هردفعه میرفتن واسه فلانی مرغ بکشن با خودم فکر میکردم میخوان واسه من جوجه بگیرن بعد جاش سر مرغه رو جلو چشمام میزدن
https://eitaa.com/ananasmi/30545
مجبورم کردن اقا تحت فشارم گذاشتن منو عفو کن قربان😭💔جرئت حقیقت بود
_
به دوستات حتما سلام برسون بخشیدمت
من میرفتم تو کانال سوتی های خانوما یا خاطرات دوران عقد و ازین کانال چرتای ایتا یه خاطره از من در آوردی مینوشتم میفرستادم اونا هم میزاشتن یه بار گفتم خیانت کردم داشتن بهم راهکار میدادن و کلا میشستم خاطراتشونو میخوندم
_
منم یه اکانت نینی سایت داشتم...
https://eitaa.com/ananasmi/30551خودمم خواهرم جوجه داشت ولی من ازش میترسیدم کلا دو سالم بود جوجو افتاد دنبالم منم با همزن زدم تو سرش نمرد ولی تا چند روز گیج و منگ بود بعدم مرد، انقدر خواهرم برام میگه اینو که هر دفعه از عذاب وجدان خوابم نمیبره
_
الهی بمیرم واست 🥹
https://eitaa.com/ananasmi/30554
یسنا این کیه به نظرت
_
نمیدونم خب اسمش ناشناسه دیگه
با وجود اینکه مامانم هیچوقت نمیذاشت سر زدن مرغ یا هر حیوونی رو ببینیم یه بار دزدکی دیدم و مرده بعدش سرشو پرت کرد تو زمین چمن بغلش و واقعا بدترین صحنه ای بود که دیدم خیلی از لحاظ روحی ضربه خوردم و بعد ۹ سال هنوز باهامه
_
دستت درد نکنه آخه این کار بود با خودت کردی؟