آقا امروز چندتا از دوستام تو حیاط داشتن تو سروکله هم میزدن منم به عنوان موسیقی پس زمینه یه تیکه اپرای پنت هاوسو خوندم (اسمش یادم نیست)
ناظممون اونجا بود قیافش واقعا دیدنی بود. میخواست دعوام کنه ولی خوشش اومده بود🤣
کاری به ریاضی ندارم ولی واقعا عاشق دبیر ریاضیمونم.
یه خوشگل خانومی کنارم نشسته بود بعد به دبیرمون برگشت گفت یسنا خیلی دوستون داره و چند تا چیز دیگه.
یه لحظه واقعا از ماتریکس خارج شد بعدشم با ذوق وای عزیزم منم دوست دارم و اینا.😭
خیلیییی قرمز شده بودم داشتم از خجالت آب میشدم😭