🔺معبد گمشده 4500 ساله ساخته شده توسط فراعنه در مصر کشف شد.✔️
〰️
باستان شناسان مصری می گویند یکی از معابد خورشید گمشده را پیدا کرده اند که توسط فراعنه مصر ساخته شده بود تا خود را به عنوان خدایان زنده معرفی کنند. اعتقاد بر این است که تنها شش معبد خورشید در حدود 4500 سال پیش ساخته شده است و تنها دو معبد از آنها تاکنون کشف شده است و کشف این سومین سازه بزرگترین یافته 50 سال اخیر است.
این بنا در سایت ابو گوراب در جنوب قاهره قرار دارد و دارای حیاط بزرگی با یک ابلیسک بلند در داخل است که کاملاً با قوس شرقی-غربی خورشید هماهنگ شده است.
🗞 @Ancients ⏳
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💣بمب لاغری سال 2026 رونمایی شد💣
هرچی دوست داری بخور و لاغر شو
🧭رسیدن به وزن دلخواه بدون ورزش و رژیم
🧭۷ الی ۱۰ کیلو کاهش وزن تنها در یکماه
🧭دارای تاییدیه وزارت بهداشت
برای دریافت اطلاعات بیشتر و بهره مندی از تخفیف استثنایی ، همین حالا روی لینک زیر کلیک کنید.📲
https://landing.saamim.com/cPpXZ
https://landing.saamim.com/cPpXZ
این گوشی و سیمکارتش در سال ۱۳۷۷ یکمیلیون و سیصد هزارتومان قیمت داشت و سکه طلا در آن سال ۴۵ هزارتومان بود!
در سال ۱۳۷۷، موبایل یک کالای لوکس و بسیار گرانقیمت در ایران محسوب میشد که تعداد اندکی از افراد جامعه توانایی خرید آن را داشتند. خدمات تلفن همراه در ایران از سال ۱۳۷۳ و توسط شرکت مخابرات ایران آغاز شده بود و در سال ۱۳۷۷ همچنان در حال گسترش و توسعه بود.
وضعیت موبایل در سال ۱۳۷۷
قیمت بسیار بالا: قیمت گوشی موبایل و سیمکارت در آن سالها سرسامآور بود. برخی منابع گزارش میدهند که قیمت یک گوشی موبایل همراه با سیمکارت در سال ۱۳۷۷ به بیش از یک میلیون تومان میرسید. برای درک بهتر این قیمت، باید به ارزش پول در آن زمان توجه کرد؛ حداقل حقوق و دستمزد در سال ۱۳۷۳، تنها حدود ۱۱ هزار تومان بود.
سیمکارت گرانتر از گوشی: در آن دوره، ارزش سیمکارت از خود گوشی موبایل بسیار بیشتر بود. گفته میشود در مقاطعی، قیمت سیمکارت به حدود یک میلیون و دویست هزار تومان میرسید، در حالی که قیمت برخی گوشیها در حدود سیصد هزار تومان بود
🗞 @Ancients ⏳
دور دور جوانان صد سال پیش با یک اتومبیل اولیه
۱۰۰ سال پیش، «دور دور کردن» جوانان با یک خودروی اولیه (که اغلب به آن کالسکه بدون اسب میگفتند) تجربهای بسیار متفاوت و هیجانانگیز بود در آن زمان، داشتن خودرو بسیار نادر و نشانهای از ثروت بود. بنابراین، رانندگی با یک خودروی پر سر و صدا و لرزان به خودی خود یک تفریح بزرگ محسوب میشد
🗞 @Ancients ⏳
خوش تیپ ها در چهارباغ عباسی اصفهان در سال ۱۳۵۴
خیابان چهارباغ عباسی اصفهان در سال ۱۳۵۴ همچنان یکی از زیباترین و اصلیترین خیابانهای شهر بود و ترکیبی از عناصر سنتی و مدرن را به نمایش میگذاشت. در این دوره، این خیابان همچنان یک شریان اصلی شمالی-جنوبی محسوب میشد و ویژگیهای تاریخی خود را تا حد زیادی حفظ کرده بود، هرچند تغییراتی نسبت به قبل در آن رخ داده بود
🗞 @Ancients ⏳
اولین کانال متافیزیک و علوم ماورایی در ایتـــا 😍
🔹️آموزش حروف ابجد
🔸️آموزشات متافیزیک
🔹️آموزش بازکردن چاکراه
🔸️تست های روانشناسی
🔹️آموزش چشم سوم
🔸️آموزش هیپنوتیزم
برای داشتن آینده ای رویایی
برای رسیدن به ظاهر غیرممکن هاتون
برای دانستن هرچه میخواهید بدانید
با ما همراه باشید♥️
👈لینک کانال متافیزیک و علوم ماورایی
https://eitaa.com/joinchat/3666149422Ce6c6e3891e
.
