eitaa logo
بازتاب تحلیل
118 دنبال‌کننده
23 عکس
4 ویدیو
0 فایل
✅ این کانال برای اشتراک گذاری و بازتاب تحلیل‌های متفاوت ایجاد شد. ✔️ مطالب ارائه شده، مورد تایید یا رد تحریریه کانال نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺ایران و لبنان؛ چرا کشور ثالث؟ تحلیلی از صابر گل‌عنبری (پژوهشگر، مترجم، روزنامه‌نگار و کارشناس روابط بین‌الملل): رد و بدل پیام مجازی و نامه مکتوب میان وزرای خارجه ایران و لبنان و اظهارنظرهای رسانه‌ای هنوز ادامه دارد. دو روز پیش یوسف رجی وزیر خارجه لبنان در پاسخ به نامه عراقچی دعوت به سفر به تهران را رد کرد؛ اما در عین حال دوباره آمادگی خود برای گفتگو در بیروت و یا کشور ثالث را مطرح کرده است. وزیر خارجه ایران نیز طی پستی در شبکه ایکس با دعوت سفر به بیروت موافقت کرده است، اما ضمن ابراز شگفتی از رد دعوت ایران، با چاشنی طعنه گفته است: «با توجه به اشغالگری اسرائیل در لبنان و نقض آشکار آتش‌بس، کاملاً درک می‌کنم که چرا همتای لبنانی ارجمندم آماده سفر به تهران نیست». اما وزیر امور خارجه لبنان امروز جمعه در گفت‌وگو با الجزیره به تندی علیه ایران سخن گفت و نقش آن در لبنان و منطقه را «بسیار منفی» برشمرد و خواستار توقف تامین مالی تشکیلاتی لبنانی شد که آن را «غیر قانونی» خواند و نامی هم از آن نبرد. رجی همچنین از دریافت هشدارهایی از محافلی عربی و بین‌المللی مبنی بر آماده شدن اسرائیل برای انجام «یک عملیات گسترده» علیه لبنان خبر داد. حالا با این وضع روشن نیست که اساسا گفتگویی برگزار شود و اگر هم انجام شود، مثمر ثمر واقع شود. در این میان اما پرسش این است که چرا لبنان خواهان گفتگو در کشور ثالثی است که می‌توان گفت در واقع منظور میانجی شدن همین طرف سوم نیز هست. در این راستا هم به احتمال زیاد یکی از اهداف سفر چند روز پیش جوزف عون رئیس جمهور لبنان به کشور عمان ترغیب آن به میانجیگری میان بیروت و تهران باشد. درباره چرایی تاکید لبنان بر گفتگو با تهران درباره مسائل حساس در کشور ثالث و یا وساطت چنین کشوری می‌توان گفت که در وهله نخست هدف دولت لبنان از این کار با وجود روابط رسمی دیپلماتیک فیمابین، ترسیم این تصویر - چه برای تهران چه دیگر طرف‌های داخلی و خارجی - است که روابط دو کشور در وضعیت و شرایطی عادی نیست تا گفتگوی خود با طرف ایرانی را از این موضع تنظیم و به پیش ببرد و به نوعی هم از این طریق برای پیشبرد گفتگو بر اساس خواسته‌های بیروت فشار آورد. عامل دوم می‌تواند تلاش دولت این کشور برای ایجاد و حفظ فاصله‌ با تهران باشد؛ چه برای بازتعریف جایگاه لبنان در بلوک‌بندی‌های منطقه‌ای و نگرانی از واکنش آمریکا و چه به خاطر خوشایند و