بدتر از مردای خیانتکار اون خانومایی هستن که برمیگردن به خانومایی که شوهرشون خیانت کرده میگن "تقصیر خودته خودت حواست نبوده نیاز شوهرتو برطرف نکردی"
https://eitaa.com/ananasmi/31366
واقعیتش منم فکر میکردم اینا فقط تو فیلمان
_
اجازه بده این تصورو تا قیامت با خودم ببرم 🥹
https://eitaa.com/ananasmi/31368
دوستم فکر کنم قوه ی تخیل قوی ای داری جدی:(((
_
دقیقا
https://eitaa.com/ananasmi/31370
چچچچچچچ ببخشید چچچچچچشنشکشاضمضاخصثامضاسمسذطپژدژمسذشکشعضنضحصخصتضمساشمسامساشمسذطنس
_
منم اینطوری شدم
فکر کنم همتون باهاشون آشنایی دارین دیگه همون قشری هستن که تا به یکی تجاوز شده میگن تقصیر خودش بوده
یسنا من مادر و پدرم بچه دار نمیشدن ده سال مشکل از مامانم بود بعد پدر و مادر مادرم اومدن پیش مامانم گفتن میخوای طلاقش بدی بده مهم نیست یه زن دیگه ببر بعد پدرم گفت نه من زنمو دوست دارم حتی اگه بچه دارم نشیم بچه ی یکی دیگه رو به سر پرستی میگیرم که یهو چند ماه بعد مادرم فهمید بارداره و اینبار بچش سید نشده و ۸ ماه بعد منه هاشم تریاکیه روانی بدنیا اومدم به ماه زودتر بدنیا اومدم ولی بستری بودم خوب شدم همچی خوب بود تا اینکه چعار سالم شد و خواهرم هاشم تریاکیه روانی ۲ وارد دنیای من شد و تک فرزندی منو بهم
_
داستانت همه این چیزارو شست برد واقعا این زوجین لیاقت دنیارو دارن خدا ایشالا هر چی میخواد رو بهشون بده قشنگ معجزهشون بودیاا :(((
حالا که بحثه منم بگم.چندسال پیش یه مردی با ۵ تا بچه با مستاجر معازه کنار خونشون به خانمش خیانت کرد،بعد یه جا نشسته بودیم حرف میزدن یکی سرش رو آورد بالا گفت تقصیر خانمش بوده بهش نرسیده:)
و بهش گفتن ۵ بچه داری طلاق نگیر،و داره زندگی میکنه و زنی که بهشخیانت شده هنوز صیغه است و مغازه کنار خونهاش کار میکنه :)
_
وات د فوسک
خب ادامه حرفام بعدش که هاشم تریاکیه ۲ بدنیا اومد من دیگه تک فرزند نبودم ولی از شما پنهون نباشه پیشش خوش میگذره حوصلم سر نمیره خب برگردیم سر بحث اصلی بعدش که من ۶ سالم بود و خواهرم ۲سالش بود پدرم با یه زن به مادرم خیانت کرد خب باهم دعوا میکردن از اون موقع کلی دعوا میکردن و تا اینکه دیگه من ۱۵ سالم شد و خواهرم ۱۱ سالش و مادر و پدرم طلاق گرفتن خب فک کنم جا نشه همه حرفام پس تو پیام بعدی میگم
_
قرار نبود اینطوری تموم شه فکر کنم زوج اشتباهی رو مخاطب قرار دادم واسه تعریف کردن 😅
بعد جالبیش اینجاست که بابام خیانت کرد خیلی زیااد پشیمون شد ولی مامانم قبول نکرد و دعوا میکردن ولی نه درحد زیاد مثلا درحدی که دوباره بعد دعوا میشستن به دعواشون میخندیدن در کل مامانم خیلییی بابامو دوست داره بابامم خیلی مامانمه دوست داره حتی با اینکه طلاق گرفتن با هم تو یه خونه و شاید مثلا بابام هفته ای یبار بره خونه خودش در کل بابام یه فرشته اونقد مهربونه مامانم خیلی مهربون هههه
_
رابطهشون دیگه واقعا شبیه فیلمهاست و از کسایی که بعد از طلاق دشمن همدیگه نمیشن واقعا خوشم میاد 🥹