Medusa 𖦹
من کلاس اول بودم دندونمو گداشتم زیر بالش به مامانم گفتم گذاشتمش و از این دفتر خاطرات جعبه ای جادوییا
من کاملا خنگ بودم و مادرم کاملا حرفه ایی
هر بار هدیه میومد برام چون بچه خوبی بودم میگفتم مامان چرا فرشته مهربون نموند ببینمش میگفت همین دو دیقه قیل این که بیدار شی چاییشو خورد رفت
Medusa 𖦹
من کاملا خنگ بودم و مادرم کاملا حرفه ایی هر بار هدیه میومد برام چون بچه خوبی بودم میگفتم مامان چرا ف
شبیه این بچه آمریکاییا بودی که میان از مامانشون میپرسن بابانوئل کو
https://eitaa.com/ananaski/872 شرمنده ولی 🤣🤣🤣 تصورش کردم وای. همیشه میگفتم اگه یک بچه دندون های شیری جلوش باهم بیوفتن چیکار میکنه.
_
میخوای بدونی زندگی چطوری بود برام؟؟؟
آجی میشه یه چهارتا از این دعا قشمگات هات برا منم بکنی من همش دستمو با برگه و دفتر و کتاب زخموزیلی میکنم خیای رندون انگار کورم کلا همینجوری یهو برمیگردم میبینم از یه خط خیلی شیک صاف رو انگشتم ابشار راه افتاده:(
_
آره عشقم چرا نشه امیدوارم دستت هیچوقت از کاغذ نبره یا اگرم برید خون نیاد ازش:((