eitaa logo
دانلود
دلیل تنفرش از تماس تلفنی این بود که وقتی ۱۳ سالش بود با یکی از همون "تماس تلفنی" ها بهش خبر مرگ خاله‌ش رو دادن همونی که بهش عکاسی یاد داد
و هنوزم فکر میکنه اگه تماس تلفنی جواب بده قراره خبر مرگ کسی رو بشنوه پس همه میدونن که باید بهش پیام بدن
و دلیلش برای عکس گرفتن از ماه هم این بود که از بچگی فکر می‌کرد آدما بعد از مرگشون میرن توی ماه و از وقتی اون تماس تلفنی رو گرفت درباره خاله هرماه از ماه عکس گرفت که ببینه خاله چطوری به نظر میاد:((
کلا همه چیز درمورد خاله بود براش
ایریس بلیک _ حل
مادربزرگ آیریس آلزایمر داشت و واقعا هیچکس رو یادش نمیومد جز آیریس و به خاطر همین بود که پدرومادرش اجازه می‌دادن آیریس بی چون و چرا بره تو خانه سالمندان
چون میدونی انگار برای مادربزرگ، آیریس تنها آدمی بود که می‌شناخت
اما یه سری وقتا مامان‌بزرگ حتی آیریس رو هم یادش نمیومد با خاطر همین بقیه سالمندان که دلتنگ نوه های خودشون بودن آیریس‌ رو سرگرم می‌کردن و به همین دلیل آیریس باهاشون آشنا شد
اینطوری آیریس بیش از ۲۰ تا پدربزرگ و مادربزرگ داشت
بین سالمندای‌ اونجا یه پدربزرگی بود که آیریس بهش می‌گفت عمو تد عمو تد زندگیش مثل فیلما بود و عاشق جاز بود و خب عمو تد پدربزرگ موردعلاقه‌ی آیریس بود به خاطر همین آیریس هم عاشق جاز‌ شد
بعد از این همه وقت آیریس با همه‌ی سالمندا‌ خانواده شده بود و وقتی خانواده‌ی اونا میومدن موقع رفتن با آیریس حرف می‌زدن و یه سری چیزارو می‌سپردن به اون چون می‌دونستن پدربزرگ مادربزرگا دوسش دارن و به حرفش گوش می‌دن
و برای قدردانی براش شکلات و کلی چیز میز میاوردن