رفیق صمیمیت میگه آقا من دارم شوهر تورو نجات میدم تو برو شوهر منو نجات بده تو هم میگی باشه برو که بریم
همون مرتیکهای که بعدا یه جورایی باعث شد خواهرت و عشق خواهرت تو هواپیما بمیرن ولی حالا نمیگم چطوری🖕
https://eitaa.com/ananasmi/25339 و اینجا پلیس وجود نداره
_
هیچکس اجازه ورود و خروج نداشت خب
داستانش زیادی کلیشه ای نشده؟ خیلی سخت شد قضیه که
چجوری خوشت اومدهنثتفثتعثتفصتفص
_
شاید الان که من دارم تعریف میکنم کلیشه ای به نظر میاد وقتی نگاه میکنی نیست اصلا