بعد هی کابوس مامانشو میدید میومد هی چیز بارش میکرد یادتونه که مامانش چه هیولایی بود 😭
اینم خاکسترو ریخت تو یه پلاستیک با خودش آورد تا بریزه تو بیمارستان چون به نظرش مامانش بیمارستانو بیشتر از خونه دوست داشت (دقیقا)
وسط راه میخوره به این آقاهه که دوستپسر ۱۲ سال بزرگ تر از خودشه بعد آقاهه ازش میپرسه این چیه اینم میگه هیچی یه مشت چارت واسه بیماراست
وای چه بامزه چه آدمای خوشگلی چه عکسای خوش وایبی چه دوربین خفنی اسمش چیه😭😭😭☹️⚡🔥
_
قربون چشم و چالت برم اسم دوربینو نمیدونم 🥹
نتایج هفتما که اومد احساس میکنم آخرین لحظات زندگی منم داره میاد
_
یه وصیت بنویس نظرته
هیچ فیلمی چیزی از کنسرت نداری؟ کی بود کنسرتت؟
_
مامانم گرفت یه چند تا فیلمبردا دیگه هم بودن دیشب بود