیشده او شکل میگیرد لذا در زمینه رفتارشناسی این جنایتکار توجه به چند نکته حائز اهمیت است:
🔺۱. ترامپ در چارچوب جنگ شناختی و ادراکی عمل میکند.
■ اغراق،
■ تناقضگویی،
■ تهدیدهای ناپایدار،
■ عقبنشینیهای نمایشی
■ جملات شوکآور،
اجزای یک بازی حسابشدهاند برای برهمزدن محاسبات طرف مقابل. او نه الزاماً با قدرت واقعی، بلکه با آشفتگی ادراکی ذهن رقیب را خسته، مضطرب و نامطمئن میکند.
🔺۲. وقتی طرف مقابل مدام درگیر این پرسش میشود که این صحبت «جدی است یا بلوف؟» و «تصمیم نهایی است یا تاکتیکی؟»، عملاً وارد زمین او شده است؛ جایی که جنگ شناختی به هدف میرسد.
🔺۳. خطای رایج این است که رفتار غیرمتعارف ترامپ جنایتکار را با بیمنطقی یکی بگیریم؛ در حالیکه این «غیرنرمالبودن»، خود ابزار جنگ است. سادهنمایی او، سادهسازی میدان است؛ و این همان دام اصلی است.
🔺 #جمعبندی
ترامپ جنایتکار با تولید ابهام و شوک، محاسبه رقیب را مختل میکند، نه لزوماً با قدرت عینی گرچه تلاش میکند از تهدیدات عینی هم استفاده کند. درک این منطق، شرط نیفتادن در زمین جنگ شناختی و بازی ادراکی اوست.
@amniatemeli
هدایت شده از KHAMENEI.IR
Khamenei.ir14041128_48425_64k.mp3
زمان:
حجم:
20.1M
🌷 بشنوید؛ صوت کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
🖥 Farsi.Khamenei.ir