سالم بود میخواستم جن احضار کنم الکل کنار دستم ریخت رو شمع و اتاقم آتیش گرفت تا ده دقیقه فقط می خندیدم و به بابام نمیگفتم چی شده
_
میشه لطفا سنتو اسکیپ نکنی بفهمیم تو کدوم سن اینقدر احمق و بامزه بودی 🥹
خالم با مامانم رفته بودن خونه اون یکی خالم تا شبم نمیومدن بعد منو دخترخالم با موتور از شیراز تا بوشهر رفتیم 4 ساعت تو راه بودیم 1 ساعتم بوشهر
_
هزار دفعه گفتم از این خاطرات با خاله ها و بچه خاله هاتون نگین من گاز میگیرم من خاله ندارم بدبختم
یه روز با دختر خالم هماهنگ کردیم بریم بیرون بعد مامان من سر کار بود خالمم بازار گفتیم بهشون میریم بستنی میخوریم رفتیم بهمن کشیدیم اضافشو بردیم خونه قایم کنیم ولی یکیش رو میز مامانم جا مونده دقیقه نودی برش داشتم گذاشتم تو شرتم بعد مامانم گفت چرا خونه بو سیگار میده گفتم همسایه کشیده خفمون کرد بعد چند دقه فهمیدم سیگاره روشنه شورتم سوراخ شد رفتم دستشویی انداختمش 🤣
_
برو باورت ندارم مگه میشه
بچه بودم جوجه رنگی پسر عموم مریض بود خواستم زجر نکشه لهش کردم 🫰🏻
_
این یکی خوب بود دمت گرم فقط ای کاش ملایم تر کشته بودیش
امممم نو مهدکودک گوزیدم انداختم گردن یکی دیگه اون بنده خدا رو از کلاس بیرون کردن🤣
_
متاسفانه یکی هم گوزشو انداخت گردن من اونموقع ترس از گوز داشتم نمیتونستم منم بگوزم بندازم گردن بقیه
خانواده رو پیچوندم خواهرم بره زیدشو ببینه-
_
دعوتش میکردین خونه شام اخرو باهم بخورین
با ی اکانت دیگه به همسایه بالایی پیام دادم به انگیلیسی چرت پرت گفتم بعدم به زنش پیام دادم بینشون دعوا انداختم🎀
(نپرسید چرا بچه بودم💔)
_
برو حلالیت بطلب