┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
💢پیرامون «نظریۀ اضطرار» و حواشی یک حاشیه!(فرستۀ اول)
✍️سیدحسین موسویفرد
نکاتی که فاضل محترم جناب آقای صالح رحمتی پیرامون نظریۀ "اضطرار" مطرح فرمودند از سه جهت سزاوار بررسی است:
💠جهت اول؛ نکات روششناختی
1️⃣روش صحیح نقد اقتضا میکرد در ابتدا تبیین صریح و دقیقی از مسلک اضطرار صورت میگرفت، سپس با رعایت انصاف علمی به نقد پرداخته میشد. لکن نگارنده بدون توجه به نوشتارها و درسگفتارهای استاد در این زمینه(بالغ بر 300 جلسه درسی در ضمن دو دوره خارج اصول انسداد)،ضمن بیان پارهای از مکتوبات معظم له، با برداشتی ناصواب، به نقد این نظریه پرداخته است.
2️⃣در نقد دیدگاههای علمی ضرورت دارد فارغ از تمام اختلاف نظرها، اصول اخلاقی مراعات گردد. نگارنده بدون در نظر گرفتن جایگاه علمی استاد عندلیب همدانی و سابقۀ چند دهسالۀ ایشان در تدریس و تألیف، با ادبیاتی نه چندان محترمانه این اصول را نادیده گرفته است.
شاید اگر نگارندۀ محترم به سابقۀ چندین ساله ایشان در تدریس خارج مسائل مستحدثه، فقه بین الملل، فقه همزیستی و ... اطلاع میداشت، به راحتی ایشان را متهم به عدم اطلاع از قوانین بین الملل، مباحث تقیه و ... نمیکرد. (به عنوان نمونه درسگفتارهای معظم له پیرامون مباحث فقهی، اصولی و کلامی تقیه نیز بالغ بر 300 جلسه است.)
💠جهت دوم؛ تبیین مختصر از مسلک اضطرار
🔸همه بزرگان شیعه با هر مسلک و مرام علمی که دارند بر یک مطلب متفقند و آن این که در زمان غیبت باب علم (قطع و یقین ) نسبت به اغلب فروع و جزئیات احکام مسدود است و اگر در بعضی از کتب سخن از انفتاح باب علم به میان آمده، باید توجیه داشت که مراد از علم، قطع و یقین نیست؛ بلکه مقصود علم عرفی و به تعبیر دیگر اطمینان است.
🔸معمولا در یک تقسیم بندی علمای شیعه بر دو گروه تقسیم شدهاند؛ انفتاحی و انسدادی. انفتاحی به کسی میگویند که در عین اعتراف به انسداد باب علم، باب «علمی» را مفتوح میداند. یعنی معتقد است دلیل قطعی بر حجیت بعضی از ظنون مثل خبر واحد (= ظن خاص) وجود دارد؛ لذا در اغلب فقه به مشکل جدی برخورد نمیکنیم و در موارد شک نیز به اصول عملیه مراجعه میکنیم ، در حالی که انسدادی میگوید دلیل قطعی بر حجیت ظنی خاص نداریم و به عبارت دیگر چیزی به نام ظن خاص نداریم؛ از همینرو انسدادیون با توجه به مقدماتی به حجیت «ظن مطلق» میرسند. یعنی اگرچه مثل خبر واحد به طور خاص دلیلی برحجیت آن نیست ولی با توجه به عدم امکان احتیاط، عدم امکان اجرای برائت در این موارد و قبح ترجیح مرجوح(= شک و وهم ) بر راجح (= ظن)، نوبت به عمل بر طبق ظنون از جمله خبر واحد می رسد.
✅به عقیدۀ استاد عندلیب همدانی این تقسیمبندی جامع نیست و میتوان از سخنان شیخ أعظم (قدس سره) مسلک دیگری تحت عنوان اضطرار مطرح کرد.
