چشم ها چیزی را میبینند که دوست دارند نه چیزی که حقیقتا هست و این ابتدای ویرانیست ...
آدمی که بده، بده.
ضربه میزنه امروز نزنه فردا میزنه، فردا نزنه یه ماه دیگه یه سال دیگه بالاخره ضربه میزنه؛ چون اصلا براش هیچی مهم نیست که تو کی هستی.
آدما فقط وانمود میکنن که میفهمنت، یعنی ممکنه وقتی داری به پهنای صورتت اشک میریزی و از اتفاقی که قلبتو تیکه تیکه کرده میگی، نگات کنن و بگن"ای بابا، چرا انقدر سخت میگیری! باور کن میگذره..."جدی؟ میگذره؟ پس چرا من با گذشت این همه وقت هروقت یاد اون ماجرا میفتم از شدت ناراحتی قلبم تیکه تیکه میشه و دلم میخواد که دوباره گریه کنم؟
اون دیالوگه بود که میگفت : « من هر روز همینقدر خسته ام فقط امروز حوصله ی گول زدنِ خودم و بقیه رو ندارم » عمیقا میفهمم چی داره میگه.