eitaa logo
دانلود
خلاصه که ماری یه روز بدجور مریض میشه و میمیره عملا ولی برمیگرده و مجبور میشن قایمکی برن بیمارستان اونجاست که الیزابت‌ درخواست کمک می‌کنه
خیلی از جزئیاتشو‌ اسکیپ کردم البته
بعد که میرن بیرون مایکل با اینکه بزرگتر از توماس بوده اما چون هیچ نور خورشیدی اونجا نبوده اینقدر ریزه میزه بودن همشون که نگو 😭
قیافه‌ وقیحشو‌ ببین فقط
https://eitaa.com/ananaski/5073 چرا بابا نکبت دفعه ی قبلی دوساعت داشت بهم میخندید😭😭 _ خنده منظوردار یا بی‌منظور؟
بعد مامان و خواهر الیزابت نمیگن این یهو کجا رفت؟ _ چرا میگفتن
پولشونو‌ جمع می‌کردن کارآگاه استخدام کنن باباهه می‌گفت پول ندارم ول کنین
خواهره یه دفعه خیلی نزدیک شده بود به پیدا کردنش که باباهه اومد مچشو‌ گرفت و کلی تهدیدش کرد
بعدش باباهه تا دید خیلی حساس شدن دیگه می‌رفت چند روز یه بار به الیزابت می‌گفت نامه بنویس بگو سلام خوبین خانواده خوبن من که خوبم الان دارم فلان کارو میکنم
Medusa 𖦹
بای
اولش این پسره که به تخت بسته شده مایکله‌ اون پسره که وایساده توماسه خانومه بغل توماس هم مامان الیزابت
Medusa 𖦹
اسم
The girl in the basement