بچها واسه داشتن توجه بقیه تقلا کردن خیلی افتضاحه
نه واسه فلانی و اطرافیانتون، واسه خودتون
مثلا یه بچه تنها آرزوش این بوده که باباش بهش توجه کنه و هیچوقت این اتفاق نیفتاده
الان همون بچه خانواده خودشو تشکیل داده و والد شده اما هنوزم میخواد نظر باباشو جلب کنه
الان چی مثلا میخوای بری بهش بگی فایده نداره و بیخیال و نمیدونم دیگه مهم نیست و این حرفا؟ چون به نظرم خیلی واضحه که خودش میدونه، اما نمیتونه کاری بکنه
چون میدونین اون از بچگی چی یاد گرفته؟ این که "تا وقتی که بابا ببینه، تا وقتی که توجه کنه و یکم لبخند بزنه کافیه" این یعنی انگیزه حیاتی طرف بر پایهی توجه بقیه ساخته شده و این خیلی بده:(
میدونین این آدما چه آدمایی میشن؟
همونایی که چون فلانی گفت لباسشون زشته دیگه نپوشیدنش
همونایی که چون فلانی از کفششون تعریف کرد همه جا با اون کفش رفتن و حتی چند تا اضافه هم ازش گرفتن
بعد از یه جایی به بعد فکر میکنن نظر بقیه هم واقعا نظر خودشونه
فکر میکنن فقط به خاطر دل خودشون اون کفشه رو پوشیدن یا به خاطر خودشونه که اون لباسو نپوشیدن
واقعا یادشون میره کی بودن و از کجا اومدن چون "فلانی توجه کرد دیگه همین کافیه چی میخوام مگه"
همیشه هم واسه انجام هر کاری علاقه نیاز نیست
زور و عقده و حسرت و خستگی دلایل خوبی واسه انجام یه سری کارهان
مثلا اگه عقده نفر اول بودن تو دلت باشه معلومه که ۵ برابر بقیه واسه اون کار سگ میزنی
آره کلا هر چیزی که باعث تکون خوردن بشه میشه "انگیزه" میخواد شادیآور باشه میخواد افسردگی باشه