https://eitaa.com/ananasmi/30531
ولی یبار اینکارو کردم ولی بابام زلنوش درد میکردونمی دونستم وقتی اومدیم تو حونه گفتم ک بیدار بودمو خودمو به خواب زدم(ک صخل بودم-)مامانمم گف ک زانوش درد میکرده بابام و از عذاب وجدان دیگه اینکارو نکردم
_
بابای منم دیگه دید دارم مسخره بازی در میارم خیلی عادی رفت و در ماشینو رو قفل کرد دیگه مجبور شدم بیدار شم جیغ بزنم
https://eitaa.com/ananasmi/30537
یعنی قشنگ طرف همه رو کپی پیست کرده بود یه کلمه رو جا به جا نکرده بود 🥹🥹🥹🥹🖕🏼
_
دمش گرم اینم هنره
با خودن شرارت های ممبرا حس شرور بودن توم بیشتر شد(تقریبا تجربه ی همشو داشتم)
_
من شرورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خاطره ی من نیست ولی یکی از همکلاسیم کلاس اول میگفت خواهرش بچه بود جوجه رنگی داشت بعد این جوجه رو میزاره تو جیب لباسش شب میخوابه صبح پا میشه میبینه جوجو له شده جوجو مرده میره جنازه جوجه رو به مامانش نشون میده و گریه میکنه
_
چرا همه یه خاطره از مرگ جوجوهاشون دارن :(((
هردفعه میرفتن واسه فلانی مرغ بکشن با خودم فکر میکردم میخوان واسه من جوجه بگیرن بعد جاش سر مرغه رو جلو چشمام میزدن
https://eitaa.com/ananasmi/30545
مجبورم کردن اقا تحت فشارم گذاشتن منو عفو کن قربان😭💔جرئت حقیقت بود
_
به دوستات حتما سلام برسون بخشیدمت