رمز گوشی مامانمو میدونم ولی اون نمیدونه که میدونم
خرید میکنم اس ام اس بانکو پاک میکنم
_
پسردایی منم همین کارو با مادربزرگم میکرد فقیرمون کرده بود =))
هر دعوای تو مدرسه اتفاق میوفتاد و یا انجام میدادم برا به مامانم تعریف میکردم ولی وحرکات خودمو از توش حذف میکردم🙏
_
وای منم همینطور
اتفاقی یه فلاکس رو شکوندم و بعد قایمکی انداختمش دور. ماجرای گم شدنش هم هنوز برای کل خانواده یه معماست👍🏻
_
مطمئن باش فهمیدن به روت نیاوردن
میدونم این کارم خیلی بد بوده اما بچه بودممم😭🤣
توی مغازه داییم یه زنه بود اونجا کار میکرد خیلیییی رو مخ بود بعد هر بی حجابی میومد توی مغازه زنه اونو بیرون میکرد🥀داییمم اخراجش کرد و ما فهمیدیم که خونشون بالای کوچه ی ماست با دخترداییام توی یه لیوان جیش کردیم یکمم توش شربت ریختیم توی یه سینی گذاشتیم بردیم دم در خونشون گذاشتیم زنگو زدیم فرار کردیم-🤣💔
_
برای اولین بار امیدوارم یکی دروغ گفته باشه اما در عین حال امیدوارم راست گفته باشی
دوستمو یه پسره ای از هم متنفر بودن ، ولی رفتم برای شوخی کردن به هردوتاشون گفتم که روی همدیگه کراش دارن و الان شیش ماهه باهم تو رابطن ، و منم دیگه روم نشد بگم میخواستم شوخی کنم ، خلاصه کار خیر کردم
_
شبیه فیلما شد قشنگ
برا ناهار غذا درست کردم تند و شور و سوخته بود از بالکن انداختمش بعد مامانم گفت کو غذایی که درست کردی گفتم انقدر خوشمزه بود همشو خوردم
_
برو که دارم بهت شک میکنم
یسنا اون سایته بود واسه مهاجرت خارج اون چیند راستی
_
وایسا پیاما رو جواب بدم میفرستم برات