خاله کجا رفتی؟ خیلی ماجراجویی هیجان انگیزی پیش روته انگار :(
_
رفتیم دیوارای مدرسه رو رنگ کردیم
اقا مدرسه ای که ثبت نام کردم،مدیر و معاونا دانش اموزای مامام بودن و باید نجم العدین شریعتی باشم،بعد ازین گذشته یکی از معاونا با اجیم ی باشگاه میرن که صاحب اون باشگاه مدیر همون مدرسهس
یعنی کافیه کوچکترین خبطی کنم یا نمره کم بگیرم،قبل اینکه خودم خبر دار بشم خونوادهم میفهمن و ازونجایی که کلی نصیحتم کردن خدارحمتم میکنه
_
به نظر من که کلا وانمود کن نمیشناسیشون اونام بعد یه مدت یادشون میره اصلا مخصوصا اگه دولتی باشب
https://eitaa.com/ananaski/2136
وا مرتیکه ی هیز هول بدبخت به معلمتون بگو خب اینا رو بندازه بیرون خب مرتیکه چروک خجالت نمیکشی؟بخدا متاسفم براتون با این ذهنیتتون
_
معلمه هم قهقه و چهچه میکرد باهاش میگفت بیا بریم باغ 😐
پرسیدن ۵ تا چیز انتخاب کنین که باهاش زنده بمونین جز آب و نون
من گفتم پیتزا و هلو و انگور و ذرت و قارچ
بعد من امید دست گرفت گفت منم هلو و انگور و ذرت و مرغ و سیب 😐
بعد گفتن کجا میخواین سفر کنین اومدم دست بگیرم بگم سوئیس
امید زودتر دست گرفت گفت سوئیس
بسه از زندگیم برو بیرون شبیه این اسکلا به نظر میام که منتظرم بقیه یه چیزی بگن همونو تکرار کنم 😭
https://eitaa.com/ananaski/2212
یک پنجم بربری چیزی نیست اصلا آجی 😭
_
واسه کسی که یه ساله صبحونه نخورده خیلیه 🥹