نفت در آتش، دلار در خاکستر، جهان بسوزد، آمریکا سلطه کند
بر اساس گزارشهای اندیشکدههای بینالمللی، آمریکا آگاهانه تبعات اختلال در تنگه هرمز (افزایش قیمت انرژی، تورم جهانی) را به دنیا تحمیل میکند. این رفتار نه یک اشتباه تاکتیکی، بلکه محاسبهای راهبردی و حسابشده است.
هفت هدف راهبردی آمریکا در بلندمدت:
🔹۱. بازتعریف نظم جهانی: متحدان سنتی بدون همراهی با آمریکا روی حمایت بلاعوض حساب نکنند.
🔹۲. تضعیف و تقویت مجدد دلار: به علت هرجومرج کنونی، در کوتاهمدت کشورها به دنبال جایگزینهایی برای دلار میگردند، اما نهایتاً با هزینه بالاتر به سمت امنیت آمریکایی بازخواهند گشت.
🔹۳. بازسازی زنجیره تأمین: وادار کردن اروپا و آسیا به کاهش وابستگی به انرژی خاورمیانه و رفتن به سمت نفت و گاز شیل آمریکا.
🔹۴. فشار به چین: چین ۸۰٪ نفت تنگه هرمز را وارد میکند. این بحران، اهرم فشاری بیسابقه علیه پکن است.
🔹۵. ایجاد بازدارندگی اقتصادی در برابر ایران و گروههای نیابتی آن.
🔹۶. دیپلماسی قحطی: فروپاشی اقتصادی کشورهای فقیر، اهرمی برای قطع روابط آنها با چین و روسیه.
🔹۷. بازآفرینی نظم «دلار-نفت»: دلار جدید پشتوانهای ترکیبی خواهد داشت: نفت شیل آمریکا + گاز آمریکا + فناوری سبز + امنیت نظامی آمریکا.
⁉️اما ریسک بزرگ: محاصره دریایی ممکن است به جای تثبیت هژمونی آمریکا، پایان قرن آمریکایی را تسریع کند.
محاسبه فعلی واشنگتن این است که «جهان بسوزد، اما به قیمت تثبیت دوباره سلطه آمریکا». شاید سؤال اصلی این نباشد که آیا جهان میسوزد؟ بلکه این باشد که پس از این آتش، چه کسی خاکسترها را برمیدارد؟
📝ابراهیم عباسپور
منابع:
Middle East Institute، CFR، ORF، SCMP، UN General Assembly، AFP/SWI
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
معادله ترامپ و پکن؛ ایران برگ برنده یا قربانی؟
🇺🇸آمریکا از چین چه میخواهد؟
باز کردن تنگه هرمز • توقف خرید ۹۰٪ نفت ایران • قطع کمکهای فنی و تسلیحاتی به ایران
🇨🇳چین از آمریکا چه میخواهد؟
عقبنشینی از تایوان • کاهش تعرفهها • مشروعیت سیستم یوآنی (CIPS)
🇮🇷 ایران چه میخواهد؟
پایان محاصره دریایی • لغو تحریمهای نفتی • به رسمیت شناخته شدن حق غنیسازی • رسمیت مالکیت بر تنگه هرمز
چهار سناریو ممکن از سفر ترامپ به چین:
🔹۱. معامله بزرگ (بحران مدیریتشده)
آمریکا امتیاز تایوان را میدهد، چین ایران را کنترل میکند (انتقال اورانیوم، توقف غنیسازی بالا، بازگشایی نسبی تنگه).
🔹۲. بازی بینتیجه
ترامپ امتیازی نمیدهد، چین فقط قول فشار دیپلماتیک میدهد. وضعیت موجود حفظ میشود. عوارض یوآنی ادامه مییابد، تنگه نیمهبسته میماند.
🔹۳. تقابل و تشدید
چین «نه» میگوید، تحریمهای متقابل بانکی آغاز میشود (آمریکا CIPS را تحریم میکند، چین فروش اوراق خزانه را شروع میکند). آمریکا مشغول جنگ اقتصادی با چین میشود، اما خطر حمله محدود آمریکا به ایران افزایش مییابد.
🔹۴. تشدید کنترلشده
ایران عمداً بحران را کمی بدتر میکند (مثلاً توقیف یک نفتکش دیگر) تا ترامپ را مجبور به امتیاز کند، بدون اینکه وارد جنگ تمامعیار شود. باز هم خطر حمله محدود وجود دارد.
✏️ حرف آخر:
چین عجله ندارد. آمریکا در باتلاق ایران گرفتار است، ترامپ التماس کمک میکند، و چین آرام در حال تثبیت هژمونی خود است. ایران پل پیروزی این هژمونی جدید است (با توجه به شواهد فعلاً نه متحد حیاتی، نه قربانی ساده). در این بازی، تنها بازنده قطعی، نظم تکقطبی آمریکاست.
