دقیقا مشکل اینه که خیلی منطقی و بی رحمانه به مشکلات دیگران نگاه میکنید و نظر میدید در صورتی که اون طرف هیچوقت نظر شمارو نخواسته
دقیقا نمیدونم چن بار دیگه باید چوبِ اعتمادایِ
بیجامو بخورم تا حالیم شه اعتماد کشک نیست.
در من پسری مرده است ، که کسی به او شاخه گلی نداد ،او را در آغوش نگرفت
او را درک نکرد .
در من منی خاک شده است !.
تو کامنت های یکی از چنل تلگرام خونده بودم:
حرف ها یا نَرمَن یا بُرَنده و چقد دقیق بود.
عجیب نیست.
یک کتاب بعد از چندین بار خوانده شدن ، چاق تر میشود.
انگار چیزی لابه لای صفحه ها جا می ماند.
چیزهایی مثل احساسات ، افکار ، صدا ها!
شاید باورتون نشه ولی من توی یه دنیای دیگه هم زندگی میکنم...
ولی مشکلش اینه که فقط وقتی هندزفری تو گوشم باشه میتونم برم داخلش!
نصیحت امشب :
باور کن هیچکس قرار نیست از نبودن ما بمیره ،
نهایتا یک ساعت دیرتر میخوابن.
وقتی اعصبانیم بهم خیره نشو.!
وقتی ناراحتم و گوشه گیر شدم هرگز سمتم نیا و سوال پیچم نکن؛
من، فقط منم که میتونم خودمو از اون حالت دربیارم
من اینم! نمیدونم از کِی تاحالا این شدم
فقط میدونم الان اینم و توام با کنار اومدن با این خصوصیتاتم باعث میشی حال هردومون خراب تر از این نشه ..
دیدی بعضیا انگار از بهشت اومدن؟
بهت آرامش میدن، کنارشون آرومی و حالت خوبه؟
یه کلمه ی یونانی هست به نام«elysian»
به کسی میگن "الیسیان" که
کنارش همینقدر حالت خوبه!