دفع فشارهای آنها  و... در هر صورت، لبنان در شرایط بسیار حساسی قرار دارد و با نزدیک شدن به پایان مهلت اسرائیل و آمریکا در صورت خلع سلاح نشدن حزب‌الله احتمال جنگ گسترده دیگری بالاست. در چنین شرایطی، حاکمان جدید لبنان معتقدند که تهران هم بخشی از این ماجراست. آنها هر چند امروز برای تشدید اقدامات خود برای خلع سلاح حزب‌الله تحت فشار آمریکا، اسرائیل و طرف‌های دیگری هستند، اما همین امر خواسته دیرینه خود آنها و نیروهای سیاسی همسو نیز هست و در مقابل مخالفت سرسختانه حزب‌الله بر این باور هستند که کلید تحقق آن در تهران است و به همین علت به انحای مختلف چه اظهارنظرهای مطبوعاتی و چه طرح فورمتی غیر عادی برای گفتگو، حفظ روابط و تقویت آن را به خلع سلاح حزب‌الله ربط می‌دهند. در کش و قوس چنین تنشی و حتی در صورت وقوع جنگ ویرانگر دیگری علیه حزب‌الله هیچ بعید نیست که دولت لبنان در آینده تا قطع روابط هم پیش برود. https://eitaa.com/Republish_comments
🖱 از تولد مسیح تا خسوف خدا! (یادداشتی از احمد زید آبادی) می‌گویند با آغاز  عصر تجدد، دوران "خسوف خدا" فرا رسیده است! کدام خسوف؟ هنوز مهمترین و بزرگترین جشن بشر در سالروز ولادت عیسی‌بن مریم به عنوان "پسر خدا" یا به عبارتی همان "خدا" توسط میلیاردها انسان در سرتاسر کرهٔ زمین برگزار می‌شود! بنابراین این چه خسوفی است که میلیاردها نفر  در این عصر نه فقط همچنان به خدا اعتقاد دارند بلکه بسیاری از آنها جوانی یهودی را که بیش از دوهزار سال پیش بر روی تپه‌های اورشلیم مصلوب شده است خدا یا پسر خدا می‌انگارند و روز تولدش را جشن می‌گیرند! هستی پرتویی از خداست و مادامی‌که هستی پابرجاست، خسوف خدا معنا ندارد. روزی هم که هستی به نیستی تبدیل شود، همه چیز به اصل خویش یعنی به خدا باز می‌گردد. باری، داستان تولد مسیح در کتاب مقدس چندان لطیف و دل‌انگیز بیان نشده و بخصوص در بارهٔ مادرش مریم بی‌التفاتی صورت گرفته است. در قرآن اما این داستان به نغزترین و لطیف‌ترین و معنوی‌ترین شکل آن نقل شده است، کاری که قرآن با همهٔ قصص عهد عتیق و جدید کرده است. قصهٔ انبیاء بخصوص در عهد قدیم به صورتی خشن و نامطبوع آمده است به طوری که به قول عزر وایزمن رئیس‌جمهور سابق اسرائیل گاه از شدت اشمئزاز ارزش یک بار خواندن هم ندارد! قرآن اما بسیاری از همان داستان‌ها را چنان تلطیف و انسانی کرده است که خواندن و شنیدن آنها هر دلِ شیدای ایمان را تکان می‌دهد. داستان مریم و تولد مسیح در دو سورهٔ مریم و آل‌عمران آمده است. شنیدن آن با صدای  ابوالعینین شعیشع، عبدالباسط عبدالصمد و یونس شاهمرادی جوان خوش‌صدای ایرانی،  روح آدمی را به پرواز درمی‌آورد. تولد مسیح مبارک!