📝ابراهیم عباسپور
منابع:
BBC، The National، GRC، Hindustan Times، CNN
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
🧐 آمریکا پیروز نشد؛ ایران نباخت، اما هنوز پیروز نشده است
🇺🇸 ۱. اهداف آمریکا از جنگ
🔺 تغییر رژیم
🔺 حذف برنامه هستهای و موشکی
🔺 تسلط برمنابع، انرژِی و آبراهه خاورمیانه
🔺 شکست محور مقاومت و تحکیم هژمونی اسرائیل
🇮🇷 ۲. اهداف ایران از جنگ
🔹 بقای سیاسی و تداوم نظام
🔹 اعمال کنترل استراتژیک بر تنگه هرمز
🔹 اثبات بازدارندگی و افزایش هزینههای حمله به ایران
🔹 تثبیت جایگاه به عنوان یک قدرت منطقهای غیرقابل انکار
-----------------------------------
🇺🇸 ۳. نتایج جنگ برای آمریکا
🟠الف) دستاوردهای نظامی تاکتیکی (موفقیتهای نسبی):
➖ حذف رهبری ایران
➖ تخریب زیرساختها و تضعیف اقتصاد ایران برای کاهش تابآوری و برانگیختن نارضایتی داخلی
➖ برتری هوایی
🟠ب) شکستهای استراتژیک (هزینههای ناپذیرفتنی)
➖ عدم فروپاشی نظام ایران
➖ تخریب ذخایر موشکی آمریکا
➖ افول اعتبار و هژمونی
➖ زیان اقتصادی داخلی آمریکا ( تورم، قیمت بنزین و کم شدن اعتماد مصرف کننده)
🟠ج) خسارتهای ژئوپلیتیک
➖ آسیب به روابط با متحدان
➖ تحقیر در عرصه دیپلماسی
🇮🇷 ۴. نتایج جنگ برای ایران
🟢الف) هزینههای گزاف (زیانهای سنگین)
➖ تلفات انسانی فاجعهبار
➖تخریب گسترده زیرساختها
➖ترور رهبری، فرماندهان و مدیران سیاسی تأثیرگذار که علاوه بر تلاش برای فروپاشی نظام، با هدف زمینهسازی برای تشدید اختلافات سیاسی داخلی در آینده نیز طراحی شده بود
➖تورم نقطه به نقطه بیش از 60%
🟢ب) دستاوردهای راهبردی (موفقیتهای کلیدی)
➖نظام سیاسی ایران فرو نپاشید و جانشینی رهبری با کمترین اختلال انجام شد
➖ بازدارندگی اثباتشده از طریق تحمیل هزینه هایی فراتر از تحمل آمریکا
➖ کنترل بر تنگه هرمز
➖ تغییر معادله امنیت منطقهای
🟢ج) موقعیت ژئوپلیتیک جدید
➖در میانمدت، ایران خود را به عنوان قدرت تثبیت کرده است
➖ روابط ایران با روسیه و چین در جریان جنگ تقویت شده است.
➖دالان های انرژی خارج از مرزهای ایران ضعیف و موقعیت ایران تقویت شده است
-----------------------------------
✏️ ۵. تحلیل
جنگ ایران آمریکا، با آتشبسی بدون توافق پایدار متوقف شده است. آنچه به عنوان "پیروزی تاکتیکی" آمریکا توصیف میشود در نهایت به شکست استراتژیک انجامید. اگرچه آمریکا بهوضوح پیروز نشده، اما نمیتوان ایران را نیز پیروز قطعی جنگ خواند. واقعیت میدانی در نقطهای بین این دو روایت قرار دارد: آمریکا به اهداف حداکثری خود نرسیده، ایران نیز هزینههای گزاف و تداوم تهدیدات را تجربه کرده است. پیروزی ایران در صورتی محقق خواهد شد که بتواند دستاوردهای مقاومت خود را به یک نظم منطقهای پایدار تبدیل کند. مسیری که هنوز طولانی و پرچالش است.
📝ابراهیم عباسپور
منابع:
Ahram Online / New York Post / AP / Yakima Herald / The Statesman / CNBC / Columbia University (CGEP)
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
صندوق رأی یا گلوله؟ آیا ترامپ ترور میشود؟
دلایل عدم ترور:
🔹۱. سیاستهای کاهش مالیات ترامپ به نفع ثروتمندان است؛ حذف او بیثباتی اقتصادی ایجاد میکند.
🔹۲. ترامپ ۹۵٪ نمایندگان جمهوریخواه کنگره را تأیید کرده؛ حذف او حزب را دچار فروپاشی میکند.
🔹۳. دموکراتها به ترامپ به عنوان «موتور محرک» پایگاه خود نیاز دارند؛ حذف او به ضرر انتخاباتی آنهاست.
🔹۴. جز چند استثنا، هیچ گروه سازمانیافتهٔ بزرگی منافعش در حذف ترامپ نیست و حذف ترامپ خطر جنگ داخلی سیاسی و هرج و مرج هواداران او را دارد.
