این رسم انتظار نیست!
ما را ببخش
که حرفِ هر روزمان تکرار است؛
بی تو بودن
در هر روزِ ما تکرار میشود!!
و ما هر روز در تکرارِ
با خطا و گناه، از تو میگریزیم ...
خودتون را #وقف کسی نکنید
جـز #مهدی_فاطمه سلام الله علیها
#سلام_امام_زمانم♥
یادِ تو ؛ ابر بهاریست !
که بر چشمانم می بارد ...
و هر قطره اش ...
قلبم را پر از شکوفه می کند !
آری با تو ... از قلب پاییزی ام ؛
نغمه یِ بهار می آید !
وقتی بیایی ...فصلِ دنیا ؛
همیشه بهار می شود !
سلام ؛ زیباترین بهار !
🌤الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـ الْفَـرَج🌤
🖼 #طرح_مهدوی ؛ #از_زبان_پدر
🔆 امام عصر فرمودند: هرکس در اجرای اوامر خداوند کوشا باشد، خدا او را در دستیابی به حاجتش یاری میکند.
📚 بحارالانوار، ج ۵۱، باب ۱۵، ص ۲۹۳
🔖 #روزشمار_نیمه_شعبان ؛ ۶ روز تا سالروز میلاد منجی عالَم
📌 مثل دانههای برف
🌅 امام حسن عسکری در آخرین ساعات زندگی، فرزند دلبند خود را در آغوش گرفتند و از روزهای تلخ و شیرین پیش رو برایش گفتند. از وصف یارانی که دنیا نمونهیشان را نداشته است. یارانی با ویژگیهای عالی و نظمی بینظیر.
📖 از جمله فرمودند: «فرزندم! گویى تو را میبينم هنگامىكه نصرت خدا بر تو نازل شده، ...دستها پياپى به عنوان بيعت به سوى تو دراز مىشود و یاران آنچنان کارها را به نظم و ترتیب درخواهند آورد که همچون دانههای دُرّ گرانبها که در رشتهای قرار گیرند، وجودت را احاطه میکنند.»*۱
🔅 امام علی نیز در وصف نظم و ترتیب یاران حضرت اینگونه سخن گفتهاند: «گویا آنان را مینگرم؛ در هیبتی یکسان، قد و قامتی برابر و در جمال و برازندگی همانند و هم لباسند.»*۲
🔰 یاران حضرت دارای نظم و تشکیلاتی مناسب با حکومت جهانیاند. با این که روابط گرمی (مانند پدر و فرزند) با مردم دارند، کارها را بر اساس اصولی محکم و روشن پیش میبرند و تشکیلاتی بر اساس معیارهای اسلامی [از جمله نظم] در میانشان برقرار است.*۳
👈 کسی که برای زندگی خود برنامهای ندارد، کسی که نمیداند از زندگی چه میخواهد، کسی که «هرچه پیش آید، خوش آید» را سرلوحهٔ زندگی خود کرده است، جایی در سپاه منظم حضرت ندارد.
📚 ۱. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵
۲. الملاحم و الفتن، ص ۱۴۸
۳. چشم به راه مهدى (عليه السلام)؛ ص۳۸۳
#ویژگی_یاران_امام_زمان ۳۳
:
⭕️ اگر توانستید با این متن اشک نریزید... بسیااار زیباست 👇
⚠️ امروز عجب روزی بود! همه غافلگیر شدیم. ما در خانه بودیم. پدر خواب بود. مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز. من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جرّ و بحث میکردیم! که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید. آیهای از قرآن. به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم که صدا در خیابان نیز به وضوح میآید.
🔊 صدایت آشنا و پُررنج بود؛ پدرم بیدرنگ از خواب پرید. مادرم با کفگیر به زمین تکیه داده بود. من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپا گوش شدیم. اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی متعجب، آسمان را ورانداز میکردند.
و تو خود را معرفی کردی:
⚪️ « ای اهل عالم! من بقیهالله و حجت و جانشین خداوند روی زمینم... »
😍 باورمان نمیشد. آنجا بود که گُل از گُلمان شکفت و زیر لب سلام دادیم: «السلام علیک یا بقیهالله فی ارضه»
🔰 بعد با طنین محمدیات ما را خواستی:«...در حقّ ما از خدا بترسید و ما را خوار نسازید، یاریمان کنید که خداوند شما را یاری کند. امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم». وصف نشدنی است. در پوست خود نمیگنجیدیم. پدرم همان پایین تخت به سجدهٔ شکر افتاد. مادرم سرش روی زانو بود و های های گریه میکرد و من و برادرم به خیابان دویدیم.
👈 خودت دیدی که کوچه و خیابان غلغله بود! مردم مثل مورچههایی که خانههایشان اسیر سیلاب شده، بیرون میریختند. یکی دکمه پیراهنش را بین راه میبست، دیگری گِرِه روسریاش را میان کوچه محکم میکرد، عدهای زیر بغل پیرزنی ناراحت را که پایه عصایش بخاطر عجله شکسته بود گرفته بودند و دیدی آن کودکی که به عشق تو کفشهای پدرش را با عجله پوشیده بود و هی میافتاد!
💠 مردمی که روزی از سلام کردن به یکدیگر اکراه داشتند، خندان به هم تبریک میگفتند. قنادی، رایگان شیرینی پخش میکرد و دَم گلفروشیِ سر خیابان، مردم صف بسته بودند برای خرید گل ولو یک شاخه برای تهنیت به گل نرگس!
🔸 ماشینها بوقزنان و بانوان کِلکشان و گلابپاشان، پشت سر جمعیت عظیمی از جوانان به راه افتادند. جوانانی که دست می افشاندند و با شور میخواندند: «صلّ علی محمد *** حضرت مهدی آمد»
📺 خیلی از نگاهها به ویترین یک تلویزیون فروشی در آن سوی خیابان دوخته شده بود تا اولین تصویر جمال زیبایت، مخابرهٔ جهانی شود. نذر ۳۱۳ صلوات کردم مبادا اَجنبی چشم زخمت بزند. وقتی چهره دلربایت به قاب تلویزیون آمد، شیشهٔ مغازه غرق بوسه شد. یکی بلندبلند صلوات میفرستاد، دیگری قسم میخورد که تو را قبلاً در محلهشان دیده وخیلیها اشکهایشان را با آستین پاک میکردند تا یک دل سیر تماشایت کنند.
🌅 در این مدت که علائم پیش از ظهور یکی پس از دیگری نمایان میشد، دل شیعیانت مثل سیر و سرکه میجوشید اما کسی فکر نمیکرد به این زودیها ببیندت.
🔆 راست گفت جدّت رسول خدا که فرمود: «مَثَلِ ظهور مهدی، مَثَلِ برپایی قیامت است. مهدی نمیآيد مگر ناگهانی» قسم میخورم این اثرِ دعای توست که تا کنون ما زیر عَلَمت ماندهایم.
😭 کاش زودتر برسی...
📌 #نشر_حداکثری
عاشقان را دلبری هست بی مثال
جمله اند شیدای آن حسن و کمال
عالمی دلخواه وصلش کیست او
این بود آل محمد اکبر نیکو خصال
ماهی که همه ماه رخان در بر آن ماه
گردیده خجل زان همه زیبایی دلخواه
این سرو دل آرا ، ز کدامین چمن استی؟
این اکبر لیلاست بدین حشمت و این جاه
یا علی اکبر🌹نسل جوان را به جهان رهبری
جلوه ی توحید علی اکبری
هر که هوای رخ احمد کند
در تو تماشای پیمبر کند