خلاصه سال تموم شد مارو کشوندن مدرسه پسرونه که بیاین چهار تا مدرسه تیزهوشان شهر (راهنمایی و دبیرستان دخترا و پسرا) میخوان سرود سمپادو تو مراسم نمیدونم چی بخونین من و رفیقم رفتیم مدرسهه (مدرسهه خیلی با مدرسه خودمون فاصله داشت مارو قبلا با مینیبوس میبردن که از سالنش استفاده کنیم) خلاسه رفتیم داخلش دیدم اوهه دو طبقه با کلاس کف راهروها رو موکت کرده بودن(پشمام) نمازخونه باکککلااسسسس صندلی اداری تریبون خفن تلویزیون و ازین حرفا ما دخترا هم که ساختمون مدرسمون ساخت سال هفتاده (ادامه پیام بعدی)
_
رنگ دیواراشو سه چهار سال یه بار عوض میکنن دیواراش شبیه مهد کودکه ساختمونش یه طبقه ست و دیواراش کامل ترک دارن کمدای دانش آموزا خرابن و زنگ زدن نمازخونمون هیچی توش نداره در کلاسا و تابلو وایت برد سه تا کلاسا خرابن و تو زمستون یه هیتر کوچولو میارن تو کلاسمون اونم همیشه نمیزارن بیاریم تو کلاس
بعد سالن رو سال هفتم که بودیم داشتن میساختن سالنه بین سه تا مدرسه هست و با سه تا مدرسه ی دیگه غیر از خودمون مشترکه البته که هنوز بعد از سه سال کامل نساختنش
واسه مسابقات جایزه گوز نمیدن (ادامه پیام بعدی تری)
_
به نمره ی نوزده امتحان میگن کم به هشت ساعت درس خوندن میگن کم دانش اموزا رو تحقیر میکنن مشق میدن قد جد و ابادم میگن درسای دیگتون به ما ربطی نداره بیست و پنج صدم نمره ارفاق نمیکنن بعد تازه دبیرستان دخترونه شبیه زندانه دیدمش نمازخونه ش بلانسبت گلاب به روت اندازه ی دستشوریه بعد همشو صندلی گذاشتن جا نشستن رو زمین هم نیست وایکمک
#فرانکن وینی
_
اگه جنگ و این داستانا پیش نیومده بودن و قطعی نداشتیم اردیبهشت تموم شده بود همه چیز هم زبان هم این
هدایت شده از داخل ذهن کی راه میرویم؟
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💡 چرا من، منم ؟
🀢 شاید اگر گربهای بودم آنوقت
سکوتم را عجیبو غریب نمیدانستند
🀣 یا اگر یک جغد بودم، آنوقت
شبزنده داریم یک ویژگی بود نه یک عیب .
🀦 یا اگر یک ماهی قرمز بودم هر سه ثانیه تمام مشکلاتم را به فراموشی میسپردم...
🀤 و اگر گوزنی میبودم آنوقت
فرارهایم حداقل یک معنایی داشتند..
𓂃 ☼𓂃
شاید اصلا باید یک آدم دیگری میبودم
اما آن وقت "من" چه کسی بودم ؟