شرایطی که ترور را محتمل میکند:
🔺۱. فرمانداران و ژنرالها به این نتیجه برسند که ترامپ حزب و قانون اساسی را نابود میکند؛ در این صورت «توافق سایه» میان جمهوریخواهان میانهرو، دموکراتها و شبکههای امنیتی شکل میگیرد.
🔺۲. ترامپ اعلام کند قدرت را تسلیم نمیکند و ارتش را وارد بازی کند؛ در این صورت حذف او هزینهای کمتر از چند هفته هرج و مرج نظامی دارد.
🔺۳. جنگ با ایران به بنبست برسد و دموکراتها، بازرگانان جمهوریخواه و متحدان اسرائیل به این جمعبندی برسند که بقای ترامپ به قیمت جنگ بیپایان و تضعیف اسرائیل تمام میشود.
🔺۴. توافق پنهان میان برخی قدرتمندان آمریکایی با ایران برای حذف «محرک جنگ» شکل بگیرد.
✏️تحلیل:
بررسی تمامی شواهد نشان میدهد که احتمال ترور عمدی دونالد ترامپ توسط قدرتمندان سیاسی، اقتصادی و حزبی در شرایط عادی بسیار پایین است. تنها سناریویی که میتواند این احتمال را به طور قابل توجهی افزایش دهد، وقوع یک بحران شدید سیاسی است که در آن حذف ترامپ به عنوان «کمترین ضرر» برای برخی جناحها تلقی شود. با توجه به شواهد فعلی چنین سناریویی دور از انتظار است. تهدید اصلی علیه ترامپ، نه گلوله، بلکه صندوق رأی و مواجهه با پیامدهای سیاستهایش در انتخابات ۱۲ آبان ۱۴۰۵ است.
📝ابراهیم عباسپور
منابع:
Brookings Institution آوریل ۲۰۲۶ / LSE Blogs مارس ۲۰۲۶ / Newsweek می ۲۰۲۶ / Axios می ۲۰۲۶ / CNN می ۲۰۲۶
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
آمریکا در تله ایران: نه میتواند بزند، نه میتواند بگذرد
دلایل حمله مجدد آمریکا به ایران:
🔸۱. بازسازی نظم منطقهای و بقای هژمونی: حفظ سلطه آمریکا در خاورمیانه
🔸۲. حذف الگوی "حاکمیت مقاومت": برچیدن نظام جمهوری اسلامی و جایگزینی با نظام همسو با آمریکا و اسرائیل
🔸۳. تضمین امنیت نامحدود اسرائیل: برتری نظامی اسرائیل از طریق راهبرد "صلح با زور"
🔸۴. تصاحب بازار انرژی آسیا: مختل شدن صادرات خلیج فارس، آسیاییها را مجبور به خرید نفت گران آمریکا میکند (تضعیف چین و هند، تقویت صنعت انرژی آمریکا)
🔸۵. عوامل فردی و فشار لابیها: تمایل ترامپ به جنگ، مشاوران تندرو، فشار لابی صهیونیستی
🔸۶. منافع مجتمع نظامی-صنعتی: جنگ به عنوان "فرصت سرمایهگذاری" برای شرکتهای تسلیحاتی
🔸۷. نیاز به پیروزی پیش از انتخابات: بحران سیاسی داخلی و نیاز به نمایش پیروزی قاطع
🔸۸. فشار اقتصادی بر ایران: فلج کردن اقتصاد ایران از طریق حمله به زیرساختها
🔸۹. ارسال سیگنال به چین و روسیه: نشان دادن اینکه آمریکا هنوز توانایی "تمام کردن کارها" را دارد
---
دلایل عدم حمله آمریکا به ایران
🔹۱. شکست اطلاعاتی: ایران ۷۰٪ توان موشکی خود را حفظ کرده است
🔹۲. حمله به زیرساختهای نظامی آمریکا و همپیمانانش در همسایگی ایران
🔹۳. تهدید تنگه هرمز: ایران میتواند اقتصاد جهانی را مختل کند
🔹۴. فرسایش زرادخانه آمریکا: مهمات راهبردی به سطح شوکآوری کاهش یافته است
🔹۵. مخالفت کنگره: جنگ بدون مجوز و با بحران مشروعیت مواجه است
🔹۶. افکار عمومی و هزینههای داخلی آمریکا: ۵۹٪ آمریکاییها جنگ را اشتباه میدانند
🔹۷. نزدیک شدن ایران به بمب اتم: حمله، ایران را مصممتر و نزدیکتر به ساخت بمب میکند
---
✏️ تحلیل:
آمریکا در دام یک "پیروزی پرهزینه" گرفتار شده که تبدیل به باتلاق شده است.
🔻از یک سو، خروج از جنگ بدون توافق به معنای پذیرش شکست و بازگشت ایران قویتر از قبل (با بازدارندگی جدید مبتنی بر تهدید تنگه هرمز) است.
