eitaa logo
تقاطع تحلیل
273 دنبال‌کننده
77 عکس
1 ویدیو
0 فایل
جنگ ، خبر ، تحلیل ابراهیم عباسپور @Abbaspour021 بله https://ble.ir/AnalysisIntersection ایتا https://eitaa.com/AnalysisIntersection روبیکا https://rubika.ir/AnalysisIntersection تلگرام https://t.me/AnalysisIntersection و اینستاگرام
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷🇺🇸 چرا جنبش فراگیر ضدجنگ علیه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شکل نگرفت؟ بررسی گزارش‌ها، نظرسنجی‌ها و تحلیل‌های ماه‌های اخیر نشان می‌دهد مشکل اصلی، حمایت مردم از جنگ نیست؛ بلکه این است که مخالفت‌ها نتوانسته به یک جنبش ضدجنگ قدرتمند تبدیل شود. مهم‌ترین دلایل: 🔹 ۱. روایت رسانه‌ای: بیشتر رسانه‌های غربی جنگ را با عنوان «جلوگیری از برنامه هسته‌ای ایران» و «دفاع از اسرائیل» روایت کردند، نه یک جنگ تهاجمی. 🔹 ۲. تفکیک مردم از حکومت ایران: با ایجاد جو رسانه ای بسیاری در غرب با جنگ مخالف‌اند، اما به بهانه «حمایت از مردم ایران» از ایران هم حمایت نمی‌کنند. 🔹 ۳. جنگ هزینه‌ای برای مردم آمریکا نداشت: این جنگ بیشتر با موشک، پهپاد و حملات هوایی انجام شد؛ نه اعزام گسترده سربازان آمریکایی مانند جنگ ویتنام یا عراق. بنابراین مردم آمریکا فشار مستقیمی احساس نکردند. 🔹 ۴. مخالفان پراکنده‌اند: با وجود مخالفت بسیاری از آمریکایی‌ها با جنگ، احزاب، دانشگاه‌ها و جنبش‌های مدنی دیگر قدرت و انسجام گذشته را برای سازمان‌دهی اعتراضات ندارند. 🔹 ۵. خستگی از بحران‌ها: هم‌زمانی جنگ غزه، اوکراین، مشکلات اقتصادی و اختلافات سیاسی، انرژی افکار عمومی را برای شکل دادن به یک جنبش جدید کاهش داده است. 🔹 ۶. اعتراض‌ها بیشتر در فضای مجازی ماند: بخش زیادی از مخالفت‌ها در شبکه‌های اجتماعی بیان شد و به اعتراضات گسترده خیابانی تبدیل نشد. در نتیجه، جنگ بیشتر به‌عنوان یک مسئله امنیتی دیده شد تا یک فاجعه انسانی. جمع‌بندی شواهد بیشتر نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از عوامل شامل چارچوب‌بندی رسانه‌ای، تفکیک میان مردم و حکومت ایران، ضعف سازمان‌های مدنی، تغییر ماهیت جنگ‌های مدرن، انتقال کنش‌گری به فضای مجازی، فرسودگی ناشی از بحران‌های متعدد و قطبی‌شدن سیاست داخلی آمریکا باعث شده است مخالفت‌های موجود به یک جنبش فراگیر و هماهنگ ضدجنگ تبدیل نشود. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection 📚 منابع: Pew Research، Gallup، YouGov، Reuters، AP، BBC، Financial Times، New York Times، CFR، Atlantic Council، RAND، CSIS، Brookings، Quincy Institute، Foreign Policy in Focus و پژوهش‌های دانشگاهی درباره رسانه و جنبش‌های اجتماعی.