📖اتاق رصد: به گزارش رویترز، حملات ایران به تأسیسات سازمان سیا در کشورهای حاشیه خلیج فارس باعث شده تحلیلگران آمریکایی بررسی کنند که آیا روسیه اطلاعات هدف‌گیری یا فناوری پیشرفته پهپادی در اختیار ایران قرار داده است یا خیر. دست‌کم دو مرکز سیا در ماه مارس هدف قرار گرفتند؛ یکی در عربستان سعودی و دیگری در عراق. ▪️همچنین ادعا شده است که روسیه به ایران برای ارتقای پهپادهای شاهد-۱۳۶ کمک کرده، از جمله با تأمین سامانه‌های ناوبری ماهواره‌ای Kometa-M. 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection
🖋 شارمین نروانی؛ روزنامه‌نگار و تحلیلگر ژئوپلیتیک غرب آسیا، ستون‌نویس «کرادل»: ➖ امروز، عربستان سعودی عملاً از صادرات و واردات کالا از مسیرهای دریایی محروم شده است؛ هم بسته‌شدن تنگه هرمز از سوی ایران و هم محاصره باب‌المندب و ورودی دریای سرخ از سوی یمن، این وضعیت را رقم زده‌اند. ➖ نکته کنایه‌آمیز اینجاست که عربستان سال گذشته در ائتلاف امارات و اسرائیل، طرحی را برای اجرای دقیقاً همین سناریو شناسایی کرده بود؛ زمانی که تل‌آویو به سومالی‌لند نفوذ کرد و نیروهای مورد حمایت امارات نیز برای تسلط بیشتر بر مناطق بندری جنوب یمن، عملیات نظامی خود را گسترش دادند... 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection
🖋 هومن مجد، نویسنده سیاسی، از چهره‌های نزدیک به نایاک و فعال سیاسی پشت‌پرده مذاکرات در دولت‌های مختلف: اگر ایران ظرف یک دهه به سلاح هسته‌ای دست یابد، دلیل آن غنی‌سازی اورانیوم نخواهد بود؛ چرا که این کشور سال‌هاست مشغول غنی‌سازی است و با استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته، بر این فناوری تسلط یافته است. دلیل دستیابی احتمالی ایران به سلاح هسته‌ای در سال‌های پیشِ رو، ممکن است تصمیم اسرائیل و ایالات متحده برای حمله غیرقانونی و بی‌دلیل به این کشور باشد. 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جالب ❕ عبدالله روا: ای کاش از اول به حرف رهبر گوش داده بودیم. 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection
🔺 تحلیل از صابر گل عنبری: الزیدی و پیام ترامپ! علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، در حالی به تهران آمده است که سفر اخیرش به واشنگتن و دیدار با رئیس جمهور آمریکا، موجی از گمانه‌زنی‌ها را درباره احتمال آوردن یک پیام از ترامپ به راه انداخته است. با این حال، به عقیده نگارنده، این تقارن زمانی لزوماً به معنای این نیست که حتما حامل چنین پیامی است. اگر الزیدی قرار بود «پیام مهم» رئیس‌جمهور آمریکا را به تهران برساند، منطقی‌ترین حالت این بود که او بلافاصله پس از واشنگتن، راهی تهران می‌شد. نه این که پس از چند روز، تشدید درگیری‌ها و سفری به قطر به ایران بیاید. البته بعید نیست که او حامل برخی پیام‌های شفاهی و حاشیه‌ای باشد، اما این‌ها بیشتر در حد تعارفاتِ دیپلماتیک هستند تا یک مأموریتِ. واقعیت این است که عراق جایگاه تاریخی مهمی در منطقه دارد، اما در شرایط فعلی نه وزنِ سیاسی بالا و نه قدرتِ چانه‌زنیِ ویژه‌ای دارد که بخواهد به حلقه میانجیگرانِ تهران واشنگتن بپیوندد و نه نخست‌وزیر تازه کار آن نیز از نفوذ و قدرت لابی‌گری خاصی در راهروهای قدرت تهران و واشنگتن برخوردار است که بتواند کاری در این زمینه انجام دهد. در نهایت، الزیدی نیز همچون الکاظمی و السودانی، هدفش ایجاد توازن در سیاست خارجی عراق به ویژه در مناسبات میان دو کشور درگیر آمریکا و ایران است. در این میان، هم تهران هم واشنگتن