هروقت دلخوری پیش میاد، به همه ی تلاشایی که برای رسیدن بهش کردین، به سختیایی که واسه بهش رسیدن تحمل کردین هم فک کنید.
من هیچوقت رفیق صمیمی کسی نبودم.
من هیچوقت اون دانش آموز محبوب نبودم.
من هیچوقت اون بچه ی محبوب تو اکیپ نبودم.
من هیچوقت دیده نشدم.
من هیچوقت برای کسی قشنگترین نبودم.
من هیچوقت بود و نبودم تو زندگی کسی مهم نبوده.
چه می دانستم که برایِ من، هیچگاه"زندگی" مفهوم درست خود را پیدا نخواهد کرد؟ چه می دانستم که دربِدَری و بی سروسامانی سرنوشت ازلی و ابدی من است. چه می دانستم که تلاشِ من برای نجات از این وضع، تلاش احمقانه ای بیش نیست؟
-شاملو
‹خیلی خستم؛
خسته تر از اون که برای چیزایی که میخوام بجنگم.
یا حتی تلاش کنم،
انگار وسط سیل و طوفان بالای یه درخت پناه گرفتم،
هرچیم که منتظرم میمونم طوفان تموم نمیشه ..
من که میدونم
تهشم قرار همونجا بالای اون درختی که جلوی یه آسیب بزرگتر بهش پناه بردم بمیرم. ›
میدونی آدم بیاحساس وجود نداره!
امّا هست آدمی که تصمیم گرفته باشه یک روز، احساسش رو به هر نحوی، از همه قایم کنه!
همه چیز به شرایطی که پیش میاد برمیگرده!
یکی هیچوقت از اینکه همیشه با احساسش عمل کرده پشیمون نیست، و یکی هرچی کشیده از احساسش کشیده
مایلم به گریهای بلند
به گرفتگیِ صدام بعد فریاد
مایلم به بالا آوردنِ این غمِ عمیق:)))