عید قربان ست و ناچارم که جان قربان کنم
گر ز بهر عید ؛ قربانی ز من خواهد نگار ...
آمدم جان را به قربانت کنم دیدم عزیز ،
قبل ِمن صد ها نفر در نوبت جان دادنند ...
نگاهت تیغ برّان است اسماعیل میخواهد ،
عزیزم عید قربان است قربانی نمیخواهی ؟
کاش میشد تا ته تقویم هر روز خدا ،
عید قربان باشد و با عشق قربانت شوم ...
انارستانِ منِ طو 🇮🇷♥️🇵🇸
😍♥️
بریم سراغ قربانی 😉😉😉
بفرمایید خدمتتون باشیم ... 😋😋😋