eitaa logo
دانلود
از نظر من ترسناک‌ترین بخش "بزرگ شدن" اینه که متوجه بشی چند نفر از آدمای زندگیت رو آروم آروم از دست میدی نه به خاطر دعوا بلکه به خاطر زندگی از صحبت کردنِ کمتر و کمتر سراغ همدیگه رو گرفتن شروع میشه و یهو بوووم قبل از این که بفهمی اونا فقط یه خاطره هستن که قبلا به صورت فیزیکی تو زندگیت نقش داشتن نه صرفا یه "خاطره"
شایدم به خاطر اینه که بعضی اوقات یه سری آدما با گذشته و خاطرات زندگی می‌کنن چون شاید هیچوقت خودشونو بدون اون افراد ندیده بودن
هیچوقت برای بعدش برنامه نداشتن و هویت خودشونو توی اونا خلاصه کرده بودن
و وقتی اونا از بازی حذف شدن خودشون موندن با جسم بی‌هویتشون و راهی جز گشتن دنبال اون هویت تو خاطرات و گذشته ندارن
به امید این که دوباره اون آدم قبلی بشن هرچند جسمشون فقط داره تو روز های تکراری برای زنده موندن تقلا می‌کنه زنده موندنی که به زور میتونن یه دلیل براش پیدا کنن
قبلا نمیدونستم میتونم از این حرفا بزنم خودمم نمیدونم اینا یهو از کجا فوران می‌کنن ولی به نظرم بد نیستن😭
~
روزای آخر تابستون از غروب ۱۳ فروردینم غمگین تره🥀
صرفا چون داریم میریم تو فصل باد و سرما🫵