🔹اگر چه نام مسلک اضطرار در فرمایش شیخانصاری نیامده؛ ولی چون ایشان نسبت به مهمترین مقدمه انسداد یعنی مقدمه اول (انسداد باب علم و ظن خاص نسبت به معظم احکام) موضع انتقادی نمیگیرد بلکه به نحوی در ادامه تایید هم میکند، و از طرفی تأمّلاتی در مقدمات دیگر دارد، مشخص میشود شیخ أعظم نه انفتاحی اصطلاحی است و نه انسدادی با تعریف معروفش، بلکه مجموع سخنان ایشان در فقه و اصول نشانگر سبک ویژهای است که استاد نام آن را اضطرار نهادند.
🆔@andalibhamedani
💢پیرامون «نظریۀ اضطرار» و حواشی یک حاشیه! (فرستۀ دوم)
🔵تقریر از مسلک اضطرار متوقف بر دو مقدمه اساسی است که مختصرا به آنها اشاره میشود:
الف) فرق بین دین نازل و دین موجود
ب) مکلف بودن انسان
🔸مقصود از دین نازل همه آن مطالبی است است که از طرف خداوند نازل شده و در قلب مقدس نبوی (صلوات الله و سلامه علیه) موجود بوده و بعد از آن حضرت هم ائمه (علیهم السلام) یکی پس از دیگری به تمام رموز و حقائق آنها دسترسی داشتند، و در زمان ما آن دین نازل در قلب مقدس امام عصر (ارواحنافداه) است.
🔸منظور از دین موجود هم آن چیزی است که در مجموعه تراث موجود شیعه از ابتدا تا کنون بیان شده است و نیز استنباطات و برداشتهایی که بعدا انجام میشود.
🔹در قرائت شیعی از دین، وجود معصوم مکمل و متمم قانون دینی است و اگر صحبت از بینقص بودن دین و کافی و کامل بودن آن هست، مراد برداشتهای گوناگون مجتهدان و صاحب نظران نیست؛ بلکه منظور همان دین نازل است که در قلب معصوم بوده و کمال و تمام دین نیز با وجود معصوم معنا میشود. آنچه میتواند عامل تفاوت دین موجود با دین نازل باشد عبارت است از :
▪️عدم دسترسی به تجسم دین نازل(امام عصر ارواحنا فداه) در زمان ما.
▪️عدم امکان تبیین همه حقایق دینی در زمان یازده امام پیشین علیهم السلام(با توجه به غصب خلافت و ایجاد مشکلهای بسیار سخت و فراوان و وجود جوّ رعب و وحشت پس از شهادت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله وسلم) تا زمان امام حسن عسکری (علیه السلا)م این عامل روشن است و محتاج شرح و بسط نیست.البته اگرچه دشمنان نگذاشتند آن بزرگواران همه دین را تبیین کنند اما آنها با مجاهدت فراوان بسیاری از واقعیتهای دینی را تبیین فرمودند.)
▪️از بین رفتن بخشهای زیادی از تراث روایی و کمبودهای اساسی در آن (در مورد عامل سوم شواهد تاریخی فراوانی وجو دارد که روایات بسیار زیادی از روات مشهور الان در دست ما نیست ، به تصریح نجاشی و ... برخی از روات سی هزار روایت داشتهاند که اکثر آنها اکنون نیست، کتابهای روایی بوده که الان مفقود است، تا آنجا که شیخ اعظم میفرماید آنچه از دست مارفته بیش از مجموع روایاتی است که اینک در اختیار ماست.)
▫️به عنوان نمونه در مورد متن روایات چند نکته مهم وجود دارد:
🔺کیفیت نقل توسط راوی از امام
🔺وجود وسائط در نقل
اما کیفیت نقل: راویان حدیث بر فرض ثبوت وثاقتشان از حیث دقت در نقل و ضابط بودن در روایتگری، و نیز شیوه نقل در یک رتبه نیستند، و این مطلب قطعا در میزان اعتماد به روایات آنها مؤثر است.
شیوههای نقل روایت:
🔺نقل به عین الفاظ امام
🔺نقل به ترجمه
🔺نقل به معنی
🔺نقل به مضمون
✔️دقیقترین نوع نقل، نقل به عین الفاظ امام است ، ولی این نوع روایتگری در مورد همۀ روات ثقه مشاهده نمیشود و بین ضابط و غیرضابط قطعا تفاوت است. و نیز چه بسا بتوان بین روایات کوتاه و روایات طولانی فرق گذاشت چنانکه ممکن است بگوییم دقت در نقل عین عبارت در ادعیه و خطب بیشتر از روایات دیگر بوده است.