🇺🇸 جنگ با ایران؛ آیا انحصار امنیتی آمریکا در خاورمیانه رو به پایان است؟ بررسی گزارش اندیشکده ISPI و تحلیل‌های سه ماه اخیر نشان می‌دهد که درگیری مستقیم آمریکا با ایران، این سؤال را برای بسیاری از متحدان واشنگتن ایجاد کرده است که آیا آمریکا در زمان بحران واقعاً می‌تواند امنیت آنها را تضمین کند؟ ❓ جنگ با ایران چه هزینه‌ای برای متحدان آمریکا داشت؟ 🔹 افزایش هزینه‌های نظامی و اقتصادی 🔹 کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا 🔹 تقویت این تصور که آمریکا در بحران‌ها، ابتدا منافع خود را در نظر می‌گیرد. 🔹 افزایش نگرانی درباره امنیت انرژی و تجارت جهانی 🔹 احتمال تأخیر یا محدودیت در تأمین تسلیحات آمریکایی در شرایط بحرانی 🔹 حرکت کشورهای منطقه به سمت همکاری با شرکای دفاعی متنوع 🔹 سرمایه‌گذاری بیشتر برای بومی‌سازی صنایع دفاعی و کاهش وابستگی به خارج ✏️ جمع‌بندی آمریکا همچنان بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان است، اما جنگ با ایران این پیام را به بسیاری از متحدانش داد که اتکا به یک قدرت، ریسک بالایی دارد. به همین دلیل، بسیاری از کشورهای منطقه امروز بیش از گذشته به دنبال تقویت توان دفاعی خود، تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی و کاهش وابستگی به آمریکا هستند. اگر این روند ادامه یابد، معماری امنیتی خاورمیانه به‌تدریج از یک نظم تک‌قطبی به سمت نظمی چندقطبی و متنوع‌تر حرکت خواهد کرد. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection 📚 منابع اصلی اندیشکده ISPI | تحلیل ائتلاف‌های آمریکا و اعتماد متحدان (۲۰۲۶) Middle East Council on Global Affairs | درس‌های جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل برای کشورهای خلیج فارس (۲۰۲۶) The Wall Street Journal | گزارش استقرار نیروهای آمریکا در خاورمیانه (۲۰۲۶) Associated Press (AP) | گزارش پیامدهای جنگ بر امنیت انرژی و تجارت جهانی (۲۰۲۶) SpecialEurasia | آینده معماری امنیتی خاورمیانه و تعهدات آمریکا (۲۰۲۶)
🌍 جنگ ایران در نظم جدید قدرت؛ نبرد بر سر دالان‌های خاورمیانه در خاورمیانه، رقابت قدرت‌ها دیگر صرفاً بر سر چاه‌های نفت نیست؛ بلکه بر سر دالان‌های انتقال انرژی، کالا، داده و تجارت است. هر دالان می‌تواند مسیرهای تجاری، درآمد ترانزیتی، نفوذ ژئوپلیتیکی و حتی موازنه قدرت را تغییر دهد. 💠غرب با توسعه کریدورهایی مانند IMEC و تقویت مسیرهای جایگزین، به دنبال کاهش وابستگی به مسیرهای تحت نفوذ ایران و روسیه است. 💠 چین و روسیه نیز با توسعه BRI و INSTC در پی ایجاد مسیرهای جایگزین، افزایش امنیت زنجیره تأمین و کاهش اثر تحریم‌ها هستند. 💠ترکیه، عراق، عربستان و امارات می‌کوشند با توسعه بنادر و کریدورها، به هاب‌های ترانزیتی منطقه تبدیل شوند. ✏️در نظم جدید جهانی، هر کشوری که دالان های راهبردی را در اختیار داشته باشد، علاوه بر درآمد ترانزیتی، نفوذ سیاسی و ژئوپلیتیکی بیشتری نیز به دست می‌آورد. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection 📚منابع International Energy Agency (امنیت انرژی و مسیرهای انتقال) International Energy Forum (دالان‌های انرژی) Center for Strategic and International Studies (تحلیل کریدورها و ژئوپلیتیک) Carnegie Endowment for International Peace (رقابت ژئوپلیتیکی) Atlantic Council (IMEC، BRI و رقابت قدرت‌ها)
