eitaa logo
عموصفا دوست خوب بچه ها
1.3هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
2.6هزار ویدیو
1.4هزار فایل
💫عمو روحانی برنامه های شادکودک ونوجوان #جشنهای_تکلیف🎁 #جشن_قرآن💚 😊 لینک ناشناس کانال عموصفا برای شنیدن حرف های شما👇 https://daigo.ir/secret/71131532001 👆هرچیزی دوست داری بگو😉 تبادل وتبلیغ👇 @Admin_sabt403 هماهنگی (عموصفا)👇 @M_Sadegh_Safaee
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸️شعر محمد امین س 🌸من محمدم فقط همین 🌱تو محمدی؛ محمد امین ص 🌸با تو بوی خوب می‌دهد هوا 🌱تو گلی گل محمدی 🌸من همیشه فکر می‌کنم 🌱از بهشت آمدی 🌸مثل بچه‌های کوچه‌ی شما 🌱کاشکی که با تو دوست می‌شدم 🌸می رساندمت به مسجد محل 🌱با همین دوچرخه‌ی خودم 🌸وای من چه ساده با تو حرف می‌زنم 🌱هیچ‌کس که مهربان‌تر از تو نیست 🌸کاشکی که مثل تو 🌱من بگیرم از خدا همیشه بیست (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️شعر هدیه‌ی خوب 🌸نشسته‌ام آرام 🌱کنار مامانم 🌸شبیه او من هم 🌱نماز می‌خوانم 🌸خدای ما الله 🌱خدای ما یکتاست 🌸به فکر ما هر روز 🌱همیشه و هرجاست 🌸پیامبرش را او 🌱خودش به ما داده 🌸چه هدیه‌ی خوبی 🌱خدا فرستاده 🌸محمد ص است نامش 🌱عزیزتر از جانم 🌸صلوات هم بر او 🌱و هم امامانم (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️شعر پیامبر نازنین 🌸پیامبر ما 🍃چه نازنین است 🌸او مهربان است 🍃او بهترین است 🌸خدای دانا 🍃او را فرستاد 🌸کارهای خوب را 🍃به ما نشان داد (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️شعر محمد امین ص 🌸تو روشنایی دل 🌱تو نور دیده هستی 🌸محمد امینی 🌱تو برگزیده هستی 🌸دین تو دین اسلام 🌱راه تو راه خداست 🌸عطر خوش کلامت 🌱برای ما آشناست 🌸معجزه‌ی بزرگت 🌱کتاب قرآن ماست 🌸سوره‌ها و آیه‌هاش 🌱باغ و گلستان ماست (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️شعر پیغمبر خوب ما 🌸پیغمبر خوب ما 🍃نور خدا محمد ص 🌸چراغ راه مردم 🍃رهبر ما محمد ص 🌸ما کودکان همیشه 🍃گوییم یا محمد ص 🌸صل علی محمد 🍃صلوات بر محمد ص 🌸ما پیرو تو هستیم 🍃صل علی محمد ص 🌸ای پیرو محمد ص 🍃ای کودک مسلمان 🌸قلب تو پاک و روشن 🍃از نور دین و ایمان 🌸یار و نگهدار تو 🍃باشد خدا و قرآن 🌸بگو تو یا محمد ص 🍃صلوات بر محمد ص 🌸صل علی محمد ص 🍃صلوات بر محمد ص (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️داستان‌های شعری از زندگی پیامبر ص 🔸️این قسمت: دو کبوتر دو تا کبوتر قشنگ با خوشحالی از آن بالا پر کشیدند به خانه‌ی پیامبر عزیز ما لانه‌ای ساختند دو تایی در وسط دو تخته سنگ بق بقوی آن‌ها می‌کرد حیاط خانه را قشنگ پیامبر عزیز ما آن‌ها را در حیاط می‌دید صدای ناز هر دو را از تو اتاق‌ها می‌شنید مشت‌های خود را پُر می‌کرد دانه می‌ریخت روی زمین کبوتران پَر می‌زدند از لب بام سوی زمین کبوتران شادی‌کنان دانه‌ها را بر می‌چیدند جای پایش را در زمین با نوکشان می‌بوسیدند (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️داستان‌های شعری از زندگی پیامبر ص 🔸️این قسمت: گربه‌ی گرسنه روزی پیامبر خدا تو خانه‌اش گربه‌ای دید که با زبان کوچکش لب‌های خود را می‌لیسید حیوانکی گرسنه بود روی زمین را بو