اصلا نمیتونی باور کنی اون همون دنی خودته چون با خودت میگفتی نه امکان نداره دنی هیچوقت اینقدر کبود نیست
بعد از کلی گریه و بدبختی بالاخره جسدشو ول میکنی و همون شب استفا میدی چون با خودت میگی اگه عزیزترینمو نتونم نجات بدم چطوری میخوام بچه مردمو نجات بدم؟ 😭
دو شبانه روز با همون لباسا کف حموم دراز میکشی و دوستات شیفتی میان سعی کنن متقاعدت کنن تا به زندگی برگردی اما حتی وقتی بلند میشی هم هیچی عادی نیست برات
شبانه روز کیک و مافین درست میکنی چون فقط بلدی اینطوری غمتو بروز بدی و اینقدر مافینات زیاد میشن که میری میدی به در و همسایه
و یه روز پدر دنی بهت میگه که حتما باید ببینتت و تو هم میری به دیدنش
و میفهمی دنی طفلک ۱۰ سالگی از خونه فرار کرده بوده چون دیگه توان نداشته ببینه پدرومادرش اینقدر واسه قلبش که درست کار نمیده هزینه کنن
و حقیقتا پدرش نمیدونسته که اون زندهست حتی چون هر چی دنبالش گشت پیداش نکرد
دنی بعد از اینکه تو بهش بله رو دادی با شماره بیمارستان زنگ زده بوده به خونه و پیام صوتی گذاشته بوده
توش گفته زن زندگی و عشق اول و اخرمو پیدا کردم و قراره باهاش ازدواج کنم اما اگر متوجه شدی که نشد و مردم لطفا این چک ۸.۷ میلیون دلاری رو بده بهش