🔵 درنظریه اضطرار دنبال این هستم که:
1️⃣فقیه در عصر غیبت نباید با داشتن سرمایههای روایی و ... موجود در استنباط به گونهای عمل کند که گویا احادیث معتبره را خود از زبان امام شنیده و حکم الهی را بر طبق آن بیان میکند، بلکه باید اذعان کنیم که نواقص فراوان است و تمام کاوشهای فقهی و حتی غیر فقهی ما، اضطراری است. به فرمایش شیخ اعظم از باب اکل میته است و از روی ناچاری.
2️⃣به دنبال اثبات کمبود در سرمایههای قانونی موجود، اجرای دستورها و احکام الهی نیز در زمان غیبت اضطرای است؛ یعنی نباید خود را موظف به اجرای تمام احکام دین بدانیم ، بلکه چون اضطرار در اجراء هست و باب بابِ تزاحم است، نباید اصرار به اجرای احکامی داشت که اجرای آنها در جامعه با واکنشهایی مواجه بشود که ضرر و فساد آن بیش از فوائد و مصالح اجرای احکام باشد.
🔵راهکار فقیه در دوران غیبت و عصر اضطرار:
🔸با توجه به مقدماتی که عرض شد به فرمایش شیخ اعظم، فقیه در صدد رسیدن به علم عرفی باید باشد( نه ظن خاص انفتاحی و نه ظن مطلق انسدادی) منتها مهم این است که رسیدن به همین اطمینان در زمان غیبت با وجود معضلاتی که گفته شد، غیر از حصول اطمینان در غیر شرائط ویژه و اضطراری است، در اینجا بحث تراکم ظنون و تجمیع قرائن مطرح میشود.
🔸در پایان لازم است اشاره شود در مسلک اضطرار کار فقیه دشوارتر خواهد بود؛ چرا که او باید علاوه بر استفاده کامل از تراث موجود، در مواردی پا فراتر گذاشته و از دانشهای بشری نیز استفاده نماید.
🆔@andalibhamedani
💢پیرامون «نظریۀ اضطرار» و حواشی یک حاشیه! فرستۀ سوم)
💠جهت سوم؛ نکات رهیافتی
🔶با توجه به تبیینی که از مسلک اضطرار شد، معلوم میشود اشکالات نگارندۀ محترم به این مسلک، ناشی از عدم درک صحیح و در نتیجه تبیین ناصواب از آن بوده است:
🔶اما اینکه فرمودند "استنباط اضطراری، معنای محصل و روشنی ندارد"
1️⃣مسلک اضطرار ابتکار حضرت استاد نبوده و در کلام بزرگانی همچون شیخ انصاری مسبوق به سابقه است.
2️⃣استنباط گر چه یک عملیات ذهنی و ادراکی است؛ ولی ابزار و منابعی دارد که عدم دسترسی به آنها مجتهد را دچار اضطرار میکند. رجوع به خبر واحد و رجوع به اصول عملیه نیز گواه این مطلب است.
3️⃣اضطرار در استنباط لازمهاش تعطیلی فقه و فقاهت و انفعال در دین نیست؛ بلکه به معنای دقت و تلاش مضاعف و درک صحیح از جوّ حاکم بر استنباط است؛ چرا که عدم توجّه به این مطلب و تمسک بیجا به اصول عملیه، عواقبی را در پی خواهد داشت که نه تنها به رشد جامعه ایمانی کمک نمیکند؛ بلکه جامعه را به پرتگاه عسر و حرج یا اباحهگری سوق میدهد.