🔻از سوی دیگر، ادامه جنگ به دلیل کمبود مهمات، فشارهای سیاسی داخلی و ناتوانی در نابودی کامل توان موشکی ایران، فاجعهبار خواهد بود.
اینها فقط "هزینههای معمول جنگ" نیستند؛ اینها شرایطی هستند که میتوانند به شکست استراتژیک جبرانناپذیر آمریکا منجر شوند.
مهمترین سوال این نیست که آیا آمریکا میتواند حمله کند (میتواند). سوال این است: آیا آمریکا آماده است هزینههای حمله مجدد به ایران را بپذیرد؟ پاسخ بر اساس شواهد موجود، منفی به نظر میرسد. اگر آمریکا فردا حمله کند، نه به این دلیل است که فکر میکند برنده خواهد شد. بلکه به این دلیل است که: "نمیتواند ببازد، نمیتواند تسلیم شود، نمیتواند متوقف شود."
به عبارتی، انتخاب "حمله مجدد" به این معنا نیست که بهترین گزینه است. به این معناست که سایر گزینهها حتی بدتر به نظر میرسند.
📝ابراهیم عباسپور
منابع:
- ABNA۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
- WION ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
- House.gov ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
- Moneycontrol ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
- CRI ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
- Global Times ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
شکست بریکس در بحران ایران؛ رویای پایان دلار در اختلاف تنگه هرمز گم شد
دهلی نو، نشست وزیران خارجه بریکس بدون صدور بیانیه مشترک پایان یافت. اختلاف ایران و امارات بر سر محکومیت حملات آمریکا و اسرائیل، بلوک را به بنبست کشاند. هند بهعنوان میزبان، ضربهای سنگین به اعتبار خود خورد.
✏️ تحلیل: این فقط یک اختلاف دوجانبه نیست. هند و برزیل از ترس غرب سکوت کردند؛ چین و روسیه نیز نتوانستند اجماعی فراتر از انتقاد لفظی بسازند. مشکل اصلی جای دیگری است: گسترش بریکس وزن آن را افزایش داده، اما انسجام را قربانی کرده است. هر عضو جدید، رقبای منطقهای خود را پای میز مذاکره میآورد.
سه سناریو پیش رو:
🔹۱. وضع موجود: بریکس از بحرانهای واقعی فرار کند و فقط روی کاغذ قدرتمند بماند.
🔹۲. مکانیزم تفکیک: اعضا دعاوی دوجانبه را از دستور کار جمعی خارج کنند؛ در غیر این صورت، شکست دهلی نو در هر بحران بعدی تکرار خواهد شد.
🔹۳. شکاف عمیق: بریکس به سه خوشه مجزا (جناح محور مقاومت بهرهبری روسیه، جناح محتاط به رهبری هند و برزیل، و جناح غربگرا شامل امارات) تقسیم شود و به «اتاق گفتوگو» تقلیل یابد.
📌 نتیجه: شکست بریکس در بحران تنگه هرمز فاجعه نیست، اما هشداری جدی است. این شکست سیاسی تنها یک پیامد دارد: بدون انسجام سیاسی، بریکس در هیچ عرصهای از جمله نظام پولی جهانی نمیتواند جایگزین مؤثری برای هژمونی آمریکا باشد؛ حداکثر توانایی آن، کاهش تدریجی سهم دلار از طریق زیرساختهای موازی است.
📝ابراهیم عباسپور
منبع:
- رویترز (Reuters)
- آسوشیتدپرس (AP)
- فرانس پرس (AFP)
- دویچه وله (DW)
- ایندین اکسپرس (The Indian Express)
- اخبار آسیانتAsianet Newsable
- دِیلی پایونیر (Daily Pioneer)
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
برگ برنده جغرافیایی ایران در سفر پوتین به پکن: کریدورها یا وعدههای شرق؟
🇨🇳🇷🇺سفر پوتین به پکن، یک هفته پس از سفر ترامپ، نشاندهنده جایگاه محوری چین به عنوان «هسته تعادل استراتژیک جهانی» است.
🇨🇳چین در مرکز شطرنج
چین به عنوان «شکلدهنده نظم نوین جهانی» همزمان با ترامپ و پوتین گفتگو کرد (با واشنگتن برای مدیریت بحرانهای تجاری و امنیت انرژی، و با مسکو برای تضمین امنیت ژئوپلیتیک و انرژی) و ثابت کرد به هیچ اردوگاهی وابسته نیست. آمریکا در سفر ترامپ به نتیجه نرسید و این فرصت را به روسیه و چین داد تا معماری امنیتی جدیدی در اوراسیا طراحی کنند. ایران نیز در «مثلث طلایی» تهران-مسکو-پکن، نقش پل خشکی کریدورها را بر عهده دارد.
🇮🇷 جایگاه ایران
جنگ در غرب آسیا (تنش در تنگه هرمز) و تحریمهای غرب علیه روسیه، یک «بازار انحصاری انرژی» در اوراسیا ایجاد کرده است. چین و هند به ترتیب حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد و حدود یکسوم نفت روسیه را خریداری میکنند.