اهرم‌های خاص خود را در عراق دارند؛ اما به نظر می‌رسد اهرم‌های آمریکا برگردان بیشتری در تصمیمات حاکمیتی و جهت‌گیری‌های کلان عراق دارند تا ایران. علاوه بر آن، باید به پاره‌ای تحولات تدریجی در بدنه قدرت عراق نیز توجه داشت. در سال‌های اخیر، طبقه‌ای از سیاستمداران در بغداد به قدرت رسیده‌اند که دیگر تمایل چندانی ندارند که خود و کشورشان را در «پیوند ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک» با تهران تعریف کنند. اما اگر بغداد کنونی رویای چنین پیوند و همگرایی حداکثری به تهران را نیز در سر داشته باشد، باز خود را در مواجهه با دیوار بلند واقعیت می‌بیند. سایه سنگین نفوذ آمریکا بر اقتصاد و امنیت عراق، چنان است که هرگونه چرخشِ یکجانبه به سمت ایران، می‌تواند هزینه‌های گزافی از تحریم‌های مالی گرفته تا بستن نقل و انتقال هر گونه درآمد نفتی به عراق را به همراه داشته باشد. بر خلاف برخی تصورات، تاثیر و نفوذ آمریکا در عراق صرفا بسته به حضور نظامی دو سه هزار نیست، بلکه مهم‌‌ترین ابزار فشار ترامپ اهرم اقتصادی به ویژه نفت و درآمدهای نفتی عراق است؛ به نحوی که امروز شریان اقتصادی عراق عملا و کاملا در اختیار آمریکاست. از سال 2003 پس از سرنگونی نظام صدام، در نتیجه توافقات دولت جدید، درآمدهای نفتی عراق به حسابی در بانک مرکزی آمریکا واریز می‌شود و با وجود انتقال مدیریت و نظارت بر این اموال به بانک مرکزی عراق در چارچوب توافقنامه سال 2008، ولی آمریکا همچنان بر این اموال که هم اکنون به بیش از 100 میلیارد دلار می‌رسد، نظارت دارد و عراق نمی‌تواند حتی یک دلار از آن را بدون موافقت بانک مرکزی آمریکا برداشت کند. صابر گل عنبری 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection
🔴 وال استریت ژورنال: 🔻 به گفته مقامات اسرائیلی و غربی و بررسی تصاویر ماهواره‌ای، ایران به سرعت زیرساخت‌ های آسیب‌ دیده در جریان بمباران های آمریکا و اسرائیل در ماه‌ های اخیر، از پایگاه‌ های موشکی واقع در اعماق کوه‌ها گرفته تا پل‌ها، بنادر و تأسیسات تولیدی را بازسازی کرده است. 🔴 پیشرفت سریع‌ تر از حد انتظار، برخی از مقامات اسرائیلی را نگران کرده است. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که در اوایل ماه ژوئن، همزمان با پاکسازی آوار و بازگشایی ورودی‌ های تونل فروریخته در یک پایگاه موشکی ایران در شمال کرمانشاه، گروه‌ هایی در حال تعمیر جاده‌ های آسیب‌ دیده توسط کامیون‌ها هستند. 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection
هدایت شده از بینش راهبردی
♦️ از خودمان بترسیم، نه از دشمن خارجی دوستان عزیز و بزرگوار اتفاق تازه‌ای رخ نداده است. دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، همچنان ادامه دارد و این واقعیتی است که بیش از چهار دهه با آن روبه‌رو بوده‌ایم. بنابراین آنچه امروز مشاهده می‌کنیم، نه آغاز یک تهدید جدید، بلکه ادامه همان تقابل تاریخی است. اگر تاریخ معاصر را مرور کنیم، می‌بینیم که ایالات متحده از زمان ورود مستقیم به جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱ تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، توانست بسیاری از بحران‌ها و جنگ‌های جهانی را به فرصتی برای تثبیت و گسترش قدرت خود تبدیل کند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، معادله تغییر کرد. در چهار دهه گذشته، آمریکا با وجود به‌کارگیری طیف گسترده‌ای از ابزارهای نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی، رسانه‌ای و