راستشو بخواین من هیچ وقت نمیدونم آینده قراره چی بشه.
بعضی وقتا فکر میکنم باید همه چیزو از الان برنامهریزی کنم مثل مدرسه، دانشگاه، شغل، حتی دوستامو و هر چیزی که مربوط به منه. ولی بعضی وقتا هم دلم میخواد فقط همین الانو زندگی کنم و به هیچ چیزی فکر نکنم، چون شاید فکر کردن به آینده میتونه گاهی اوقات مسخره و ترسناک باشه.
ولی میدونید چیه؟ یه لحظه حس میکنم میتونم هر چیزی بشم، هر کاری انجام بدم، دنیا رو تغییر بدم و از این چرت و پرتا.
ولی یه لحظه دیگه میترسم اشتباه کنم و همه چیز خراب بشه. انگار یه تیکه از مغزم هی میگه "تو باید موفق باشی تا ارزش داشته باشی" و یه تیکه دیگه میگه "اشتباه کردن هم ایرادی نداره، هنوز فرصت داری".
گاهی از این که همه چیز بهم فشار میاره خسته میشم، مخصوصاً وقتی میبینم بقیه یه مسیر دارن و من هنوز حتی نمیدونم از کجا شروع کنم.
و خیلی وقتا حس میکنم آینده یه چیز عجیب و دور و دستنیافتنیه، ولی همزمان یه فرصت بزرگه. یه جایی که میتونم خودم باشم، اشتباه کنم، یاد بگیرم و دوباره از نو شروع کنم.