🔴ایران به عنوان «هاب ترانزیتی» جایگاه ویژهای دارد:
🔸۱. کریدور شمال-جنوب (از روسیه به هند یا پاکستان از طریق ایران): زمان حمل را از ۴۰ روز به ۱۴ روز کاهش میدهد.
🔸۲. در شرایطی که تنشهای هرمز و دریای سرخ مسیرهای سنتی را مختل کرده، کریدور ایران به مسیری امن و اقتصادی برای انتقال انرژی و کالا بین شرق و غرب تبدیل شده است.
یکی از اهداف واقعی ترامپ در تعامل با ایران (چه از طریق مذاکره و چه از طریق فشار حداکثری)، «خروج ایران از مرکز ثقل شرق و استفاده از آن برای سیطره بر نظام مالی و انرژی» است.
🔴 سه سناریو برای ایران
🔹 سناریوی اول: هاب محاصره شده
در این سناریو، روسیه و چین بر همکاریهای حیاتی با ایران (تجهیزات نظامی، انرژی و ترانزیت) تأکید میکنند، اما از ورود به یک اتحاد رسمی نظامی علیه آمریکا خودداری مینمایند.
پیامدها:
الف) مثبت: ایران به عنوان «پل انرژی» امن برای چین و روسیه باقی میماند. پروژههایی مانند ریلآهن رشت-آستارا تسریع میشود.
ب) منفی: ایران در «منطقه خاکستری» ژئوپلیتیک باقی میماند. حمایت اقتصادی چین محدود به معاملات تهاتری (مانند نفت در برابر کالا) خواهد بود و سرمایهگذاری کلان غربی جذب نخواهد شد. روسیه نیز ایران را به عنوان ابزاری برای چانهزنی با آمریکا بر سر اوکراین خواهد دید.
🔹 سناریوی دوم (فشار): میدان نبرد نیابتی
چین و روسیه برای «مدیریت بحران ایران»، از ایران میخواهند تنشها با اسرائیل را کاهش دهد تا همکاری اقتصادی گسترش یابد. این سناریو با مقاومت ایران مواجه میشود و ممکن است مثلث شرق را دچار شکاف کند.
🔹 سناریوی سوم (تحول): ایران قطب مستقل نظم نوین
اگر تنش غرب و شرق بالا بگیرد (مانند تایوان یا اوکراین)، ایران از وابستگی چین و روسیه به کریدورهایش استفاده سیاسی میکند.
پیامد: ایران به عضو دائم «ترتیبات امنیتی جمعی» در اوراسیا تبدیل میشود.
شاخص کلیدی: اگر بیانیه مشترک پوتین و شی صراحتاً از «حاکمیت انرژی ایران» دفاع کند، این سناریو قوت میگیرد.
✏️ تحلیل نهایی:
جهان به سمت نظم چندقطبی میرود که چین قلب آن است. ایران در این نظم، مهره کلیدی اما آسیبپذیر است و نقش «پل استراتژیک» انرژی و ترانزیت را دارد، اما نباید تنها به وعدههای شرق تکیه کند.
پکن ثابت کرده است که همزمان با خرید نفت از ایران، با عربستان سعودی (متحد آمریکا) نیز پیمانهای انرژی میبندد. روسیه نیز نشان داده ممکن است بر سر منافع خود، ایران را معامله کند.در این بین آمریکا نیز به دنبال تحت کنترل درآوردن مطلق ایران است.
بهترین راهبرد برای ایران، تمرکز بر تکمیل کریدورهای ترانزیتی (به عنوان برگ برنده جغرافیایی و تحمیل بازیگری منطقهای خود) و پرهیز از درگیریهای غیر حسابشدهای است که کریدورهای ایران را ضعیف و متحدان شرقی را مجبور به انتخاب بین منافع خود و ایران کند.
📝ابراهیم عباسپور
منابع :
Kremlin.r | Ministry of Foreign Affairs of China | Carnegie Endowment | Al-Monitor | Reuters / AP | آژانس بینالمللی انرژی (IEA) | بانک جهانی
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
اردن، خط مقدم پنهان؛ واشنگتن جنگ با ایران را به اسرائیل واگذار میکند؟!
آمریکا برای ادامه جنگ میتواند سناریوهای مختلفی داشته باشد، از جمله:
▪️اشغال جزایر استراتژیک برای بستن صادرات نفت ایران
▪️محاصره دریایی به قصد فلج کردن اقتصاد (سلاح گرسنگی)
▪️عملیات کماندوهای ویژه برای تصرف سایتهای هستهای
▪️جنگ نیابتی از طریق گروههای معارض (کوموله، جیشالعدل و احزاب کرد)
▪️حمله اعراب (جبهه جنوبی)
▪️کودتای داخلی یا فروپاشی از درون
▪️وادار کردن ایران به کشاندن جنگ به داخل آمریکا (یا سناریوی پرچم دروغین) و استفاده از سلاحهای نامتعارف
و...