🇮🇷 جنگ بعدی با ایران چگونه می‌تواند آغاز شود؟ هیچ‌کس خارج از حلقه تصمیم‌گیری دولت‌ها نمی‌تواند با اطمینان بگوید طرح احتمالی هرگونه اقدام نظامی علیه ایران چه خواهد بود. با این حال، با توجه به هم‌زمانی دیدارهای ترامپ، نتانیاهو و زلنسکی،حجم انبوه تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه و بررسی الگوهای رفتاری آمریکا، اسرائیل و اوکراین در حدود یک‌ونیم سال گذشته، می‌توان چند سناریوی عملیاتی محتمل را ترسیم کرد: ⚫️️ ۱. عملیات نفوذی و یا کودتای شهری (الگوی عملیات‌های منتسب به اسرائیل) با توجه به به نوع حملات 12 روزه سال گذشته و فرصت پیش آمده جهت ترمیم و استفاده از شبکه‌های نفوذی برای غافلگیری در داخل ایران: 🔹 نفوذ اطلاعاتی و خرابکاری در مراکز حساس و زیرساخت‌های راهبردی و حتی نظامی. 🔹 حملات هدفمند علیه فرماندهان یا مراکز فرماندهی و کنترل. 🔹 ایجاد اختلال در مدیریت بحران، هماهنگی داخلی و روند تصمیم‌گیری مثلا با افزایش تعداد حملات درون شهری ⚫️ ۲. حملات پهپادی اشباع (الگوی اوکراین علیه روسیه) 🔹 استفاده گسترده از پهپادهای ارزان و پرتعداد. 🔹 حملات هم‌زمان از چند محور برای اشباع و شناسایی سامانه‌های پدافندی. 🔹 هدف قرار دادن برخی زیرساخت‌های حیاتی که اختلال در آن‌ها می‌تواند آثار اقتصادی و اجتماعی و در نتیجه نارضایتی عمومی ایجاد کند. ⚫️ ۳. حملات موشکی و هوایی دقیق (الگوی آمریکا و اسرائیل) 🔹 استفاده از موشک‌های دوربرد، موشک‌های کروز و جنگنده‌های رادارگریز. 🔹 تمرکز بر مراکز فرماندهی، پدافند، پایگاه‌های هوایی و زیرساخت‌های نظامی. ⚫️ ۴. محدود کردن توان پاسخ 🔹 هدف قرار دادن سکوها و مراکز پرتاب. 🔹 رهگیری موشک‌ها و پهپادهای شلیک‌شده. 🔹 کاهش توان پاسخ متقابل با حملات هم‌زمان و چندلایه. ⚫️ ۵. فشار از مرزها 🔹افزایش فعالیت گروه‌های مسلح مخالف جمهوری اسلامی در مناطق مرزی 📌 جمع‌بندی درگیری بعدی ، محتمل‌ترین الگو، بر اساس تجربه درگیری‌های اخیر، یک عملیات ترکیبی و چندمرحله‌ای خواهد بود، نه صرفاً یک بمباران گسترده. این جمع‌بندی صرفاً یک تحلیل مبتنی بر الگوهای مشاهده‌شده در درگیری‌های اخیر است و نه یک پیش‌بینی قطعی.. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection 📚 منابع : Reuters | CSIS | IISS | RAND | ISW
🇮🇷🇦🇿 پشت پرده حملات به شمال ایران؛ چرا ایران از تنش با جمهوری آذربایجان پرهیز می‌کند؟ در جنگ‌های گذشته و همچنین در هفته اخیر، حملاتی به کشتی‌ها و برخی مناطق شمالی ایران گزارش شده است. با توجه به همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری آذربایجان با اسرائیل، برخی تحلیلگران احتمال می‌دهند این همکاری در حملات اخیر به کشتی‌ها و مناطق شمالی ایران نقش داشته است. با وجود این، ایران در عمل از تشدید تنش با جمهوری آذربایجان پرهیز می‌کند. سه دلیل اصلی حفظ روابط با جمهوری آذربایجان: 🔹 ۱. کریدور شمال–جنوب (INSTC) جمهوری آذربایجان حلقه کلیدی این کریدور حیاتی است؛ مسیری که هند را از طریق ایران و روسیه به اروپا متصل کرده، زمان و هزینه حمل‌ونقل را کاهش می‌دهد و در شرایط تحریم دریایی و بسته شدن احتمالی هرمز، این کریدور یکی از مسیرهای مهم ترانزیتی و از معدود راه‌های بقای اقتصادی ایران محسوب می‌شود وهر گونه تنش با باکو، این شاهرگ حیاتی را تهدید می‌کند. 🔹 ۲. امنیت انرژی ایران خط لوله احتمالی گاز روسیه از خاک آذربایجان، می‌تواند کمبود گاز شمال ایران را جبران کند و ایران را به هاب تبادل گاز منطقه تبدیل کند. این پروژه برای تأمین انرژی صنایع شمالی و صادرات مجدد (تقویت نقش ایران در تجارت انرژی منطقه) حیاتی است. 