جایي براے رفع خستڪَي هات ❤️🌿
بزن رو لینک زیر 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3666149422Ce6c6e3891e
و حـال دلـت رو خـوب کـن🕊✔️
دو فرعون متفاوت و اسرارآمیز مصر باستان
آخناتن و توت آنخ آمون!
پدر و پسری که با تمامی فرعون های مصر تفاوت داشته اند و با این تفاوت فاحششان دنیای مصر باستان و علم امروز را وارد انقلابی ناخواسته کرده اند!!!
پدر و پسری که شاید مسئولیتی کیهانی آنها را به زمین کشانده بود...!
توضیح:
این عکس در واقع عکس از همین پدر و پسر است!
عکس سمت چپ آخناتن (پدر) است و عکس سمت راست توت عنخ امون (پسر) است.
هر دوی این فرعون ها با جمجمه ای کشیده و چشمانی غیر عادی توصیف شدند و رفتارهای عجیبی از خودشان نشان دادند.
🗞 @Ancients ⏳
📍میداس
میداس پادشاه “فریگیه” بود.
او بنا بر اسطورههای یونانی هرآنچه را که لمس میکرد به طلا تبدیل میشد و این موضوع به لمس طلایی یا لمس میداس مشهور بود.
میداس را همچنین با شخصیتی تاریخی بهنام “میتا” ، شاه موشکی در آناتولی غربی در سدهٔ هشتم پیش از میلاد مرتبط میدانند.
شاه میتا با “سارگون دوم” ، پادشاه آشور جنگید و از پادشاهی خود فریگیه دربرابر “کیمریها” دفاع نمود.
🗞 @Ancients ⏳
یکی ازگرانبها ترین اشیای باستانی تابوت های مصری هستند که از چوب، نقره، مفرغ و طلا ساخته شده و به زیبایی رنگ آمیزی و نقاشی شده اند. معروف ترین آنها تابوت توتآنخ آمون است.
🗞 @Ancients ⏳
خانم جوانی در سالن فرودگاه منتظر نوبت پروازش بود.
از آن جايی كه بايد ساعات بسياری را در انتظار می ماند، كتابی خريد. البته بستهای كلوچه هم با خود آورده بود.
او روی صندلی دستهداری در قسمت ويژه فرودگاه نشست تا در آرامش استراحت و مطالعه كند.
در كنار او بستهای كلوچه بود، مردی نيز نشسته بود كه مجلهاش را باز كرد و مشغول خواندن شد.
وقتی او اولين كلوچهاش را برداشت، مرد نيز يك كلوچه برداشت.
در اين هنگام احساس خشمی به او دست داد، اما هيچ چيز نگفت. فقط با خود فكر كرد: "عجب رويی داره! اگر امروز از روی دنده چپ بلند شده بودم چنان نشانش می دادم كه ديگه همچين جراتی به خودش نده!"
هر بار كه او كلوچهای بر می داشت مرد نيز با كلوچهای ديگر از خود پذيرايی ميكرد. اين عمل او را عصبانی تر می كرد، اما نمی خواست از خود واكنشی نشان دهد.
وقتی كه فقط يك كلوچه باقی مانده بود، با خود فكر كرد: "حالا اين مردك چه خواهد كرد؟"
سپس، مرد آخرين كلوچه را نصف كرد و نيمه آن را به او داد.
"بله؟! ديگه خيلی رويش را زياد كرده بود."
تحمل او هم به سر آمده بود.
بنابراين، كيف و كتابش را برداشت و به سمت سالن رفت.
وقتي كه در صندلی هواپيما قرار گرفت، در كيفش را باز كرد تا عينكش را بردارد، و در نهايت تعجب ديد كه بسته كلوچهاش، دست نخورده، آن جاست.
تازه يادش آمد كه اصلا بسته كلوچهاش را از كيفش درنياورده بود.
خيلی از خودش خجالت كشيد!! متوجه شد كه كار زشت در واقع از جانب خود او سر زده است.
مرد بسته كلوچهاش را بدون آن كه خشمگين، عصبانی يا ديوانه شود با او تقسيم كرده بود...
🗞 @Ancients ⏳