اما در میان این سناریوها، آنچه در میدان اتفاق افتاده، تمرکز لجستیکی شگفتآوری روی اردن است.
⁉️نقش محوری اردن؛ سکوی پرش بیصدا
حجم بالایی از پروازهای نظامی آمریکا در یک ماه اخیر به مقصد اردن بوده است و این کشور را به مهمترین پایگاه لجستیکی آمریکا تبدیل کرده است. این حجم تجهیزات یعنی آمریکا زیرساخت لجستیکی برای پشتیبانی همزمان از اسرائیل (جبهه غربی) و کردها (جبهه شرقی و شمالی) را ایجاد کرده است.
🎯 سناریوی محتمل: خروج تدریجی آمریکا و واگذاری جنگ به اسرائیل
فشار داخلی، هزینه اقتصادی، قیمت بنزین، جام جهانی، انتخابات کنگره و مهمتر از همه، رد درخواستهای نظامی آمریکا توسط اعراب، دلایلی است که میتوان انتظار داشت آمریکا در فکر خروج از درگیری مستقیم با ایران باشد.
🎯 محتملترین مسیر، «گذار تدریجی» از جنگ مستقیم آمریکا به واگذاری جنگ به اسرائیل است:
🔹آمریکا نقش خود را به پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی تقلیل میدهد
🔹اسرائیل به عنوان بازوی بلند واشنگتن عمل میکند (برای آمریکا، این مدل هزینه بسیار کمتری دارد)
🔹ایران بهانهای برای حمله به پایگاههای آمریکا و تأسیسات اقتصادی منطقه ندارد
🔹مدل حملات قبلی با استفاده از اسرائیل ادامه مییابد
🔹برای اسرائیل، این جنگ فرصتی برای تثبیت «هژمونی عبری» بر منطقه و بقای سیاسی نتانیاهو است (دکترین امنیتی اسرائیل از «جنگ برای صلح» به «جنگ دائمی» تغییر کرده است)
این سناریو نقاط ضعفی نیز دارد: حمله ایران به اردن، تمرکز حملات ایران به اسرائیل، نیاز زرادخانه اسرائیل به پشتیبانی مداوم آمریکا، باقی ماندن ابزار تنگه هرمز در دست ایران و تداوم افزایش قیمت نفت.
✏️سخن پایانی :
در پشت این سناریوها، یک واقعیت ساده اما تعیینکننده قرار دارد: آمریکا به پیروزی قاطع نیاز دارد، ایران فقط به ماندن تا فردا نیاز دارد. مذاکرات به معنای پذیرفتن قدرت منطقهای ایران یا قبول بازیگری ایران نیست، بلکه یکی از روشهای همزمان آمریکا برای تسلیم مطلق ایران و پیادهسازی تسلط بر خاورمیانه است.
📝ابراهیم عباسپور
منابع: CSIS – آوریل ۲۰۲۶ | Responsible Statecraft – مه ۲۰۲۶ | Deutsche Welle – مارس ۲۰۲۶ | The Hindu – مارس ۲۰۲۶ | Rudaw – آوریل ۲۰۲۶
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
توافق با ایران؛ تنها گزینه بد ممکن آمریکا
آمریکا به دنبال توافق با ایران است، نه از روی انتخاب، بلکه از روی ناچاری محض. پس از سه ماه درگیری، واشنگتن خود را در شکست در سه جبهه میبیند: در میدان ایران (نتوانست ایران را تسلیم کند)، در جنگ اوکراین (روسیه از بحران تقویت شده) و در رقابت با چین (قدرت هژمونیک و ژئوپلیتیک پکن افزایش یافته).
پنج لایه شکست آمریکا:
🇮🇷لایه یک – فروپاشی معادله قدرت: فرضیه فروپاشی یا مهار ایران شکست خورد. ایران با بستن تنگه هرمز، ۱۴ میلیون بشکه نفت در روز را حذف کرد. مدل جدید بازدارندگی ایران (هرمز +زدن زیرساختهای حیاتی) کار میکند و آمریکا پاسخی ندارد. زرادخانه آمریکا فرسوده شده و وارد «پنجره آسیبپذیری» چندساله شده است.
🇷🇺لایه دو – تقویت روسیه: هر موشکی در خلیج فارس شلیک شود، به اوکراین نمیرود. روسیه با ارائه اطلاعات ماهوارهای، فناوری ضد پارازیت و پوشش دیپلماتیک، بدون شلیک یک گلوله هم هزینه جنگش را کاهش داده، هم درآمد نفتیاش را افزایش و هم نفوذش در خاورمیانه را بازسازی کرده است.
🇨🇳لایه سه – سود چین: جنگ ایران نظریه «برد سریع آمریکا» را ابطال کرد (پیام مستقیم برای تایوان). چین خود را «میانجی ضروری» معرفی کرده است. از تضعیف آمریکا سود میبرد، اما از تشدید بینهایت بحران (به دلیل وابستگی به نفت خلیج فارس) ضرر میکند.