🔷اما نکات ایشان در باب "اضطرار در اجرای احکام":
1️⃣اضطرار در اجرای احکام هرگز به معنای تعطیلی فقه و شریعت و یا حتی منفعل بودن آن در حوزه اجتماع نیست؛ بلکه مراد در نظر گرفتن شرایط موجود در زمینه اجرای احکام الهی است که این نه تنها تهدیدی بر جامعۀ ایمانی نبوده بلکه عامل رشد و بالندگی آن خواهد بود. همانگونه که نزول تدریجی آیات الهی در زمان پیامبر و در نظر گرفتن شرایط جامعۀ عصر و مصر نبی (صلی الله علیه و آله) سبب پیشبرد اهداف اسلام گردید.
2️⃣پذیرش مسلک اضطرار به معنای تسلیم شدن و پذیرش کامل قوانین بین الملل نیست و هرگز آیت الله عندلیب که خود چندین دوره قاعدۀ نفی سبیل را تدریس نموده، چنین برداشتی را تأیید نمیکند. بلکه مراد، بهرهبرداری از یافتههای بشری در راستای تعمیق فقاهت و فهم از نصوص دینی است که البته دامنۀ آن نیز در امور عقلائی است نه تعبدیات و معارف برتر از عقل و عقلاء. علاوه اینکه مراجعه و استفاده از نظرات آنان، در سایۀ عرضه به محکمات شریعت و مسلمات دین صورت میگیرد.
🔸علاوه اینکه استاد معظم هرگز ادعای احاطه به جمیع قوانین بین الملل و تخصص در آن امور را ندارد. لازم نیست در هنگام بحث از فقه التعامل در تمام جزئیات و خصوصیات قوانین بین الملل متخصص بود. بلکه کانون محوری بحث اضطرار در اجرای احکام در عصر غیبت، متمرکز است بر:
▪️تعامّل حداکثری
▪️دوری کردن از تقابلها تا حد امکان، ضمن تأکید بر افتراق دیدگاههای دینی و فرهنگ دینی
▪️برائت جستن از هر آنچه منافی اعتقادات اصیل شیعی همچون توحید باشد.
بنابراین پذیرش مسلک اضطرار نه تنها عامل نفی اقتدار اسلام و انقلاب اسلامی در برابر جبهۀ کفر نیست؛ بلکه عامل رشد و پیشبرد اهداف انقلاب و فقه شیعی در عرصه بین الملل خواهد بود.( گواه این مطلب این است که از نگارنده محترم بخواهیم برخی از فتاوای علمای سلف قدس الله اسرارهم که در محیط حکومت اسلامی صادر نشده را به جامعۀ جهانی عرضه کند تا متوجه مسلک اضطرار و کارآمدی آن گردد.)
3️⃣اندیشۀ حاصل از دوران مدرنیته و دوران پست مدرن مطلقاً منکَر نیست؛ بلکه از جهات عدیدهای برای یک عالم و فقیه ضرورت دارد بدان توجه نماید؛ مثل توجه به منشأ، عوامل و آثار آن و توجه به اینکه چرا کلیسا در درمدرنیته آسیب دید و تحت تأثیرات سوء آن قرار گرفت؟
به فرمایش قرآن کریم«قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْل» [روم: 42]
🆔@andalibhamedani
💢پیرامون «نظریۀ اضطرار» و حواشی یک حاشیه! (فرستۀ چهارم)
💠نکات پایانی
در پایان ضرورت دارد به چند نکته توجه شود:
1️⃣بدیهی است ما مخطئه هستیم و هرگز مسلک اضطرار بدین معنا نیست که در استنباط احکام شرعیه مکلف به عالم واقع باشیم. به دیگر بیان ما مکلف به اقامۀ حجت هستیم نه مکلف به رسیدن به عین واقع. بنابر مسلک اضطرار با توجه به مشکلاتی که در عصر غیبت برای تراث رخ داده و موجب فرق بین دین موجود و دین نازل شده، مشکل در اقامۀ حجتی است که اطمینانآور باشد و اگر صحبت از تجمیع قرائن و شواهد میشود به همین خاطر است. چرا که با تراث موجود رسیدن به حجت اطمینان آور بسیار دشوار است.
