اون اوایل که مامانم اجازه داد تنهایی برم حموم تموم شامپو سر و شامپو بدنارو میریختم تو فاضلاب با کلمات من درآوردی و انتظار داشتم اکلیل و رنگینکمون از فاضلاب بپاشه بیرون با مقداری سکه طلا
راستی اون روز که رفتی مدرسه امیدو دیدی؟
_
اصلا حواسم بهش نبود دقت نکردم ببینم هست یا نه
https://eitaa.com/ananasmi/30318
یسنا رو به رندوم ترین ادم ممکن: بیا فالت بگیروم ننه
_
سکته کردم (دقیقا همینطوری بودم)
نکنه تو تیکتاکت دستور سری ساخت کوکاکولا هست که نمیدی؟؟؟
_
نه عزیزم فقط آموزش سلاح هسته ای داریم
https://eitaa.com/ananasmi/30325
عه پس میشه بدی برای امر خیر میخوام(میخوام بسازم بکنمش تو ass بدخواهات)
_
میخوای جاجم کنی میدونم
یسنا به علت زیبایی زیاد حکم جلب شمارو دارم به سمت خونه ام
_
منم به علت دروغگویی و کلاهبرداری حکم گرفتم برات