با کلی بدبختی هی چشماش بالا پایین میشد و میلرزید و اصلا صداش درنمیومد ولی آخرش گفت این منو کلی کتک زد دیروز ازم پول گرفته امروز دوباره ۲۰ تومن میخواد ندارم بهش بدم دوستپسرمه توروخدا زنگ بزنین ۱۱۰ نذارین منو با خودش ببره
گفتیم اوکی بعد بابام آدرس اینجارو بلد نبود رفت اهالی رو خبر کرد اونا زنگ بزنن ۱۱۰ ولی نزدن هیچکدوم دفاک😭
بعد گفتش که بچم اون پایینه گوشیم دستشه بعد گفت فقط توروخدا نذارین بفهمه
تا داشتم میپرسیدم بچت چه شکلیه اسمش چیه که برم پیداش کنم مرتیکه اومد =))
امااااا تا کسی حواسش نبود پلاک ماشینشو نوشتم زنگ زدیم دادیم به پلیس ایشالا که نجاتش بدن واقعا قلبم پیششه
بچها نمیدیدین چشماش چطوری بود یعنی اصلا نمیتونست یه جارو نگاه کنه چشماش ناخودآگاه میرفتن بالا قشنگ تا مرض تشنج رفت خود مرده هم اییییینقدر ترسیده بود که یاخدا نزدیک بود بشاشه تو خودش
https://eitaa.com/ananasmi/31309 چ یعنی چی زنگ نزدن یا خدا منظورتان چیهنستشدشکظدشمشذشنذش
_
گفتن از این بازیا زیاد دیدیم بیشتر از این نمیشه دخالت کرد و ایبابا پلاکشم که نداریم چیکار کنیم
گفتم آقا آقا من پلاکو دارم نوشتم