eitaa logo
دانلود
کلا همه چیز درمورد خاله بود براش
ایریس بلیک _ حل
مادربزرگ آیریس آلزایمر داشت و واقعا هیچکس رو یادش نمیومد جز آیریس و به خاطر همین بود که پدرومادرش اجازه می‌دادن آیریس بی چون و چرا بره تو خانه سالمندان
چون میدونی انگار برای مادربزرگ، آیریس تنها آدمی بود که می‌شناخت
اما یه سری وقتا مامان‌بزرگ حتی آیریس رو هم یادش نمیومد با خاطر همین بقیه سالمندان که دلتنگ نوه های خودشون بودن آیریس‌ رو سرگرم می‌کردن و به همین دلیل آیریس باهاشون آشنا شد
اینطوری آیریس بیش از ۲۰ تا پدربزرگ و مادربزرگ داشت
بین سالمندای‌ اونجا یه پدربزرگی بود که آیریس بهش می‌گفت عمو تد عمو تد زندگیش مثل فیلما بود و عاشق جاز بود و خب عمو تد پدربزرگ موردعلاقه‌ی آیریس بود به خاطر همین آیریس هم عاشق جاز‌ شد
بعد از این همه وقت آیریس با همه‌ی سالمندا‌ خانواده شده بود و وقتی خانواده‌ی اونا میومدن موقع رفتن با آیریس حرف می‌زدن و یه سری چیزارو می‌سپردن به اون چون می‌دونستن پدربزرگ مادربزرگا دوسش دارن و به حرفش گوش می‌دن
و برای قدردانی براش شکلات و کلی چیز میز میاوردن
ای کاش آیریس‌ بودم بچها:((((
هدایت شده از Shrimp
درود به همگی امیدوارم روز خوبی رو سپری کرده باشین. این تقدیمی نمیدونم چندمی اینجاست و منتظر پیوستن شما به تقدیمیه X3 برای شرکت توی این تقدیمی شما باید این پیام رو توی چنلتون فوروارد کنین و لینکتون رو توی 🎨 برای من بفرستین تا من به شما به صورت کاملا تصادفی و رندوم یک اثر تاریخی ، یک تاریخچه ی کوچیک از اون اثر و مکانی که اثر درش کشیده شده رو معرفی کنم. کسایی که چنل ندارن ولی دوست دارن که توی تقدیمی شرکت کنن می‌تونن توی ناشناس ایدی خودشون رو بفرستن تا منم یک تقدیمی قشنگ تقدیمشون بکنم. D: مرسی که وقت گذاشتین. 💘💘
https://eitaa.com/ananasmi/27026 کالب هریس👈👉 _ بریم کالب