eitaa logo
دانلود
بعد دم یه مغازه‌ای یه عمویی بود بیچاره خیلی شکسته بود انگاری داشت از این چیزا دود می‌کرد
همه پولامو ریختم تو کیف پولم تا کسی رو دیدم بدم بهشون بعد یه صد تومن مونده بود کف کیفم فقط همینو داشتم
رفتم گفتم سلام عمو خوبی روزت بخیر ببخشید من همینقدر داشتم
یه برقی زد تو چشماش که یاخدا کل ناراحتیامو‌ شست برد اصلا حرفی هم که نمی‌زد تشکر هم که نمی‌کرد همون برق تو چشماش کافی بود فقط
گفت عمو من نوکرتم قربونتبرم اینقدر برام آرزو کرد که هنوز تو ابرام 🥹
ایشالا این عمو هم خوشبخت شه
https://eitaa.com/ananasmi/31448 خب _ مرسی که گفتیش
https://eitaa.com/ananasmi/31447 چی چرااا _ نمیدونم
امروز شاد ترین دختر جهان بودم
حتی میتونستم شاد تر هم بشم اگه سانیم‌ همون که باید درمیومد اما خب اشکالی نداره
https://eitaa.com/ananasmi/31446 منظورت چیه؟ یه وقت خدایی نکرده هموفوبیکی؟ _ چرا حرف دهن آدم می‌ذاری میگم درمورد چیشون‌ نظر بدم به نظرت من هموفوب‌ میام اصلا؟ 🥹