eitaa logo
دانلود
میدونم الان ساعت هشت و نیم صبحه ولی دارم تر اولیویا لکچر مینویسم و نمیدونم چی بنویسم. 🥹🥹🥹 _ نفهمیدم چی گفتی
آقا من از دیشبه بیدارم نخوابیدم الان ساعت هشت و نیم صبحه بعد ببین یچیزی یادم اومد هم دلم برای خودم سوخت و یه لحظه ترسیدم از خودم آقا قبل من مامانم دو یا سه بار س.قط جنین داشته بعدش من بدنیا اومدم بعد من تا هشت سالگی تک فرزند بودم بعد قبل اینکه داداشم بدنیا بیاد یادمه یکی از فایمل هامون کرمان بود چون مامانم اینا کلن کرمان زندگی میکردن با اینکه بلوچیم _ وای چقدر خدا مامانیو‌ دوست داشته که تو و داداشتو داده بهشون :(((
بعدش آقا یادمه به مامانم گفته بودم به دختردایی‌اش بگه اون داداشم که فوت شده بود رو از قبر بیرون بیاره بیارتش برای ما 😭😭😭😭 بعد تازه اون شب پتو بچیگم رو پهن کرده بودم چون مامانم گفته بود تو راهن دارن میان بعد من تا صبح بیدار بودم که داداشم میاد 😭😭😭😭😭 _ نفهمیدم چی شد.
یعنی خیلی دلم برای اون موقع هام میسوزه کلن خیلی بچه مظلومی بودم روح اون دو تا داداشی هام شایدم آبجی هام شاد 😭🫂 _ روحشون شاد جدی
یسنا خانومی لطفاً یه عکس از مدل موهات میدی؟ دارم ازت آرت میکشم _ چرا داری زحمت می‌کشی آخه 😭😭😭😭😭
https://eitaa.com/ananasmi/32476 از چی ترسیدی؟ منتظر ادامه ام _ ترسو‌ ول کن داستانو بخون واسه منم بگو آخرشو نفهمیدم
Medusa✦
https://eitaa.com/ananasmi/32464 دوستت؟ _ بله !!
بچها فکر کنید آدم افتخار دوست یسنا بودن و داشته باشه الو
Medusa✦
بچها فکر کنید آدم افتخار دوست یسنا بودن و داشته باشه الو
یه جوری حرف زدی که انگار نمیدونی یسنا واسه دوست بودن باهات حاضره چه کارایی انجام بده 🥹