شناختی، در دستیابی به مهم‌ترین اهداف خود علیه جمهوری اسلامی ایران با ناکامی‌های جدی مواجه شده است. این تغییر، بیش از آنکه محصول برتری مادی باشد، نتیجه اتکای ملت ایران به ایمان، صبر، استقامت و رهبری دینی بوده است. قرآن کریم نیز سنت الهی را چنین بیان می‌کند که نصرت خداوند، مشروط به ایمان، تقوا، صبر و یاری دین الهی است. از همین رو، مؤمنان نباید از سختی‌ها هراس داشته باشند؛ زیرا بسیاری از بحران‌ها، در حقیقت میدان امتحان و زمینه رشد و نصرت الهی‌اند. خداوند متعال می‌فرماید: >﴿وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ... وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا﴾ (انفال، ۱۷) یعنی پیروزی حقیقی از آنِ خداوند است و این حوادث، وسیله‌ای برای آزمودن نیکوی مؤمنان است. و در ادامه می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ﴾ (انفال، ۱۸) یعنی خداوند، نقشه و کید دشمنان را سست و بی‌اثر می‌گرداند. بنابراین، اگر قرار است از چیزی بترسیم، بیش از آنکه از دشمن خارجی بترسیم، باید از ضعف‌های درونی خود هراس داشته باشیم؛ از یأس و ناامیدی، از سوءظن به وعده‌های الهی، از سستی در اطاعت، از اختلاف و تنازع، از رها کردن «تنگه اُحد» زمانه و از گشودن راه‌های نفوذ دشمن در عرصه‌های فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی. تجربه صدر اسلام نیز نشان داد که شکست مسلمانان در اُحد، بیش از آنکه محصول قدرت دشمن باشد، نتیجه غفلت و نافرمانی بخشی از نیروهای خودی بود. از همین رو، بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه مؤمن، حفظ انسجام، اعتماد به وعده الهی و تبعیت از رهبری الهی است. امروز نیز وظیفه ما روشن است؛ با امید، بصیرت، صبر و وحدت، استوار پشت سر امام جامعه بایستیم و اجازه ندهیم اختلافات، نزاع‌های فرسایشی و سخنان یأس‌آور، سرمایه اجتماعی و اقتدار ملی را تضعیف کند. خداوند وعده داده است که «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ»؛ و هرگاه جامعه مؤمن این همراهی الهی را حفظ کند، کید دشمن هرگز به نتیجه نخواهد رسید. @Binesh_Rahbordi
🎯 آمریکا را رسما یک امپراتوری در حال افول بدانید. (کریستوفر کالدول در نیویورک‌تایمز) 🔴 حمله آمریکا به ایران فقط اشتباه نبود؛ این حمله به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. شاید بعضی‌ها ترجیح بدهند به جای «امپراتوری» از واژۀ «هژمونی» برای توصیف نظمی که ایالات متحده رهبری می‌کند استفاده کنند، زیرا پرچم آمریکا در سرزمین‌هایی که از آن‌ها حفاظت یا بهره‌کشی می‌کند به اهتزاز درنمی‌آید. اما قاعده یکی است: امپراتوری‌ها وقتی بیش‌ازحد گسترش پیدا کنند، به نقطۀ پایان خودشان می‌رسند. کریستوفر کالدول، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز، معتقد است: آمریکا با آغاز جنگ علیه ایران به چنین نقطه‌ای نزدیک شده است. 🔴 جو بایدن، خطرِ گسترشِ بیش‌ازحد را با لحنی تحقیرآمیز نادیده می‌گرفت. بایدن عادت داشت بگوید: «ما آمریکا هستیم، و هیچ کاری نیست که از عهده‌اش برنیاییم». در مقابل، ترامپ در تمام مدت حضورش در سیاست، رهبران آمریکا را نکوهش کرده است که فراتر از توان و امکانات خود عمل کرده‌اند. به‌همین دلیل، خیلی از کسانی که به او رأی داده بودند، تصورش را هم نمی‌کردند که درگیر جنگی جدید در خاورمیانه شود. آن‌ها حرف‌های ترامپ دربارۀ «عظمت آمریکا» را بیشتر لاف‌زنی می‌پنداشتند، نه میل به ماجراجویی. 