eitaa logo
دانلود
یه روز با دختر خالم هماهنگ کردیم بریم بیرون بعد مامان من سر کار بود خالمم بازار گفتیم بهشون میریم بستنی میخوریم رفتیم بهمن کشیدیم اضافشو بردیم خونه قایم کنیم ولی یکیش رو میز مامانم جا مونده دقیقه نودی برش داشتم گذاشتم تو شرتم بعد مامانم گفت چرا خونه بو سیگار میده گفتم همسایه کشیده خفمون کرد بعد چند دقه فهمیدم سیگاره روشنه شورتم سوراخ شد رفتم دستشویی انداختمش 🤣 _ برو باورت ندارم مگه میشه
تو فیلمای‌ چارلی چاپلین زندگی میکنی؟
بچه بودم جوجه رنگی پسر عموم مریض بود خواستم زجر نکشه لهش کردم 🫰🏻 _ این یکی خوب بود دمت گرم فقط ای کاش ملایم تر کشته بودیش
موهامو رنگ کردم و با ریمل پنهونش کردم😏😂 _ برو بخواب
وای حاجی همشونو یکی فرستاده
امممم نو مهدکودک گوزیدم انداختم گردن یکی دیگه اون بنده خدا رو از کلاس بیرون کردن🤣 _ متاسفانه یکی هم گوزشو‌ انداخت گردن من اونموقع ترس از گوز داشتم نمیتونستم منم بگوزم بندازم گردن بقیه
خانواده رو پیچوندم خواهرم بره زیدشو ببینه- _ دعوتش می‌کردین خونه شام اخرو‌ باهم بخورین
با ی اکانت دیگه به همسایه بالایی پیام دادم به انگیلیسی چرت پرت گفتم بعدم به زنش پیام دادم بینشون دعوا انداختم🎀 (نپرسید چرا بچه بودم💔) _ برو حلالیت بطلب
سالم بود با یه پسر ۳۳ ساله حرف میزدم مامانم فهمید بدبخت شدم _ چند. سالت. بوده.
رمز گوشی مامانمو میدونم ولی اون نمیدونه که میدونم خرید میکنم اس ام اس بانکو پاک میکنم _ پسردایی منم همین کارو با مادربزرگم می‌کرد فقیرمون‌ کرده بود =))
هر دعوای تو مدرسه اتفاق میوفتاد و یا انجام میدادم برا به مامانم تعریف میکردم ولی وحرکات خودمو از توش حذف میکردم🙏 _ وای منم همینطور