🔹 ۳. جلوگیری از انزوای ژئوپلیتیکی پروژه‌هایی مثل «کریدور میانی» (چین–قزاقستان–آذربایجان–ترکیه) و «کریدور زنگزور» به دنبال دورزدن ایران هستند. همکاری با باکو، بهترین راه برای حفظ جایگاه ترانزیتی و جلوگیری از حذف ایران از معادلات قفقاز است. ✏️ تحلیل در دنیای امروز، قدرت فقط به منابع انرژی وابسته نیست؛ بلکه به کنترل مسیرهای انتقال انرژی، کالا و تجارت نیز بستگی دارد. به همین دلیل، روابط پایدار و راهبردی با جمهوری آذربایجان می‌تواند یکی از عوامل مهم حفظ جایگاه ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایران در منطقه باشد. 💥در مقابل، به نظر خط قرمز ایران: 🔺عملیاتی نشدن کریدور زنگزور 🔺حضور نظامی اسرائیل در آذربایجان 🔺تهدید جدی کانال تجارتی ایران روسیه در زمانی که هر تحول یا پروژه‌ای جایگاه ترانزیتی و منافع راهبردی فوق را برای ایران به‌طور جدی تهدید کند، مقابله با عامل آن به یکی از اولویت‌های سیاست خارجی و امنیت ملی ایران تبدیل خواهد شد. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection 📚 منابع: IEA | CSIS | Carnegie | Atlantic Council | UN ESCAP
توافق هرمز؛ پایان بحران یا تغییر نوع بازی؟ بسیاری تصور می‌کنند اگر ایران، عمان و آمریکا بر سر امنیت تنگه هرمز به توافق برسند، اختلاف تهران و واشنگتن رو به پایان خواهد رسید. اما شاید این نگاه، صورت مسئله را بیش از حد ساده کرده باشد. هرمز دیگر فقط یک آبراه برای عبور نفتکش‌ها نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است؛ جایی که امنیت، انرژی، اقتصاد و رقابت قدرت‌های بزرگ به هم می‌رسند. اگر توافقی درباره هرمز شکل بگیرد، در ظاهر سه اتفاق رخ می‌دهد: 🔹ریسک درگیری نظامی کاهش می‌یابد. 🔹بازار جهانی نفت و انرژی آرام‌تر می‌شود. 🔹فضای مذاکره و دیپلماسی گسترش پیدا می‌کند. اما این به معنای پایان تنش نیست؛ فقط ظاهر میدان رقابت تغییر می‌کند. حتی اگر کشتی‌ها بدون مشکل از هرمز عبور کنند، پرسش‌های اصلی همچنان باقی خواهد ماند: ❓چه کشوری مرکز ثقل اقتصاد و امنیت خاورمیانه خواهد بود؟ ❓آیا ایران می‌تواند هم‌زمان استقلال راهبردی خود را حفظ کند و جایگاه منطقه‌ای خود را تقویت کند؟ ❓آیا انرژی منطقه همچنان در مدار غرب تعریف می‌شود یا چین و دیگر قدرت‌های آسیایی نقش پررنگ‌تری خواهند یافت؟ ❓آیا کشورهای منطقه به سمت همکاری‌های جدید حرکت می‌کنند یا همچنان در چارچوب رقابت قدرت‌های غربی باقی خواهند ماند؟ 🧨بنابراین احتمال درگیری مستقیم کمتر نخواهد شد و حتی رقابت بیش از گذشته به حوزه‌هایی مانند تحریم‌های اقتصادی، فناوری، سرمایه‌گذاری، کریدورهای حمل‌ونقل، زنجیره‌های تأمین، جنگ سایبری و جنگ شناختی منتقل خواهد شد. هدف نیز افزایش قدرت خود و کاهش توان و تاب‌آوری طرف مقابل برای رویارویی آینده است. 🧨برنامه ریزی هایی مانند تحریم های شدید اقتصادی، جنگ رسانه ای و شناختی، تلاش برای ایجاد 18 و 19 دی و ... با شدت برای جنگ بعدی ادامه خواهد یافت. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection منابع: تحلیل‌های اندیشکده‌های CSIS، Brookings و Chatham House به همراه گزارش‌های Reuters
🇮🇷🇺🇸 اقدامات آمریکا از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان؛ سناریوهایی که دوباره تکرار می‌شوند از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان، از بستن صرافی‌های تأمین‌کننده دلار ایران در امارات تا به خشونت کشیده‌شدن اعتراضات و حمله به ایران، لایه‌های پنهان و بخش‌هایی از یک برنامه‌ریزی هماهنگ دیپلماسی، اقتصاد، رسانه و نظامی بود که بنا داشت زمینه‌ساز حمله موفق آمریکا به ایران باشد. اقدامات انجام شده بعد از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان: 🔹 ۱. مهندسی ادراک و آماده‌سازی افکار عمومی غرب با برجسته‌سازی تهدید هسته‌ای و موشکی در افکار عمومی غرب ابتدا این تصور ایجاد شد که اقدام نظامی، «دفاع» است نه «حمله» تا هزینه و مخالفت مردم و سیاست‌مداران غربی کمتر شود. 