و بعد از این همه وقت به خودت میای و میبینی تنها چیزی که توش اشتراک دارین شاید این باشه که هردو خروپف میکنین
پس وقتی بابات تو بیمارستانه میری ازش بپرسی که آیا اونم خروپف میکنه یا نه و اون میگه که آره پس با خودت میگی اینم از این
و به عنوان آخرین و اولین act of love ازش میپرسی که بقیه چطوری باهات کنار اومدن و اون میگه از این پنبه های تو گوشی بگیر کمکت میکنه
و واقعا کمک میکنه چون حداقل اون دوسپسرت که ۱۵ سال ازت بزرگتره میتونه بعد ۲۹۳۶۷۲۹۱۹۱ روز کنارت بخوابه