🔴 هنگامی که ترامپ اعلام کرد تمرکز سیاست خارجی آمریکا را دوباره متوجه نیمکره غربی خواهد ساخت، بیشتر مردم تصور کردند آنچه در پیش است، نوعی عقب‌نشینی راهبردی در جهت کاهشِ تعهدات آمریکاست. او در «راهبرد امنیت ملی» خود نیز نوشت: «خوشبختانه، دوران سلطه خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا ... به پایان رسیده است». این برنامه سیاست خارجی، منطقی به نظر می‌آمد و از نظر تاریخی، شبیه کاری بود که بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم کرد. رهاکردنِ امپراتوری برای حفظ حداقلی از بقا.   🔴 فرض غالب در واشنگتن طی دهه گذشته این بوده است که چین به‌زودی ممکن است نه‌فقط از نظر ظرفیت نظامی و صنعتی، بلکه در حوزۀ فناوری اطلاعات نیز از آمریکا پیشی بگیرد. به‌همین دلیل، ترامپ کوشید چین را از پایگاه‌های نفوذش در نیمکره غربی بیرون براند. مداخله در ونزوئلا که ۸۰ درصد نفت خود را به چین صادر می‌کرد و تهدید کوبا و حتی نقشه‌کشیدن برای تصاحب گرینلند و دسترسی به منابع انرژی قطب شمال، در همین راستا قابل فهم است. آمریکا باید خودش را آمادۀ نبردی تمدنی با چین می‌کرد. 🔴 اما حمله به ایران را نمی‌توان در چارچوب آن راهبرد کلان فهمید. این اقدام نه نوعی تحکیم دفاعی، بلکه ماجراجویی‌ای خطرناک بود. ایالات متحده از توان نظامی لازم برای تحمیل ارادۀ خود به ایران در یک جنگ طولانی برخوردار نیست. اگر آمریکا بخواهد حتی شانس معقولی برای وادار کردن ایران به تسلیم داشته باشد، باید بخش قابل توجهی از نیروهای مسلح خود را به این جنگ اعزام کند یا انبارهای ذخیرۀ سلاح‌های دورایستای خود را تمام کند. هر دوی آن‌ها در وضعیت کنونی ایالات متحده بسیار خطرناک و تقریباً ناممکن است. 🔴 البته آمریکا هنوز گزینه‌هایی در اختیار دارد. اما هر گزینه‌ای را که انتخاب کند، ناچار خواهد بود تا بهایی بسیار سنگین بپردازد. می‌تواند از ادامه جنگ در ایران دست بکشد؛ اما در این صورت، بی‌هیچ دلیل موجهی به جهانیان نشان داده است که ارتشش بسیار ضعیف‌تر از چیزی است که ادعا می‌کند. یا می‌تواند منابع و امکانات را از جبهه‌هایی که برای منافع حیاتی ملی آمریکا اهمیت دارند ــ مانند اروپا و شرق آسیا ــ به ایران ببرد تا هزینۀ آنچه رئیس‌جمهور از آن با عنوان «سفر تفریحی» خود به ایران یاد می‌کند، تأمین شود. 🔴 در نهایت، ممکن است آمریکا به گزینه‌های نظامی افراطی متوسل شود؛ همان گزینه‌هایی که ترامپ ماه‌هاست با لحنی تهدیدآمیز در شبکه‌های اجتماعی به آن‌ها اشاره کرده. چنین تصمیمی نیز ننگی ابدی برای حیثیت آمریکا خواهد بود. بنابراین ایالات متحده یا باید اعتبارش را به باد بدهد، یا دوستانش را یا حیثیت و هویت اخلاقی‌اش را. بنیامین نتانیاهو که ترامپ را به این جنگ ترغیب کرد، شاید پس از این جنگ، با آمریکایی روبه‌رو شود که دیگر نه می‌تواند از اسرائیل حمایت کند، نه تمایلی به چنین کاری دارد. 📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «آمریکا رسما یک امپراتوری در حال افول است» (America Is Officially an Empire in Decline) نوشتۀ کریستوفر کالدول در نیویورک‌تایمز است. 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection
🟢 از تحلیل راهبرد: با باز شدن جبهه جدید با محور یمن، ظاهرا قرار است که حوثی ها کار نیمه تمام را به پایان برسانند. ▪️حضور حوثی ها روند اتفاقات را تسریع و تشدید کرده و فشار بر ایران را کم می کند، دست آنها در زدن زیرساخت ها بازتر از ایران است و آنها تابع قواعد دیپلماسی و در قید و بند سیاسیون و مهمتر از همه الیگارش ها نیستند! 🌐 بازتاب تحلیل 〰♾ @AnalysisReflection