eitaa logo
دانلود
صبح ها همونطور که گفتم دیر می‌رفت مدرسه چون توی کارها به باباش کمک می‌کرد اما باباش همیشه به عنوان تغذیه چندتا تیکه دونات و پیراشکی و نون اینا می‌ذاشت
و حالا حدس بزنین چرا دیر می‌رسید‌ چون می‌رفت دوست های بی‌خانمان‌شو‌ پیدا می‌کرد و تغذیه روزشو‌ می‌داد به اونا:((
ولی هیچوقت اینو به عنوان دلیل نمی‌گفت توی کلاس چون نمی‌خواست کار خوبش باعث بشه از زیر نتایج کارهای بدش در بره
و یهو به عنوان دلیل می‌گفت خانوم شرمنده قورباغه نزدیک آب می‌خواست خودکشی کنه مجبور شدم نجاتش بدم و چیزایی از این قبیل
یسنا نگفتن سن به بقیه یعنی بچه سال بودن؟ :( (یکی بهم اینو گفته _ بزن تو فرق سرش 😐
یسنایی عاشخ ماشختمیو اوا تامپسونم میگیییی؟😭😭 _ من عاشق ماشقتم آره الان
آوا دوستش هلنا رو بر اثر ذات‌الریه خیلی وخیم از دست داد و خب اون مدتی که هلنا زنده بود رو اصلا زندگی نکرد به عبارتی
اینقدر زندگی نکرد که نگم و وقتی هلنا مرد به خودش اومد و دید حتی یه عکس یادگاری هم با هلنا نداره
و از ترس اینکه یادش نره روزا چندین بار با خودش خاطراتش رو مرور می‌کرد
و از ترس اینکه محکوم به تکرار نشه با کسایی که فقط ۲ دیقه‌ آشنا شده هم یادگاری درست می‌کنه میخواد یه تیکه نوشته باشه یا یه ویدیو
و دلیلش از تنفر از خدافظی های بدون بغل اینه که هلنا حتی لحظات آخرشم اونو بغل کرد و با بغل ازش خداحافظی کرد واسه همین نمیفهمه وقتی آدما دم مرگ نیستن چرا بغل نمی‌کنن همدیگه رو چون هلنا وقتی حتی چند ثانیه براش مونده بود تصمیم گرفت آوا رو بغل کنه
و خب انگاری همه چیز براش درباره هلناست چون این عادت کارت پستال هم از هلنا میاد وقتی هلنا زنده بود کارت پستال ها رو برای هلنا میفرستاد اما الان مجبوره برای خودش بفرسته چون هلنا بهش گفت "من همیشه درون تو میمونم" پس با اینکارش انگار هنوزم داره برای هلنا کارت پستال می‌فرسته