🇸🇦🇦🇪لایه چهار – فروپاشی ائتلافهای آمریکا: منطقه به دو بلوک تقسیم شده: امارات، بحرین، کویت به اسرائیل نزدیک شدهاند (خواستار تشدید جنگ). عربستان، ترکیه، مصر، پاکستان (STEP) خواستار پایان جنگ و توافق هستند. این شکاف، نفوذ آمریکا را تضعیف کرده است.
🇺🇸لایه پنج – تله سیاسی داخلی: قیمت بنزین در آمریکا به بالاترین سطح رسیده – یک بمب ساعتی پیش از انتخابات میاندورهای. تندروها خواهان ادامه جنگ، اما افکار عمومی و اقتصاد خواهان پایان آن هستند علاوه بر اینکه گزینه نظامی دیگر به سادگی در دسترس نیست.
📝 تحلیل :
هر توافقی نتیجه یک محاسبه هزینه-فایده است. وقتی هزینه ادامه وضع موجود برای یک طرف از هزینه توافق بیشتر شود، آن طرف به میز مذاکره میآید، حتی اگر با دندانهای به هم فشرده باشد.
توافق برای آمریکا یک «صلح تحمیلی» است، نه یک پیروزی دیپلماتیک و به همین دلیل بسیار شکننده، پر از ابهام و موقتی خواهد بود. اما در شرایط فعلی، این تنها «گزینه بد ممکن» برای واشنگتن است.(تا فرصتی دوباره پیدا کند)
📝ابراهیم عباسپور
منابع: CNN | CSIS | Small Wars Journal | The Jerusalem Post | ISPI | Piper Sandler
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
بازی پایانناپذیر: چرا ترامپ به هیچ توافقی با ایران متعهد نمیماند
آمریکا تحت رهبری ترامپ وارد توافقی نخواهد شد که برای آن ضمانت اجرایی بلندمدت قائل باشد. استراتژی واشنگتن مبتنی بر «بازی پایانناپذیر» است: گرفتن حداکثر امتیازات (تعطیلی برنامه هستهای، بازگشایی تنگه هرمز) در قبال حداقل تعهدات (رفع تحریمهای زودگذر و قابل بازگشت).
🎯 اهداف آمریکا از توافق:
🔹 ۱. نابودی قابلیت غنیسازی: به صفر رساندن توان بازگشت سریع ایران به بمب اتم به عنوان قدرت بازدارندگی.
🔹 ۲. بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز و حذف عوارض عبوری: توقف کامل نظارت ایران و ایجاد قدرت جدید مسلط بر آبراهه (جلوگیری از رسوخ ایران در دکترین تسلط آمریکا بر آبراهههای راهبردی).
🔹 ۳. تغییر رفتار منطقهای ایران: تضعیف محور مقاومت، ایجاد دالان توافق ابراهیم و استحکام سد دفاعی اسرائیل در مقابل نفوذ چین.
🔹 ۴. ایجاد فرصت برای ناامن کردن مرزها و تجارت: اعمال فشار اقتصادی بر ایران جهت گسست درونی و زمینهسازی برای تحت تسلط قرار دادن ایران.
📜 سناریوهای پیش رو: از توافق ساختگی تا تقابل
🔴 سناریوی اول: توافق «تله ایذایی»
توافق ۶۰ روزه برای بازگشایی تنگه هرمز در قبال خروج تدریجی ناوهای آمریکایی. ایران بازگشت به صادرات نفت را تجربه میکند. آمریکا از این فرصت برای بازسازی قوای خود و اعمال فشار بیشتر از طریق نهادهای بینالمللی استفاده میکند. به محض اینکه آمریکا احساس کند ایران ضعیف شده، توافق را نقض خواهد کرد.
🔴 سناریوی دوم: «جنگ محدود برای فروش نفت»
آمریکا یا اسرائیل به بهانه نقض آتشبس (مانند تهدید کشتیها) عملیات نظامی موسوم به «پایان کار» را آغاز میکنند. در این سناریو، آمریکا اصولاً به دنبال توافق نیست، بلکه به دنبال «تسلیم کامل» است.
نکته کلیدی: ذخایر موشکهای ضدبالستیک ناوگان پنجم آمریکا تنها برای ۴ تا ۶ هفته درگیری فعال کافی است؛ بنابراین هر جنگی محدود و زماندار خواهد بود.
✏️ تحلیل
آمریکا زیرساختهای مالی ایران را گروگان نگه میدارد. این همان تله معروف «تعلیق تحریمها» است؛ آمریکا میتواند با یک فرمان اجرایی، تحریمها را بازگرداند.
