ولی اینطور نیست که کسی یک دفعه بمیرد. آدم ها ، ذره ذره تمام میشوند !
غم به غم . . دلتنگی به دلتنگی . . .
خیلی طول میکشه تا بفهمی بعضی آدما بی هیچ قصد و غرضی وارد زندگیت شدن چون تشخیص این آدمای واقعی با اونایی که تظاهر به خوبی میکنن خیلی سخته
همه چیز برمیگرده به ذات ادم،بعضیا رو هر چقدر هم ببخشی هر چقدر هم بهشون فرصت بدی هر چقدر در مقابلشون گذشت و مهربونی داشته باشی پروتر و طلبکار تر میشن؛چون ذاتشون خرابه،کمبود محبت و توجه دارن،بخار همین لطف مکرر ما،حق مسلم میشه از نظرشون!
انقد ساده نگو می گذره فراموش می کنی ؛
فراموش کردن همینجوری خودش پروسه ی سختی هست.
بعد فکر کن ؛ تو بخوای کسیو که باهاش همه چیز و همه کس و فراموش می کردی فراموش کنی.
تو حق نداری راجع به کسی قضاوت کنی که کل زندگیشو ندیدی، روزای سختشو حس نکردی، از نزدیک شاهد هیچی نبودی، تو فقط یه قسمت کوچیک از عمرشو تماشا کردی، تو فقط دیدی چیکار کرده ولی ندیدی بهش چی گذشته، شاید این بهترین تصمیمی بوده که اون آدم گرفته،
ولی ''قضاوت'' بدترین تصميمیه که تو گرفتی.
آقا جدی خیلی وحشتناکهها؛
فکرکن هفته به هفته عمرت داره میاد و میره
نه دلخوشی خاصی داری، نه تفریحی،
نه مسافرتی، هیچ پیشرفت بزرگی نمیکنی،
هیچجای دنیارو نمیبینی.
حتی چارتا آدم حسابی دورت نداری
همینجوری عمرت میگذره،
پیر میشی آخرشم میمیری.
نمیترسین از این اوضاع واقعا؟
حرمتی ک شکست دیگه شکست؛هرکاری ام بکنی نمیتونی اون ارتباطی که با شکستن حرمت خراب شده رو از نوع بسازی.
آدم باید یک نفر را داشته باشد تا
تمامِ ناگفته های دلش را برایش بگوید
باید یک نفر را داشته باشد
تا تمامِ حرف هایش را
از عمقِ چشمانش بخواند
باید یک نفر باشد
که دلـت از تنهایی نترسد
خلاصه بگویم،
باید یک نفرباشد که امیدِ تمامِ نا امیدی هایِ زندگیت باشد.