توهم اینجوری بودی؟ من بچه بودم تنفر از حلوا، جوونی یهو فهمیدم عجب شاهکاریه.. این حلوا.. این گنج ارزشمند.. چرا زودتر کشفش نکرده بودم..!!؟؟
_
نه متاسفانه از همون بچگی عاشقش بودم منتظر بودم هی بمیرن من هی حلوا بخورم
یسنا من از این که دارم بزرگ میشم و به ۱۸ سالگی نزدیک تر میشم واقعا نارحتم چون تو این چند سال کاری انجام ندادم احساس میکنم داره زمان و وقتم تموم میشه و هیچوقت اون کسی که میخواستم نبودم متاسفانه این دست خودمم نیست همش ربط داره به خانواده اممم
_
میدونم چی میگی ولی هممون باهم اینطوری شدیم و تو داری باطنتو با ظاهر بقیه مقایسه میکنی بدون اینکه بدونی باطن بقیه هم خیلی با مال تو تفاوت نداره
هممون فکر میکنیم زندگیمون نابود شد و سال های طلاییمون تموم و تلف شدن و اشتباه فکر نمیکنیم واقعا این اتفاق افتاده بدون اینکه بخوایم