می‌کرد برای جستن غذا خانه را زیر و رو می‌کرد پیامبر عزیز ما غذای خوشمزه‌ای را برد و کنار او گذاشت خندید و گفت: پیشی بیا چشم‌های گربه برقی زد با خوشحالی آمد جلو غذای خوشمزه را دید میومیو، میومیو اما دهانش نرسید تا ته آن ظرف غذا کاسه را کج کرد برایش پیامبر عزیز ما (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️داستان‌های شعری از زندگی پیامبر ص 🔸️این قسمت: شادی پیامبر عزیز ما تو خانه حیوان‌هایی داشت برای حیوان‌های خود اسم‌های جالب می‌گذاشت اسب جوان ناز او شبیه آهو می‌دوید پرش می کرد، جهش می‌کرد حسابی شیهه می‌کشید چون همیشه اسب جوان شور و نشاط و شادی داشت اسم قشنگ «شادی» را برای اسب خود گذاشت یک شتر قشنگی داشت که شیر آن را می‌دوشید شیر شتر را گرم می‌کرد با آشنایان می‌نوشید چون شتر شیرده او حسابی بخشندگی داشت پس نام «بخشنده» را هم رو شتر خودش گذاشت (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️داستان‌های شعری از زندگی پیامبر ص 🔸️این قسمت: گربه‌ی تشنه 🌸پیامبر عزیز ما 🌱روزی به هنگام وضو 🌸گربه‌ی زیبایی را دید 🌱که ایستاده کنار او 🌸گربه حسابی تشنه‌بود 🌱شبیه ماهی تاب می‌خورد 🌸اگر کسی آنجا نبود 🌱می‌رفت و خیلی آب می‌خورد 🌸پیامبر عزیز ما 🌱نرفت جلو کنار کشید 🌸گربه‌ی تشنه مثل شیر 🌱کنار ظرف آب پرید 🌸گربه‌ی تشنه سیر شد 🌱چرخی زد و آمد عقب 🌸پیامبر عزیز ما 🌱آمد جلو خنده به لب (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️داستان‌های شعری از زندگی پیامبر ص 🔸️این قسمت: زنگ کاروان پیامبر عزیز ما عموی باخدایی داشت بچه که بود تو خانه‌اش روزهای باصفایی داشت گاهی به سوی شهر شام بار سفر می‌بست عمو پیامبر عزیز ما سفر می‌کرد همراه او چه در خرید، چه در فروش هر جا عمو کاری می‌کرد پیامبر عزیز ما کمک می‌کرد یاری می‌کرد دلنگ دلنگ، دلنگ دلنگ صدای زنگ کاروان نشسته بود روی شتر کودک ناز و شادمان پیچیده بود میان دشت شعر قشنگ ساربان شکر خدا همراه ماست ماه قشنگ آسمان (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️داستان‌های شعری از زندگی پیامبر ص 🔸️این قسمت: گل‌های رنگارنگ پیامبر عزیز ما به خیاطی علاقه داشت با دست تو باغ پارچه‌ها گل‌های رنگارنگ می‌کاشت گوشه‌ی خانه می‌نشست دست می گرفت سوزن تیز پارچه‌ها را به هم می‌دوخت با کوک‌های قشنگ و ریز خوشا به حال سوزنی که دست او رسیده بود خوشا به حال پارچه‌ای که قیچی‌اش بریده بود (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa
🔸️داستان‌های شعری از زندگی پیامبر ص 🔸️این قسمت: نخلستان پیامبر عزیز ما تنها میان صحرا بود کنار او روی زمین پر از نهال خرما بود می‌خواست که آن نهال‌ها را بکارد آن‌جا در زمین تا هر کدام نخلی شود با خرماهای دلنشین نهال‌ها را از رو زمین با شادمانی برمی‌داشت یکی یکی، ردیف ردیف داخل آن زمین می‌کاشت چند سال بعد همان زمین جایی که خشک و خالی بود با نخل‌های قشنگ خود خرم و سبز و عالی بود پَر می‌زدند میان باغ پروانه‌ها پرنده‌ها سرود می‌خواندند همگی خیلی قشنگ و یک صدا کی این زمین را کرد آباد؟ یک باغبان مهربان کی قلب ما را کرده شاد؟ دوست خوب پرندگان (ص) (ص) eitaa.com/amoo_safa