2️⃣وقتی سخن از اضطرار در استنباط به میان میآید با دو دسته از احکام روبرو هستیم:
الف) احکام و دستوراتی که فرازمانی و فرامکانی است؛ در هر حالی باید انجام شود و لو در عصر اضطرار. «لن یجعل الله علی الکافرین سبیلا» لسانی فرازمان و فرامکانی دارد؛ اما باید دید "سبیل" چیست؟ مطابق دیدگاه استاد معظم (بر پایۀ آیات کریمۀ قرآن) تعامّلی که در عصر غیبت باید به حداکثر برسد، مصداق "سبیل" نیست.
ب)احکام و دستوراتی که مطابق دیدگاه برخی از فقهاء بنابر ادلۀ خاصه مختص به عصر حضور است. عدهای از فقهاء در مورد نماز جمعه، برخی در مورد اجرای حدود، و اکثر فقهاء در مورد جهاد ابتدایی این دیدگاه را دارند که این احکام مختص به عصر حضور هستند. این نظریات وقتی در قالب مسلک اضطرار قرار گیرد، بهتر قابل درک است. بله ممکن است برخی در ادلۀ خاصه مناقشاتی داشته باشند ولی مناقشه در آن ادلۀ خاص یک بحث است و اینکه این نظریه با مسلک اضطرار هماهنگ باشد، بحث دیگری است.
3️⃣یکی از نکات حائز اهمیت در مسلک اضطرار، توجّه به قاعدۀ تزاحم و تقدیم اهم بر مهم یا فاسد بر افسد است. این نکته در اضطرار در اجرا باید مدّ نظر قرار گیرد.
🖊در پایان نویسندۀ این سطور این نقد را بر خود میپذیرد که حقّ استاد را به جا نیاورده و نظریات و ابتکارات معظم له را به صورت منظم و در قالب کتاب و مقالات تخصصی ارائه نکرده است که اگر چنین میکرد چنین برداشتها و نقدهایی از فرمایش استاد رخ نمیداد.
🆔@andalibhamedani
استاد عندلیب همدانی
#فقه_التعامل_1401_1402 🎙صوت درس خارج فقه التعامل 🔰جلسۀ 80 سال تحصیلی 1401-1402 🔰 جلسۀ 273 قاعدۀ الز
274.mp3
2.56M
#فقه_التعامل_1401_1402
🎙صوت درس خارج فقه التعامل
🔰جلسۀ 81 سال تحصیلی 1401-1402
🔰 جلسۀ 274 قاعدۀ الزام
🆔@andalibhamedani
فقه جلسه 274-20 اسفند 1401.docx
61K
#فقه_التعامل_1401_1402
📄تقریر درس خارج فقه التعامل
🔰جلسۀ 81 سال تحصیلی 1401-1402
🔰 جلسۀ 274 قاعدۀ الزام
🆔@andalibhamedani
استاد عندلیب همدانی
#اصول_1401_1402 🎙صوت درس خارج اصول 🔰جلسۀ 80 سال تحصیلی 1401-1402 🔰جلسۀ 101 علل اختلاف حدیث 🔰جلسۀ 273
274 (2).mp3
2.55M
#اصول_1401_1402
🎙صوت درس خارج اصول
🔰جلسۀ 81 سال تحصیلی 1401-1402
🔰جلسۀ 102 علل اختلاف حدیث
🔰جلسۀ 274 تخالف الحجج
🆔@andalibhamedani
اصول جلسه 274-20 اسفند 1401.docx
76.3K
#اصول_1401_1402
📄تقریر درس خارج اصول
🔰جلسۀ 81 سال تحصیلی 1401-1402
🔰جلسۀ 102 علل اختلاف حدیث
🔰جلسۀ 274 تخالف الحجج
🆔@andalibhamedani
#تقیه
💢چکیدهای از ۳۰۰ جلسۀ درس خارج
✍️استاد عندلیب همدانی(دامت برکاته)
💠خداوند متعال را سپاسگزارم که توفیق عنایت فرمود مباحثی در مورد تقیه را در درس فقه و آنگاه با نگاه اصولی در درس اصول طی حدود سیصد جلسه در جمع برخی از فضلای حوزهٔ علمیهٔ قم ارائه دهم، آنچه در ذیل میآید فهرستی کلی و چکیدهای از آن جلسات است:
1️⃣تقیه راهکاری عقلانی، عقلایی و دینی، برای حفظ جان، مال و آبرو است.