آمریکا در حال مذاکره است، اما همزمان مواضع نظامی ایران را بمباران کرده و تحریمهای جدیدی علیه «نفت سایه» اعمال میکند. این دوگانگی به ایران میگوید که آمریکا حتی در زمان «صلح» نیز به دنبال فروپاشی اقتصادی و نظامی ایران است؛ چه با مذاکره، چه با جنگ.
📝ابراهیم عباسپور
📚 منابع:
Middle East Eye – Ukrinform – CSIS (Center for Strategic and International Studies) – National Defense Magazine – U.S. Department of State / ANI – Press TV – Nation Thailand – Reuters – RT
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection
🇮🇷مؤلفههای قدرتآفرین ایران؛ گذار از بازدارندگی نظامی به قاعدهسازی ژئوپلیتیک
🔴۱. بازسازی سریع توان نظامی؛ شکست پیشبینیهای پنتاگون:
علیرغم حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، ایران بسیار سریعتر از پیشبینی پنتاگون در حال بازسازی زیرساختهای نظامی-صنعتی خود است. «معادله هزینه-فایده» (پهپاد ۲۰ هزار دلاری در برابر موشک پاتریوت ۴ میلیون دلاری) به سلاح بازدارندگی نهایی ایران تبدیل شده است.
🔴۲. قانونیسازی کنترل تنگه هرمز؛ ایجاد حاکمیت قانونی:
ایران در حال تدوین قانونی برای دریافت «عوارض » از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز است. این اقدام، جهشی راهبردی از «دفاع پیشرو» به «قاعدهسازی هنجاری» محسوب میشود.کلاودیو اشتویِر، تحلیلگر ارشد مؤسسه انرژی آکسفورد: «هرمز دیگر یک مسیر ترانزیت خنثی نیست؛ اکنون یک کریدور کنترلشده است
🔴۳. کریدور مقاومت؛ «هاب انرژی شرق» در برابر «هاب انرژی غرب»:
پاکستان و عراق با دور زدن واشنگتن، توافقات جداگانهای با تهران برای تضمین عبور نفت و گاز خود امضا کردهاند. این توافقات نشاندهنده تولد «نظام انرژی موازی» در منطقه است. «هاب انرژی شرقی» به رهبری ایران در برابر «هاب انرژی غربی» به رهبری آمریکا در حال شکلگیری است که پاکستان، عراق و احتمالاً آینده چین، روسیه و هند را به هم متصل میکند
🔴۴. بلوکسازی شرقی؛ سقف امنیتی محدود:
عضویت در بریکس و شانگهای یک سقف اقتصادی-سیاسی ایجاد کرده، اما تکیه صرف بر «بلوک شرق» نمیتواند جایگزین قدرت ذاتی ایران شود.
🔴۵. اقتصاد جنگی به مثابه الگوی توسعه جدید:
ایران یک مدل منحصربهفرد از «اقتصاد محاصره» را طراحی کرده است که تابآوری اقتصادی علیرغم تحریمها را ممکن ساخته است. دلارزدایی از تجارت ایران در حال وقوع است. با این حال، تداوم تحریمها توسط آمریکا هنوز ابزارهای فشار اقتصادی محسوب می شود.
🔴۶. انعطافپذیری نظام سیاسی: بقای حکومت با وجود شوک:
علیرغم پیشبینیها مبنی بر فروپاشی قریبوقوع، ساختار قدرت در تهران «عملکردی و دست نخورده» باقی مانده است. این واقعیت نشان میدهد که نظام جمهوری اسلامی ظرفیت «مدیریت بحرانهای وجودی» را دارد.
🔴۷. «بازدارندگی لایهای» و فرسایش قدرت آمریکا:
ایران از استراتژی «دفاع پیشرو» عبور کرده و وارد فاز «تهاجم محدود برای فشار حداکثری» شده است. حملات اخیر به تأسیسات نظامی آمریکا در امارات، بحرین و عربستان نشان میدهد که ایران قدرت «آسیبزدن به متحدان آمریکا» را دارد. تحلیلگر ایتالیایی بایفولکی: ایران از بنبست سیاسی آمریکا برای تحمیل هزینههای منطقهای استفاده میکند.
✏️تحلیل: سه ماهه گذشته نشان میدهد که ایران با وجود فشار بیسابقه نظامی و تحریمهای اقتصادی، استراتژی خود را از «بازدارندگی صرف» به «تابآوری فعال» و «قاعدهسازی هنجاری» تغییر داده است. پرسش اصلی این نیست که آیا ایران قدرت برتر منطقه خواهد بود، بلکه «در چه قالبی و با چه زیستبوم امنیتیای به این جایگاه دست مییابد؟» پاسخ: ایران در آینده به عنوان یک «قدرت قاعدهساز ژئوپلیتیک» ظاهر میشود، نه یک هژمون نظامی سنتی.
📝ابراهیم عباسپور
📚 منابع :
CNN – MarketWatch – Anadolu Ajansı – Hindustan Times – Vivekananda International Foundation – 20 Minutes CSIS
کانال تقاطع تحلیل
@AnalysisIntersection