امروز مامانا جلسه داشتن تو کلاس بغلی قرار بود کارنامه هارو بدن من جلوی در نشسته بودم بعد مامان فلانی میومد میگفت به دوخترمح بگو فلان فلان (یکم دیگه ادامه میدادن فوش می-)
هم حواسم به کلاس بود هم به اونا و فیزیک داشتیم
هی معلم فیزیک برام چشمک میزد میپرسید چی میگن؟ یه دورم به اون باید جواب میدادم👹