✅تقیه یعنی: پیشگیری از شعلهور شدن نزاعهای فرقهای.
✅تقیه یعنی: تعایش سلمی.
✅تقیه یعنی: مدارا با خلق در ضمن حفظ مرزهای دینی و مذهبی.
✅تقیه یعنی: تقدم اهم بر مهم و فاسد بر افسد.
✅تقیه یعنی: إخباء، سکوت، کتمان و توریه.
✅تقیه یعنی: تاکید بر مشترکات.
2⃣ریشههای عقلانی و عقلایی تقیه(=تزاحم=تقدیم اهم بر مهم و گزینش فاسد بر افسد)
3⃣جایگاه قرآنی تقیه و نیز اکراه و اضطرار.
4⃣روایات تقیه بر چهار دسته است:
الف: روایاتی که همگان را سفارش به تقیه میکند و آن را نشان دینداری میشمرد.
ب: روایاتی که خطاب به افرادی خاص تاکید بر رعایت تقیه میکند.
ج: روایاتی که در مواردی ویژه و خاص منع از تقیه کرده است.
د: روایاتی که شخصِ امام، در تبیین حقایق تقیه کرده است.
5⃣تقیه بر دو قسم است:
الف: تقیه به معنای عام و گسترده که شامل هرگونه کتمان، توریه(با اشاره، کنایه و رمزگونه سخن گفتن) و نیز اظهار خلاف واقع میشود.
ب: تقیه به معنای خاص(خصوص إفتاء بر وفق عامه)
لازم به ذکر است تا هنگامی که تقیه به وسیلهٔ کتمان و توریه ممکن باشد نوبت به تقیه به معنای خاص نمیرسد.
6⃣عامل تقیه یکی از این دو امر است:
الف/ خوف جانی، مالی و آبرویی برای خود و جامعه
ب / تعامل و تعایش سلمی با مذاهب، ملل و نحل دیگر.
7⃣در مورد انجام عبادات تقیهای مسألهٔ إجزاء یا عدم إجزاء مطرح است که ما معتقد شدیم در تقیه خوفی عدم إجزاء نیازمند دلیل است.
8⃣ابعادی که ممکن است در آنها تقیه رخ دهد:
الف: معارف کلامی
ب: احکام فقهی
ج: مسائل سیاسی
9⃣تقیه از سه جهت در سه علم قابل تحلیل و بررسی است:
الف: کلامی (چرایی تقیه و ...)
ب: اصولی (معیار تشخیص روایات تقیهای، مرجح بودن مخالفت با عامه و ...)
ج: فقهی (بررسی فقهی مصادیق حکم به تقیه و ...)
🔟چرایی تقیه:
الف: حفظ اساس و اولویتهای مکتب
ب: حفظ شخص و شخصیت معصوم
ج: حفظ و بقاء شیعیان
د: خروج شیعه از انزوا و مهیا شدن زمینههای حضور پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در سطح جامعه
1⃣1⃣تقیه امامان ( علیهم السلام ) از چه گروههایی بوده است؟
الف: از حاکمان و سلاطین جائر و جانی
ب: از عالمان و فقیهان درباری و مخالف مکتب شیعه
ج: از متعصبان جاهل در بین عامه
د: از اکثریت جامعه که درک صحیحی از امامت نداشتند.
ه: از شیعیانی که در اثر معاشرت با دیگران تفکرات آنها ناب و خالص نبود.
و: از منحرفانِ شیعهنما همچون غالیان و ....
ز: از گروهی از شیعیان که امام به خاطر حفظ جان خود آنها کتمان، توریه یا تقیه به معنای خاص داشت.
2⃣1⃣تقیه سیاسی و تعایش سلمی در عصر عدم بسط ید معصوم و به ویژه در عصر غیبت، حیرت و اضطرار یک تبصره و استثناء نیست؛ بلکه شیوهای اساسی و راهبردی بنیادین در مقام تعامل و همزیستی مسالمت آمیز است.
🆔@andalibhamedani