eitaa logo
دانلود
من مهدکودکی که بودم بچه قلدر بودم بزارید ماجراجوییامو براتون تعریف کنم یه بسته مداد رنگی با این جعبه خوشگلا داشتم بعد تو مهد کودک اون خالهه روز اول گفت خب مدادرنگیاتونو بدید من میزارم اینجا تو کمدتون هر روز که اومدید اینجا میدمشون باهاشون نقاشی کنید همه مثل بچه های گل مدادرنگیاشونو دادن من اون وسط نهه مدادرنگیای خودمه نمیخوام من میبرمشون خونه براچی بزارمشون اینجا مدادرنگیای خودمن هیچی دیگه در دوئل با خاله برنده شدم و تنها کسی بودم که مداد رنگیام دست خودم بو- _ این که خیلی قلدری محسوب نمیشه اختلاف طبقاتیه بیشتر
بعد یه بار یه پسره برداشته بود رو هر صفحه دفتر نقاشیم چه نقاشی داشت چه نداشت با مداد قرمز خطخطی کرده بود منم گرفتم کتکش زدم🤣 اینقد زدمش که خاله اومد از دستم نجاتش داد مهدکودکی _ امیدوارم محکم زده باشیش
یه بارم کیفامونو همه انداختیم یه گوشه کلاس قرار بود کسی نره، یه تغذیه موز تو کیفم بود یکی اومد رد بشه نمیدونم عمدا رفت چیشد پا گذاشت روش یهو دیدم انگار یچی له شد درش اوردم یهو گفتم چلکیده شددد چلکیدش کردیی بیا خودت بخورش بدبخت مظلوم اونم یهو تعحیب کرد هول کرد گرفتش نمیدونست چیکارش کنه زد زیر گریه🤣«اونجا طبیعتا من باید گریه میکرد-» _ تو دبستان هرموقع موز می‌آوردیم بهمون می‌گفتن میمون مجبور می‌شدیم بریم تو دستشویی موز بخوریم
خالهه میگفت خب حالا از یک تا ده بشمارید ✨همه:یــک دوو ســــه چهااار پنـــج.....نــــه دهههه دستتت افریننن من: یکدوسهچهارپنجشیشهفتهشتنهدهیازدهدوزاده....صدوپنجاهویکصدوپنجاهو دو خاله رها: عزیزم میدونم بلدی نشمر فعلا تا دهو باید بشماری باشه؟ من: هزارو یکککککک هزارودوووووو😤 _ بیچاره خاله رها
https://eitaa.com/ananasmi/30783 نه بابا منم نرفتم یه سال بیشتر خوابیدم یه فقط چهار روز رفتم مهدکودک«شیطونی» _ ای کاش منم خوابیده بودم
https://eitaa.com/ananasmi/30798 لازم نیست الان یه نفر بیاد احساسی که داره رو همه جا جار بزنه بعد یه سوال الان مثلا یسنا بیاد گریه زاری کنه دردی دوا میشه؟ برین ی جا دیگه خالی کنین خودتونو لطفا. _ قطعا که منم ناراحتم و گریه کردم و خواب به چشمم نیومده اما الان خودتون بگین من بیام اینجا گریه زاری کنم جلوتون یه دور دیگه از طرف یه آدم دیگه یه بااار انرژی منفی دریافت کنین راضی میشین؟
هممون باهم توشیم‌ اینطوری نیست که هر کی چیزی نگفته اهمیت نداده
https://eitaa.com/ananasmi/30798 داداش اگه یکی بخواد بدبختی ها رو برای یه مدت فراموش کنه و شاد باشه گناه کبیره نیست در جریان هستی؟ _ حالا آخه بگو کدوم شادی
خاطره خفه شدن تو ۵ سالگی؟؟
حالا بیخیال ما پاچه همدیگه رو نگیریم دیگه
https://eitaa.com/Shin07_Shin07/4297 🫵 _ منم همینطور
اقا تو دستشویی بودم بعد اسهال بودم بعد اب و برقا رفت🥳 _ چرت نگو 🥹🥹