🔹 ۲. محاصره دیپلماتیک کشورهای غربی با فشار در آژانس و همراه‌سازی اروپا برای فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک تلاش کردند مسیرهای مذاکره را بسته و با القای «شکست دیپلماسی» ایران را در نهادهای بین‌المللی تحت‌فشار قرار دهند. 🔹 ۳. اختلال اقتصادی ترکیبی با تحریم‌های جدید، محدودیت فروش نفت و مشکلات حمل‌ونقل و بیمه، درآمد ارزی ایران را کاهش داده و باعث افزایش فشار بر بودجه و تورم شدند. 🔹 ۴. قطع شریان‌های مالی با محدودکردن دسترسی به دلار با تعطیل‌سازی صرافی‌های وابسته به ایران در امارات و مسدودشدن مسیرهای تبدیل ریال به دلار باعث کاهش عرضه ارز در بازار آزاد و ایجاد شوک ارزی شدند 🔹 ۵. هم‌افزایی فشار خارجی با شوک داخلی برای کنترل شوک ارزی خارجی، دولت ایران با حذف ارز ترجیحی (دلار ۴۲۰۰۰ تومانی) باعث جهش قیمت دلار و کالاها و به دنبال آن ایجاد نارضایتی معیشتی و شکل‌گیری بستر اعتراضات شد (نقطه عطف: ۱۸ و ۱۹ دی) 🔹 ۶. جنگ‌شناختی و عملیات روانی با جنگ رسانه‌ای در فضای مجازی و رسانه‌ها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی پررنگ‌تر نمایش داده شد تا با کاهش اعتماد عمومی، حس ناامیدی و بن‌بست افزایش یابد. 🔹 ۷. استفاده از اعتراضات و ایجاد خشونت با استفاده از اعتراضات اقتصادی، ضمن فراخوان‌های هماهنگ در شبکه‌های اجتماعی با انتقال سلاح باعث درگیری و ایجاد خشونت شدند تا اختلاف و دوقطبی ایجاد شده "مردم در مقابل حکومت" باعث کم‌شدن حمایت مردم از دفاع در مقابل تهاجم شود. 🔹 ۸. جمع‌آوری اطلاعات از طریق حملات سایبری و فعالیت‌های اطلاعاتی، نقاط ضعف زیرساخت‌ها برای کاهش هزینه حملات شناسایی شد. 🔹 ۹. آماده‌سازی نظامی هم‌زمان با استقرار ناوهای آمریکایی، تجهیزات پدافندی و نیروهای نظامی در اسرائیل و منطقه تقویت شد تا در زمان حمله زمان واکنش کوتاه‌تر باشد. 🔹 ۱۰. هماهنگی با متحدان منطقه‌ای هماهنگی اطلاعاتی میان آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی با یکپارچه‌سازی پدافند هوایی و افزایش رزمایش‌های ترکیبی برای آمادگی برای سناریوهای حمله هماهنگ انجام شد. 🔹 ۱۱. آزمودن واکنش ایران با اقداماتی مانند حملات محدود، انفجار در تأسیسات یا عملیات سایبری، واکنش ایران، (سرعت و کیفیت پاسخ) سنجیده شد تا برای مراحل بعدی برنامه‌ریزی شود. 🔹 ۱۲. تولید روایت پایانی برای توجیه جنگ در پایان تلاش شد این‌گونه القا شود که «دیپلماسی شکست‌خورده» و اقدام نظامی تنها راه باقی‌مانده مسئولانه برای «تهدید قریب‌الوقوعی به نام ایران» است. 📌 تحلیل مجموعه‌ای از دوازده جبهه فشار هم‌زمان و هم‌افزا طراحی شده تا: ۱. اتحاد داخلی تضعیف گردد ۲. تصمیم‌گیری ایران را با بحران‌های چندگانه روبرو کند ۳. هزینه دفاع را به حداکثر و هزینه حمله را به حداقل برساند ۴. مشروعیت اقدام نظامی را در افکار عمومی داخلی و جهانی تثبیت نماید شروع دوباره بسیاری از این فرایندها پس از تفاهم ایران و آمریکا، نشان از ماهیت غیرخطی، تطبیقی و مستمر این پروژه دارد؛ یعنی پروژه‌ای که در صورت مساعد شدن شرایط، از همان نقطه توقف، قابل ازسرگیری است. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection 📚منابع اندیشکده بریتانیایی چتم هاوس | اندیشکده آمریکایی بروکینگز | بی‌بی‌سی | اندیشکده آمریکایی کارنگی | گزارش پارلمان بریتانیا